تبليغاتX
مهندسی منابع طبیعی_علوم جنگل

مهندسی منابع طبیعی_علوم جنگل

مهندس نریمان شیوندی

 

 

 

جنگل ، هدیه خدایی و نخستین دوست بشر به شمار می‌رود. هیچیک از پدیده‌های طبیعت به اندازه جنگل در زندگی آدمیان نقش اساسی و سازنده ندارند. انسان آغازین تنها در پناه جنگل توانست به حیات و تولید نسل خود ادامه دهد، او نیازمندیهای روزانه خود را از جنگل بدست می‌آورد. بدین سان احترام به درختان و احساس دوستی نسبت به آنها پدیده‌ای است که منشا بسیار دیرین در پندار انسانها دارد و افسانه‌های کهن اقوام و ملل مختلف جهان ، سرشار از اساطیر گیاهی است.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 17:28  توسط نریمان شیوندی  | 

بیوگرافی نویسنده

 

سلام بر دوستداران طبیعت

دوست عزیز از این که از وبلاگ بنده ی حقیر دیدن می کنید تقدیرو تشکر میکنم. هر چند که در این وبلاگ مطالب گوناگونی آورده شده است ولی هدف اصلی من از طراحی این وبلاگ آشنایی با گیاهان و معرفی رشته ی تحصیلی جنگلداری می باشد.چنانچه قصوری در این وبلاگ رویت نمودید به بزرگواری خودتان ببخشید.

نام و نام خانوادگی :                نریمان  شیوندی

 

رشته ی تحصیلی:                          مهندسی منابع طبیعی _ جنگلداری

 

دانشگاه:                              شهرکرد                                           

 

زادگاه:                               استان چهارمحال و بختیاری ( چلیچه )

 

Nariman_sheivandi@yahoo.com

 


+ نوشته شده در  ساعت 11:31  توسط نریمان شیوندی  | 

من زاده ی عشقم.........

 

 

چلیچه نام روستایی است در بخش میزدج از توابع شهرستان فارسان در استان چهارمحال و بختیاری. اين روستا در فاصلهء 25 كيلومترى شهركرد است و توسط رشته كوههاى زاكرس احاطه شده و در دامنهء قلهء بلند و هميشه سفيد جهانبين قرار دارد. مردم اين روستا از قوم بختيارى هستند و به زبان و كويش بختيارى سخن مي گويند.

در زبان بهلوى باستان چل -chol- نام ساخته اى سنكى بوده كه براى سكونت تابستانه از ان استفاده ميشده است. نام اين روستا بركرفته از نام اين نوع ساخته است و باز مانده هايى از اين گونه ساخته ها هنوز در بخشى از آبادى به نام بانه ديده ميشود

                                                                                         

 

           

 

اماکن ديدنی و کهن روستا

امام زاده سيد سعيد عليه الرحمه, چشمه ی شفا بخش ابمراد و باغهای اسعديه و باغ بالا از اماکن ديدنی اين روستا ميباشند. باغ اسعديه و باغ بالا مسکن خوانين بختياری روزگاری پذيرای بزرگانی همچون سردار اسعد بختياری و سردار ظفربختياری و نيز علامه علی اکبر دهخدا بوده اند.خوانين بختياری به سبب علاقه وافر به فرهنگ وادب دارای کتابخانه های بزرگی در قلعه جونقان و اسعديه چليچه بوده اند.علامه دهخدا اثر فاخر خود فرهنگ دهخدا را با استفاده بردن از اين کتابخانه ها در زمان اقامت خود نزد دوستان بختياريش در اين منطقه نوشته است. علاوه بر اماکن ذکر شده فوق حمامی چند صد ساله در وسط ابادی قرار دارد که به گفته اهالی و به استناد سنگ نوشته ای که بر يکی از ستونهای ان حک شده است قدمت اين گرمابه به حدود 500 سال ميرسد. حمام ممحسن سلطان يا محمد حسن سلطان هنوز داير و گرم است.

 

شير سنگي

 

جمعيت روستا

بر اساس سر شماری سال ۱۳۸۵ جمعيت روستای چليچه به ۱۳۵۰۰ نفر ميرسد. جمعيت ساکن اين ابادی از چند خانواده بزرگ که نام فاميلی خود را بر اساس نام اجداد خود برگرفته اند شكل كرفته است. از فاميلهای پر جمعيت اين روستا ميتوان به فاميليهای محمودی,احمدی,نوروزی,حيدری,عباسی,صالحی,انصاری و شيوندی اشاره کرد.به باور اهالی اين ابادی اولين خانواری که صدها سال پيش در اين منطقه که امروزه چليچه ناميده ميشود سکنی گزيد اجداد خانواده صادقی بوده اند.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:27  توسط نریمان شیوندی  | 

منابع اینترنتی مرتبط علوم جنگل

 

Links to more information

http://www.iddpnql.ca/

http://www.afn.ca/

http://www.wendake.com/

http://www.nafaforestry.org/

http://www.indigenousnetworkoneconomiesandtrade.com/

http://www.fscoax.org/

http://www.barrierelake.ca/

http://www.innu.ca/

http://www.tebtebba.org/

http://www.forestpeoples.org/

recommending that youth be part of the official programme at the XIII WFC.

Links to more information:

http://www.un.org/esa/forests

http://www.wfc2003.org/en/jeunes/index.php

http://www.fpac.ca/

http://www.naturalstep.org/

http://www.fscoax.org/

http://www.fsccanada.org/

hhttp://www.fwi.or.id/

http://www.fao.org/forestry/FOP/FOPH/ENERGY/cont-e.stm 

http://www.iepf.org/    

http://www.mediaterre.org/

http://www.nrcan.gc.ca/cfs-scf

http://www.copernicus.uu.nl/

http://www.chem.uu.nl/news

Contact:

http://www.worldagroforestrycentre.org/

http://www.panda.org/

http://www.greenpeace.ca/

http://www.oldgrowthfree.com/ 

2 آلمان  http://www.ve.derbraucherministeium.de/

3 اتریش http://www.lebensministerium.at/

4 اردن http://www.moa.gov.jo/

5 اسپانیا http://mapya.es/

6 استرالیا http://dpie.gov.au/

7 استونی http://www.agri.ee/

8 اسلواکی http://www.mpsr.sk/

9 آفریقای جنوبی http://www.agric.za/

10 السالوادور http://www.go.to/mag.gob.sv

11 اندونزی http://www.deptan.go.id/

12 انگلستان  http://www.defra.gov.uk/

13 اروگوئه http://www.mgap.gub.uy/

14 اوکراین  http://www.minagro.kiev.ua/

15 ایتالیا http://www.politicheagricole.it/

16 ایران  http://agri-jahad.org/

17 ایرلند http://www.irlgov.ie/

18 برونئی http://www.agriculture.gov.bn/

19 برزیل http://www.agricultura.gov.br/

20 بلژیک http://www.cmlag.fgov.be/

21 بلغارستان http://www.government.bg/

22 هندوراس http://www.belize.gov.bz/cabinet/d_silva

آدرس وب سایت ادارات کل منابع طبیعی استانها

1 اصفهان http://isfahan.frw.org.ir/

2 ایلام http://ilam.frw.org.ir/

3 آذربایجان شرقی http://azaresharghi.frw.org.ir/

4 بوشهر http://bushehr.frw.org.ir/

5 تهران http://tehran.frw.org.ir/

جهارمحال و بختیاری  http://chaharmahal.frw.org.ir/

7 خوزستان http://khuzestan.frw.org.ir/

 زنجان http://zanjan.frw.org.ir/

9 سیستان http://sistanbaluchestan.frw.org.ir/

10سمنان http://semnan.frw.org.ir/

11 فارس http://fars.frw.org.ir/

12 قزوین http://qazvin.frw.org.ir/

13 کرمان http://kerman.frw.org.ir/

14 کرمانشاه http://kermanshah.frw.org.ir/

15 کهکیلویه و بویراحمد http://kohgiluye.frw.org.ir/

16 گلستان http://golestan.frw.org.ir/

17 گیلان http://gilan.frw.org.ir/

18 لرستان http://gilan.frw.org.ir/

19 مازندران - نوشهر http://gilan.frw.org.ir/

20 مازندران-ساری http://sari.frw.org.ir/

21 همدان http://hamadan.frw.org.ir/

22 یزد http://yazd.frw.org.ir/ 

آدرس وب سایت سازمانها

1 سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور www.mporg.ir

2 پورتال وزارت جهادکشاورزی www.maj.ir

3 سازمان نقشه برداری www.ncc.org.ir

4 سازمان هواشناسی www.irimo.ir

5 مرکز آمار ایران www.sci.org.ir

6 سازمان حفاظت محیط زیست www.irandoe.org

7 مرکز توسعه پایدار و محیط زیست www.cenesta.org

8 حفاظت و بهره برداری از رودخانه ها و سواحل ایران www.iranrivers.com

9 کمیته ملی آبیاری و زهکشی ایران www.irncid.org

10 موسسه تحقیقات پسته کشور www.pri.ir

11 موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

 www.Rifr-ac.ir

12 کمیته اجرایی قانون تشویق سرمایه گذاری در طرحهای آب کشور

 http://www.wec.ir


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 11:24  توسط نریمان شیوندی  | 

دولت و مردم، هر دو در تخریب جنگلها مقصرند

 

ديدن تصاويري از جنگلهاي ايران در تارنماي " ایران و طبیعت" سبب شد تا ادامه مطالب پست قبلي را مجددا پي بگيرم. هفته پيش نمايش فيلم مستند فرهاد ورهرام در تالار موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور بحث هاي زيادي را بين حضار جلسه از جمله بحث خروج دام از جنگل، طرح صيانت جنگل و تخريباتي كه توسط جنگل نشينان و ساير دستگاهها بطور قانوني يا غيرقانوني صورت مي گيرد ايجاد كرد. مقدمتا لازم مي دانم توضيحي كوتاه در باره دو طرح صيانت و خروج دام از جنگل ارايه نمايم.

طرح صیانت از جنگلهای شمال کشور:

رویکرد دولت سيدمحمد خاتمي، مجلس و همه قوای کشور در سال 1380 نسبت به منابع طبیعی سبب شکل گیری طرحي به نام طرح صیانت از جنگل های شمال کشور شد. برای این منظور ضمن در نظر گرفتن یک ردیف خاص با اعتباری معادل 1/7 میلیارد تومان از سال 1381 اجرای آن شروع شد. در این طرح چند محوری، اولین مقوله، بحث مالکیت در جنگل های شمال كشور بود که قرار بود تا پایان سال 83 تقریبا 100 درصد مالکیت ها مشخص شود چرا که گفته مي شد در مناطق تحت مالکیت دولت بهتر می توان عملیات حفاظتی را اجرا کرد. علاوه بر آن قرار بود مشکلات اجتماعی و اقتصادی مردمی که در انجا ساکن هستند به نوعی حل شود تا توان توسعه جنگل ها سریع تر امکان پذیر شود. بر اساس این طرح بعضی از نقاط جنگلی باید بازسازی شده و دامها نیز از بعضی مناطق خارج شوند. در این طرح باید نحوه برخورد با بعضی از ساخت و سازها و پروژه های عمرانی که باعث تخریب جنگل می شوند مشخص شود. متاسفانه سرانجام اين طرح كه با تغيير دولت هم همراه شد نمي دانم به چه روزي افتاد. وضعيت و سرنوشت كنوني منابع طبيعي هم در دولت فعلي نيازي به توضيح ندارد

طرح خروج دام از جنگل:

طرح کلیدی دیگری که برای حفاظت از جنگل های شمال کشور  در دولت قبلي به تصويب رسيد، طرح خروج دام از جنگل بود.  لازم بیادآوری است در جنگل های شمال کشور حدود 87.000 خانوار جنگل نشين با جمعيتی حدود 500.000 نفر و با در اختيار داشتن 5.7  ميليون واحد دامي  به کار كشاورزي و دامپروري اشتغال دارند. به علاوه يك جمعيت 600.000 نفري ديگر نيز در روستاهاي مجاور جنگل ها زندگي مي كنند و از نظر تامين سوخت، علوفه و مصارف روستايي وابسته به جنگل ها مي باشند. بخش عظیمی از اين جمعيت 1/1 ميليون نفري و افرادي كه از نظر اقتصادي واجتماعي وابسته به آنها هستند و شاید علاقة چنداني هم به حل مسايل جنگل هاي در حال تخريب شمال و حفاظت از آنها را ندارند، همراه با دام موجود باید از جنگل خارج مي شدند. در این زمینه دولت برای خروج هر واحد دامی از جنگل باید 10 تا 15 هزار تومان مي پرداخت. چنانچه مردم عرصه و اعیانی هم داشته باشند باید آنها نیز خریداری مي شد تا جای آنها جنگل کاری شود. به این ترتیب برای خروج هر خانواده از داخل جنگل به غیر از هزینه دام ها، دولت باید 5 تا 6 میلیون تومان هزینه پرداخت مي كرد. از جمله سئوالي كه در باره اين طرح بايد جواب داده مي شد اين است  که آیا این کار با چنین هزینه سرسام آوری به راحتی انجام پذیر بود؟ آیا تضمینی برای مراجعه نكردن مجدد این افراد یا بخشی از آنها به محل اولیه وجود داشت؟ آیا امکانات ایجاد شغل برای این افراد پس از خارج کردن آنها از محیط جنگل پیش بینی شده بود؟ آیا با صرف بخش کوچکی از این هزینه ها برای روشن شدن افکار عامه و بالا بردن فرهنگ جنگل نشینان برای زندگی در جنگل و همچنین بازبینی و تدوین قوانین مربوطه و مخصوصا اجرای درست قوانین بدون ملاحظات شخصی و سیاسی با هر فرد در هرمقام و مرتبه ای سیر صعودی این تخریب کمتر نمی شد؟

تخريب جنگل توسط جنگل نشينان:

 اگرچه در فيلم مستند فرهاد ورهرام به نوعي و با زيركي خاص تخريب جنگل را از سوي جنگل نشينان بسمت جنگلبانان و بهره برداران دولتي سوق مي داد اما اين حقيقت را نمي توان كتمان كرد كه جنگل نشينان و روستائيان براي تامين مايحتاج خود در استفاده از جنگل ها از هيچ قاعده صحيح و معقولي پيروي نمي نمايند و به نوعي خود در نابودي جنگل‌ها نفش عمده اي دارند. چه بسا در اين زمينه بسياري از افراد هم آگاهانه يا ناآگانه زمينه سوء استفادة اشخاص سودجو را فراهم مي كنند. به هر حال با روندی که از سالها قبل در مورد قطع درختان در جنگل هاي شمال و جنگل هاي حفاظتي و حمايتي ساير نقاط كشور وجود داشته و کماکان نیز شاهد هستیم اگر چاره درستي براي جلوگيري از تخريب اين منابع خدادادي صورت نگيرد علاوه بر اينكه اين اندك جنگل باقيمانده را از دست خواهيم داد بايد شاهد پيامدهاي ناگوار آن هم باشيم               

                   

                  پس روستاییان هم در این تخریب نقش بسزایی دارند!

        

                

در این طرف کوه حتی سایه یک تک درخت هم غنیمت است برای استراحت دام یا انسان. پس نگذارید آن طرف کوه هم مثل این طرف شود

جنگل هرچند‌ از ديدگاه‌ عاميانه‌ فضايي‌ سبز و خرم‌ براي‌ گشت‌ و گذار در طبيعت‌ و از نظر اقتصادي‌منبعي‌ براي‌ تامين‌ فراورده‌هاي‌ چوبي‌ مي‌باشد اما از ديدگاه‌ علمي‌، نقش‌ وارزش‌ جنگلها بسيار فراتر از ارزش‌ اقتصادي‌ آن‌ تنها به‌ عنوان‌ منبع‌ توليد چوب‌ است‌. چرا كه جنگل علاوه بر فضاي سبز به عنوان تفرجگاه براي انسان، نقش بسزايي در كنترل آبهاي سطحي و تغذيه آبهاي زيرزميني، مبارزه با آلودگي هوا، مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاك، جلوگيري از سرو صداي محيط، تعديل و تلطيف آب و هوا، جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌، جلوگيري‌ از رانش‌ زمين‌، توليد چوب و کاغذ و  توليد مواد دارويي و صنعتي دارد. بنابراین مردم و دولتيان باید بيش از پيش بفكر جنگل باشند چرا که سهم سرانه هر نفر ايراني از اين جنگلها فقط 0.25 هکتار است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 11:12  توسط نریمان شیوندی  | 

نقش جنگل ها

 


 



آلودگي هوا چه درمناطق شهري بوسيله وسايل دود زا و کارخانجات وساير منآبع آلوده کننده و چه در مناطق بيآباني در اثر حرکت و جآبجائي ماسه ها و گرد و غبار بوسيله باد وجود دارد. مواد سمي موجود در هواي شهرها فقط از لوله اگزوز ماشينها و يا دودکش کارخانه هاي داخل شهر خارج نمي شود بلکه بادهايي که از اطراف مي وزند سبب مي گردند که گرد و غبار و گازهاي کارخانه‌هاي اطراف را هم وارد شهر نمايند و به غلظت مواد سمي هواي مناطق مسکوني بيافزايند. درختان در جلوگيري و کاهش آلودگي هوا که در بالا ذکر شد نقش اساسي دارند. بطور مثال يک درخت صد ساله راش با 2.5 تن وزن (وزن چوب خشک) در طول عمر خود 12.5 ميليون متر مکعب گاز کربنيک هوا را جذب کرده است تا بتواند اين مقدار چوب را توليد کند. همچنين درختان باد حامل ذرات ريز را شانه مي کنند و مي‌توانند در هر هکتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب دهند. اين موضوع براي مناطق بيآباني و شهرهايي که مورد تهاجم شن هاي روان قرار مي‌گيرند. بسيار حائز اهميت است چون با ايجاد کمربند سبز مي‌توان از ورود گرد و غبار بداخل شهر جلوگيري کرد. همگام با شانه کردن گرد و غبار هوا، جنگل مقدار زيادي از باکتريها و ميکروبهاي معلق در هوا را در لاي شاخ و برگ خود رسوب مي دهد. مقدار باکتريهاي موجود در هواي جنگل به مراتب کمتر از مناطق غير جنگلي است.


طبق بررسيهاي دانشمندان روسيه درختان کاج، گردو، پيسه آ، آبيس سيبري، بلوط، فندق، اوکاليپتوس، ارس، افرا، بيد، زبان گنجشک و داغداغان از خود موادي در هوا پخش مي کنند که باعث از بين رفتن بسياري از باکتريها و قارچ هاي تک سلولي و برخي از حشرات مضر مي شود اين ماده را توکين ( Tukin ) در سال 1956 فيتونسيد ناميده است. به طور مثال اگر پشه و يا مگس را زير سرپوشي قرار دهيم که در آن برگهاي خرد شده اکاليپتوس و با زبان گنجشک وجود داشته باشد حشره فوق پس از مدتي مي ميرد. براي مبارزه با بيماري سل افراد مبتلا را در روسيه براي استراحت به مناطقي که جنگل هاي کاج وجود دارد مي فرستند. با توجه به آنچه ذکر شد متوجه مي‌شويم که اهميت جنگل فقط در تصفيه هوا از گرد و غبار نيست، بلکه در ضد عفوني هوا هم نقش موثري دارد و اين مسئله ايجاد فضاي سبز در اطراف و داخل شهرها و اطراف بيمارستان‌ها، ‌مدارس و اماکن  عمومي را بخوبي گويا مي سازد.


مراتع نيز در مناطق بيآباني همچون پوششي روي خاکها و ماسه‌ها را گرفته و اجازه حرکت به آنها نمي دهند و در مناطقي که حرکت خاک وجود داشته باشد مقادير زيادي از آن را در پاي بوته‌ها رسوب مي دهد.


 


 


 


4ـ تاثير جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاک:




 


عمل فرسايش بيشتر بوسيله آب و باد صورت مي گيرد. بادهاي مداوم در اثر ايجاد اختلالاتي در زندگي گياه و تبخير رطوبت زمين که منجر به خشکي بيش از حد خاک مي گردند، سبب مي شوند که تجديد حيات نباتات متوقف و يا به کندي صورت گيرد و با کم شدن پوشش گياهي عمل فرسايش آغاز شود. اگر انسان هم با بهره برداري بي رويه از بين رفتن گياهان را ناخواسته تسريع نمايد آنگاه مراکز مهم کشاورزي و صنعتي و مسکوني در معرض تهديد قرار مي‌گيرند.


جنگل به کمک شاخ و برگ درختان، از سرعت باد مي کاهد و با ريشه گياهان، خاک را حفظ مي کند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. بعلت آرام بودن هواي داخل جنگل تبخير بسيار ناچيز بوده و خطر خشک شدن خاک که از شرايط مهم آغاز فرسايش است از بين مي‌رود. نزولات آسماني در مناطق فاقد گياه در روي زمين به صورت هرز آبهاي سيل آسا جاري مي شوند و چون مقاومتي در برآبر خود نمي بينند ذرات ريز و درشت خاک را حمل مي کنند و بتدريج در مسير خود و يا در پشت سدها و درياچه‌ها رسوب مي دهند، گاهي سبب طغيان رودخانه‌ها مي گردند و خسارات جانبي و مالي زيادي بار مي‌آوردند. در مناطقي که پوشش گياهي وجود دارد، هنگام بارندگي قطرات باران به علت انرژي که در مسير خود و همچنين تاثير قوه جاذبه زمين کسب مي کنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاک و جآبجايي آن شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گياهان به ذرات بسيار ريز تبديل گشته و به آهستگي روي خاک مي رسند. از طرفي بقاياي نباتي کف جنگل و مراتع همچون اسفنجي آب حاصل از بارندگي را د رخود جذب نموده و به آهستگي روي خاک رها مي کند و بدينوسيله خطر شتشوي خاک از بين رفته و خاک حفظ مي شود. در مورد نقش‌ پوشش‌ سطح‌ خاک‌ در کاهش‌ ضربه‌ قطرات‌ باران‌ آزمايشي‌ توسط‌ يکي‌ ازمتخصصين‌ مربوطه‌ (Hadson) در دو قطعه‌ زمين‌ انجام‌ گرفته‌ است‌. در اين‌ آزمايش‌ آبتدا علفهاي‌موجود زمين‌ با دست‌ کنده‌ شده‌ و سپس‌ زمين‌ به‌ دو قطعه‌ مساوي‌ تقسيم‌ شده‌ است‌. روي‌ يکي‌ ازقطعات‌ دو لايه‌ تور سيمي‌ ريز بافت‌ قرار داده‌ شد قطرات‌ باران‌ در اثر برخورد با آن‌ شکسته‌ شده‌ وبه‌ صورت‌ قطرات‌ بسيار ريزي‌ درآمد (شکسته‌ شدن‌ قطرات‌ عيناً توسط‌ شاخه‌ و برگ‌ پوشش‌گياهي‌ هم‌ صورت‌ مي‌گيرد) خاک‌ از دست‌ رفته‌ از اين‌ دو قطعه‌ (قطعه‌ پوشيده‌ شده‌ با تور سيمي‌ وقطعه‌ لخت‌) در طول‌ 10 سال‌ اندازه‌گيري‌ شد.  نتايج‌ بدست‌ آمده‌ از 10 سال‌ آزمايش‌ نشان‌ دادکه‌ خاک‌ از بين‌ رفته‌ از قطعه‌ لخت‌ بيش‌ از 100 برآبر خاک‌ فرسايش يافته‌ از قطعه‌ پوشش‌دار مي‌باشد.



گذشته‌ از اين‌ فرسايش‌ خاک‌ در منطقه‌ جنگلي‌ با فرسايش‌ خاک‌ در مناطق‌ ديگر تفاوت‌ دارد اگرچه‌ هر دو بلايي‌ است‌ که‌ بر خاک‌ وارد مي‌شود ولي‌ خاکهاي‌ مناطق‌ جنگلي‌ بسيار حاصلخيزتر ازمناطق‌ ديگر است‌ با فرسايش‌ خاک‌ مواد حاصلخيزي‌ که‌ طي‌ ساليان‌ متمادي‌ در خاک‌ ذخيره‌شده‌اند از دست‌ مي‌رود. در تحقيقات‌ انجام‌ شده‌ در يکي‌ از ايالت‌هاي‌ آمريکا (New Hampshire) ثآبت‌ شده‌ است‌ که‌ پس‌ از بريدن‌ درختان‌ يک‌ جنگل‌، جريان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگي‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هکتار 95 کيلوگرم‌ ازت‌ نيتراتي‌ و 89 کيلوگرم‌ کلسيم‌ را از بين‌برده‌ است‌ در حاليکه‌ در يک‌ جنگل‌ دست‌ نخورده‌ ميزان‌ ازت‌ نه‌ تنها از بين‌ نرفته‌ بلکه‌ در هر هکتار2 کيلوگرم‌ نيز به‌ ميزان‌ آن‌ افزوده‌ شده‌ است‌. اين‌ مقدار ازت‌ از باران‌ دريافت‌ شده‌ است‌. همچنين‌کلسيم‌ از بين‌ رفته‌ بسيار کم‌ بوده‌ و مقدار آن‌ 7 کيلوگرم‌ در هکتار بوده‌ است‌.


 


 


 


 


 


 


 


 


جنگل، مادر چشمه ها و رودخانه ها ست



امروز با داشتن جمعيتي بالغ بر  65 ميليون نفر نظاره گر نابودي نه تنها باغها و کشتزارها بلکه شاهد از بين رفتن خانه و کاشانه و احشام و حتي جان مردم بوسيلة سيلابهاي مهيبي هستيم که کمتر سابقه داشته است. با نگاهي به گذشتة‌ نه چندان دور در مي يابيم بسياري از مناطقي که زماني بوسيلة‌ درخت و درختچه و بوته و گياهان علوفه اي پوشيده شده بود، امروز بر اثر قطع بي روية درختان، درختچه ها و بوته کني و چراي مفرط و آتش سوزي حتي آثاري از درختان و درختچه هاي بومي در بعضي از استانها به چشم نمي خورد ، حال چه انتظاري غير از اين وقايع تلخ و ناگوار مي توان داشت، که گفته اند هر کسي آن درود، عاقبت کار، که کشت.


با روندي که از سالها قبل در مورد قطع درختان در جنگل هاي شمال و جنگل هاي حفاظتي و حمايتي ساير نقاط کشور وجود داشته و کماکان نيز شاهد هستيم، اکنون نظاره گر بروز سيلابهاي خطرسازي شده ايم که دست کم تا کنون در استانهاي سرسبز شمال کشور مشاهده نشده است. اين‌  حوادث‌  ناگوار  در  مناطق  ‌سرسبز  شمال  ‌کشور  که  ‌روزگار  ‌درازي  ‌به  ‌برکت‌  وجود  پوشش‌  جنگلي  ‌انبوه‌،  بارشهاي‌  منظم  ‌و  کافي‌،  خاکهاي  ‌عميق‌  و  حاصلخيز  و  تعادل  ‌پايدار  اکوسيستم‌،  بعنوان  ‌جزيره‌هاي  ‌امن  ‌و  مصون  ‌از  آفات‌  و  بلاياي  ‌طبيعي  ‌همچون  ‌سيل‌  محسوب‌  مي‌شد  بصورت  ‌وحشتناکي  ‌عيان  ‌شده  ‌است‌. سيل مرداد 1380 فقط در منطقه  ‌مينودشت‌  و  کلاله) استان‌  گلستان‌)  بيش  ‌از  300  کشته  ‌و  270  مفقود  و 600 ميليارد  ريال  ‌خسارت‌  بجاي  ‌گذاشت .  مي توان گفت ‌هر  چند  سيلابها  ناشي از  بارندگي  ‌هستند  ولي‌  آنچه  ‌بيشتر  موجب‌  بروز  سيلابها  شده‌اند،  عمل  ‌متقابل‌  و  قانونمند  طبيعت‌  در  برابر  بهره‌برداري‌هاي  ‌بي‌رويه  ‌انسان‌،  کاربري‌هاي  ‌نادرست‌  اراضي‌  و  استفاده‌هاي  ‌نابخردانه‌  انسان  ‌از  منابع  ‌بيکران  ‌آن‌  است‌.  طبيعت  ‌بويژه‌  مناطق‌  کوهستاني  ‌بنا  به  ‌ماهيت‌  خود  شکننده‌اند  و  فشارهاي  ‌جمعيت‌  رو  به  ‌رشد  انسان  ‌و  استفاده‌هاي  ‌نامعقول‌  آنها  را  بر  نمي‌تابند  به  ‌همين  ‌دليل  ‌با آهنگي ‌سريع ‌رو به ‌تخريب ‌گذاشته‌اند و براي‌ انسان‌ پيامدهاي ‌ويرانگري‌ نظير سيل ‌به ‌بار مي‌آورند.


نقش‌ جنگلها و مراتع‌ در جلوگيري‌ از رانش‌ زمين‌:


 




 


رشد درختان‌ در دامنه‌ها سبب‌ افزايش‌ پايداري‌ خاک‌ مي‌گردد.ريشه‌ درختان‌ با فرو رفتن‌ درخاکهاي‌ حساس‌ به‌ لغزش‌ مانند ستونهايي‌ عمل‌ کرده‌ و با ايجاد شبکه‌ متراکم‌ ريشه‌اي‌ از بهم‌پاشيدن‌ قطعات‌ يا بلوکهاي‌ لغزشي‌ جلوگيري‌ مي‌کنند.مطالعات‌ انجام‌ شده‌ در منطقه‌ جنوب‌شرقي‌ آلاسکا نشان‌ داد که‌ پس‌ از قطع‌ درختان‌، افزايش‌ قآبل‌ ملاحظه‌اي‌ در تعداد لغزش‌هاصورت‌ گرفت‌ آنها نتيجه‌ گرفتند که‌ نابودي‌ و فساد تدريجي‌ سيستم‌هاي‌ تداخلي‌ ريشه‌ درختان‌(پس‌ از قطع‌ آنها) عامل‌ وقوع‌ لغزشها بودند. هر چند عده‌اي‌ اعتقاد دارند که‌ در بعضي‌ موارد درختان‌ به‌ دليل‌ نيروي‌ وزن‌ خود و يا بر اثر نيرويي‌ که‌ توسط‌ باد در بعضي‌ از مناطق‌ به‌ درختان‌وارد مي‌شود ممکن‌ است‌ باعث‌ لغزش‌ شوند ولي‌ به‌ دلايل‌ زير نقش‌ پوشش‌ گياهي‌ در جلوگيري‌از حرکت‌ زمين‌ کاملاً آشکار است‌:




يکي‌ از عوامل‌ مهم‌ و مؤثر در حرکت‌هاي‌ توده‌اي‌ يا رانش‌ زمين‌ وجود رطوبت‌ در خاک‌است‌ در ايران‌ نيز اکثر لغزشها معمولاً در دامنه‌هاي‌ رو به‌ شمال‌ (سايه‌گير)که‌ رطوبت‌ بيشتري‌نسبت‌ به‌ دامنه‌ جنوبي‌ دارند اتفاِق مي‌افتد.بنآبراين‌ درختان‌ با انجام‌ عمل‌ تبخير و تعرِق و درنتيجه‌ کم‌ کردن‌ ظرفيت‌ نگهداري‌ آب‌ خاک‌، نقشي‌ اساسي‌ در اين‌ مورد ايفا مي‌کنند درختان‌ بامصرف‌ بالاي‌ آب‌ و تعرِق زياد در حقيقت‌ عمل‌ زهکشي‌ خاک‌ را انجام‌ مي‌دهند و در نتيجه‌ آن‌ راسبک‌ نگه‌ مي‌دارند. مطالعات‌ انجام‌ شده‌ در امريکا (ايالت‌ اوهايو)نشان‌ مي‌دهد که‌ ضريب‌ اطمينان‌در برآبر لغزش‌، در دامنه‌هاي‌ جنگلي‌ پوشيده‌ از درخت‌ 9 برابر بيشتر از دامنه‌هاي‌ بدون‌ درخت‌است‌.


 


- نقش‌ ديگر درختان‌ در حفظ‌ خاک‌ از خطر لغزش‌، وجود فرايندي‌ بنام‌ برگآب‌(Interception) است‌. يعني‌ در طي‌ هر بارندگي‌ مقداري‌ از بارش‌ توسط‌ تاج‌ درختان‌ گرفته‌ شده‌ و قبل‌ از رسيدن‌ به‌ خاک‌ تبخير مي‌گردد. اين‌ مقدار بارندگي‌ از اين‌ جهت‌ که‌ در خاک‌ نفوذ نمي‌کند در خشکي‌ خاک‌ و جلوگيري‌ از حرکت‌ زمين‌ مؤثر مي‌باشد. ميزان‌ برگاب‌ بستگي‌ به‌ شکل‌ برگها وتاج‌ درختان‌ دارد و ميزان‌ آن‌ بسته‌ به‌ اينکه‌ درخت‌ در چند ماه‌ از سال‌ برگ‌ داشته‌ باشد تغييرمي‌کند. بنآبراين‌ در درختکاري‌ها استفاده‌ از نهال‌ درختاني‌ که‌ در زمستان‌ برگ‌ دارند براي‌ اينگونه‌محلها مناسب تر است‌.


 



همانگونه‌ که‌ قبلاً گفته‌ شد ريشه‌ درختان‌ از طريق‌ جذب‌ بخشي‌ از آب‌ زيرزميني‌ و خشک‌کردن‌ خاک‌ نقش‌ عمده‌اي‌ در پايداري‌ دامنه‌ها دارند.از اين‌ لحاظ‌ گياهان‌ داراي‌ ريشه‌هاي‌ عميق‌تر و با انشعابات‌ بيشتر نقش‌ بهتري‌ در حفظ‌ خاک‌ خواهند داشت‌. متأسفانه‌ انسان‌ بر اثر تخريب‌پوشش‌ گياهي‌ از قبيل‌ تبديل‌ جنگل‌ به‌ زمين‌ زراعتي‌، شهرسازي‌ و همچنين‌ جاده‌سازي‌ غيراصولي‌ و ايجاد تأسيسات‌ ارتباطي‌ نقش‌ مهمي‌ در ايجاد لغزش‌ دارد. نتايج‌ حاصل‌ از يک‌تحقيق‌ در يک‌ منطقه‌ جنگلي‌ شمال‌ کشور (حوضه‌ واز از توابع‌ شهرستان‌ نور)نشان‌ داده‌ است‌بيشترين‌ لغزشها در دامنه‌هايي‌ اتفاِق افتاده‌ است‌ که‌ قطع‌ يکسره‌ جنگل‌ وجود داشته‌ است‌. اين‌قطع‌ جنگل‌ به‌ منظور عبور دکل‌ هاي برِق فشار قوي‌ و احداث‌ جاده‌ صورت‌ گرفته‌ است‌.


در اين‌ زمينه‌ تحقيق‌ ديگري‌ در غرب‌ کشور (چهار محال‌ بختياري‌منطقه‌ اردل‌) صورت‌ گرفته‌ است‌. به‌ استناد اين‌ تحقيق‌ منطقه‌اي‌ که‌ در آن‌ لغزش‌ حادث‌ شده‌در 40 سال‌ گذشته‌ (با استناد به‌ عکس‌هاي‌ هوايي‌ سال‌ 1335) داراي‌ جنگل‌ بلوط‌ با تاج‌ پوششي‌حدود 40 درصد بوده‌ که‌ بر اثر قطع‌ بي‌رويه‌ و تبديل‌ اراضي‌ جنگلي‌ به‌ زراعت‌ ديم‌، هم‌اکنون‌درصد تاج‌ پوشش‌ آن‌ به‌ حدود 2 درصد رسيده‌ است‌. بنابراين‌ تخريب‌ و قطع‌ پوشش‌ گياهي‌باعث‌ تغيير چرخه‌ آب‌ بصورت‌ کاهش‌ تبخير و تعرقِ در منطقه‌ و افزايش‌ آب‌ زيرزميني‌ در دامنه‌لغزش‌ يافته‌ شده‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ نقش‌ ارزنده‌ جنگل‌ها با استناد به‌ تحقيقات‌ مستدل‌ در مورداين‌ بليه‌ نيز کاملاً آشکار است‌.


نقش جنگلها و مراتع در‌ جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌



‌ پوشش‌ گياهي‌ از نوع‌ بوته‌اي‌ يا بالشتکي‌ سطوح‌ ناهمواري‌ ايجاد کرده‌ وخطر سقوط‌ بهمن‌ را کاهش‌ مي‌دهد.لذا در نقاطي‌ که‌ حتي‌ براي‌ ورزش‌ اسکي‌ استفاده مي شود، بهتر است‌ هم‌ محل‌ اسکي‌ و هم‌ ارتفاعات‌ مشرف‌ به‌ آن‌ را با گونه‌هاي‌ مرتعي‌ نوع‌ بوته‌اي‌ و بالشتکي‌ تقويت‌ کرد. براي‌ جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌ علاوه‌ بر اقدامات‌ مکانيکي‌ (مانند پايه‌هاي‌چوبي‌، نرده‌هاي‌ فلزي‌ و ديواره‌هاي‌ سنگي‌)، عمليات‌ بيولوژيکي‌ از قبيل‌ جنگل‌کاري‌ در صدر برنامه‌هاي‌ مبارزه‌ با اينگونه‌ خطرات‌ است‌.در مناطق‌ بهمن‌ خيز براي‌ جلوگيري‌ از خطرات‌ ناشي‌از آن‌ در محلهاي‌ آغاز حرکت‌ توده‌هاي‌ برفي‌ اقدام‌ به‌ جنگل‌کاري‌ مي‌شود. معمولاً جنگل‌کاري‌ در روي‌ خطوط‌ تراز و با ايجاد بانکت‌ صورت‌ مي‌گيرد (البته‌ به‌ روشهاي‌ ديگر هم‌ اقدام‌ به‌جنگل‌کاري‌ مي‌شود).


انتخاب‌ نوع‌ گونه‌ براي‌ اينکار حائز اهميت‌ است‌ و کاشت‌ رديفي‌ گونه‌هاي‌ جنگلي‌ سوزني‌برگ‌ و پهن‌برگان‌ مقاوم‌ مي‌توانند مانع‌ اينگونه‌ خسارتها شوندبراي اينکار‌ درختان‌ بصورت‌ شبکه‌اي‌ طراحي‌ شده‌ و مورد استفاده‌ قرار مي گيرند.در بسياري‌ از مناطق‌ که‌ بوسيله‌ عمليات‌ مکانيکي‌ با حرکت‌ بهمن‌ مبارزه‌ مي‌شود بازهم‌ نقش‌ جنگل‌کاري‌ از نظر دور نمي‌ماند زيرا پس‌ از احداث‌ بهمن‌شکن‌ها در پناه‌ و يا بين‌ آنها يک‌ شبکه‌ چند رديفي‌ جنگل‌کاري‌مي‌شود چرا که‌ عمر موانع‌ مکانيکي‌ کوتاه‌ است‌ و پس‌ از مدتي‌ مستهلک‌ مي‌شود در حاليکه‌گونه‌هاي‌ جنگلي‌ در اين‌ مدت‌ رشد نموده‌ و با از بين‌ رفتن‌ موانع‌، بصورت‌ يک‌ ديواره‌بيولوژيکي‌ (زنده‌) عمل‌ مي‌کنند. به‌ اين‌ ترتيب‌ در مورد جلوگيري‌ و يا کاهش‌ اثرات‌ اين‌ بليه‌ طبيعي‌نيز استقرار گونه‌هاي‌ جنگلي‌ بهترين‌ روش‌ مبارزه‌ است‌ همچنانکه‌ در هر محلي‌ که‌ گونه‌هاي‌جنگلي‌ وجود دارند بهمن‌ اتفاقِ نمي‌افتد زيرا قبل‌ از اينکه‌ برفي‌ رويهم‌ انباشته‌ شود مقدار زيادي‌از آن‌ بوسيله‌ تاج‌ پوشش‌ درختان‌ گرفته‌ مي‌شود و به‌ زمين‌ نمي‌رسد.


اثر جنگل ها و مراتع درتلطيف هوا:



 


جنگل ها و مراتع و به طور کلي گياهان سبز در نتيجه عمل کربن‌گيري مرتباً گاز کربنيک هوا را که در اثر تنفس حيوانات و انسان و فعل و انفعالات شيميايي و آلودگيهاي محيط زيست وارد هوا مي شوند جذب نموده و گاز اکسيژن را که يک ماده حياتي براي موجودات زنده به شمار مي رود پس مي دهند. بررسي هاي انجام شده نشان داده است هنگام کربن گيري درختان، از 264 گرم انيدريد کربنيک هوا مقدار 192 گرم اکسيژن آزاد مي شود از اين نظر هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسيژن (اکسيژن لازم براي 10 نفر در سال) آزاد کند. با اين حسآب فقط جنگل هاي شمال کشور مي تواند اکسيژن لازم براي 19 ميليون نفر را در طول يک سال تامين کند. در مجموع حدود 60 درصد از اکسيژن مصرفي جهان بوسيله فضاي سبز تامين مي شود از اين رو تلطيف هوا و تأمين اکسيژن مورد نياز جانداران از فوايد مهم جنگل و فضاي سبز مي باشد.




+ نوشته شده در  ساعت 11:2  توسط نریمان شیوندی  | 

ثروتي به نام جنگل


«اهميت دامداري در ايران آنقدر زياد بود كه تا قبل از ملي شدن جنگلها فقط 3 درصد از جنگلهاي كشور به نام جنگل و 75% به عنوان مراتع مشجر بنام افراد ثبت شده بود.(دکتر یخشکی )»و جنگل به عنوان يك منبع توليد اهميتي نداشت و از دوران قاجاريه كه جنگلهاي شمال براي بهره داري به مقاطعه كاران خارجي اجاره داده شد ، جنگل اهميت اقصادي پيدا كرد.
نظر به اينكه چوب جنگلي به علت عدم دسترسي نواحي جنوبي به جنگلهاي شمال مورد مصرف قرار نميگرفت از اين رو در قديم شركتهاي خارجي كه قصد بهره برداري از جنگلهاي ذيقيمت شمال كشور را داشته بيشتر منظورشان صدور چوب از طريق درياي خزر بوده است .
 اولين قرار دادي كه براي بهره برداري از جنگلهاي ايران منعقد شد امتيازي است كه در سال 1251 (ه.ش ) به بارون ژوليوس رويترداده شد .طبق قرارداد دولت ايران فقط 15 %‌به عنوان بهره مالكانه ميتوانست دريافت كند و در جائيكه كمپاني درختها را قطع نموده .و دولت قصد فروش اراضي را داشته باشد كمپاني مذكوربراي خريد حق اولويت داشت . اين قرار داد دراثريک بحران سياسي ملغي شد.
در سال 1265 جنگلهاي دولتي استان گيلان جهت بهره برداري به مدت دو سال به مبلغ 500 هزارريال به يك مقاطعه كار روسي اجاره داده شد.
از سال 1302 جنگلهاي دولتي آستارا به مدت 5 سال به يك مقاطعه كار روسي اجاره داده شد . از سال 1307 پيمانكار مذكور جنگلهاي شمشاد بندر گز را قطع و مورد بهره برداري قرار داد.
در سال 1302 پيمانكاران فرانسوي و سوئدي جنگلهاي دولتي طوالش و آستارا را اجاره نمودند .
علاوه برمقاطعه كاران خارجي از سال 1304 برخي از پيمانكاران ايراني و يا مالكان خصوصي از جنگل بهره برداري ميكردند
از سال 1309 با شروع احداث راه آهن سراسري كشور و احتياج به تراورس فعاليت مالكان جنگل زياد شد و از اين تاريخ عمل بهره برداري منحصراً بوسيله ايرانيان انجام گرفت. قراردادهاييكه با مقاطعه كاران خارجي و يا ايراني منعقد ميشد ظابطه مند نبود. مقدار قطع در هكتار و سال مشخص نبودو نظارتي وجود نداشت و سطح زيادي از جنگل بويژه دراطراف راههاي اصلي كه هزينه حمل كمتري داشت از بين رفت.بمنظور جلوگيري از تخريب و بهره ب
رداري بي رويه و جهت حفظ و نگهداري جنگلها اداره ، بنگاه و بعد سازمان جنگلها و مراتع به وجود آمد و قوانينی تدوين شد. اقداماتی که از ابتدا تاکنون جهت حفاظت و احياء جنگل بعمل آمد ازاين قرارند:
در 29 اسفند 1284 نخستين كابينه قانوني پس از اعلام مشروطيت در زمان محمد علي شاه قاجار به مجلس معرفي شده . وزير فوائدعامه آقاي مهندس الممالك و يكي از ادارات وزارت فوائد عامه اداره شوسه و راه آهن و جنگلها نام داشت و در كابينه بعدي كه پس از به توپ بستن مجلس وموافقت مجدد ،مشروطه تعيين و روز 21 ارديبهشت 1288 به محمد علي قاجار معرفي شد باز آقاي مهندس الممالك به سمت وزير طرق و شوارع و معادن و جنگلهامعرفي گرديد.و معلوم ميشود از طرف دولت توجه بيشتري به جنگلها شده بود.
در دوره اول قانونگذاري در قانون تشكيلات ايالات و ولايات و دستورالعمل حكام مصوب 1284 شمسي در ماده 30 تصريح شده است «حكام بايد سعي نمايند كه هميشه اطلاعات صحيحه كافيه از وضع ولايتي كه قلمرو ماموريت آنهاست داشته باشند يعني از عده نفوس و وسعت خاك ولايت و ثروت طبيعي آن و مقدار زراعت و چمنها و جنگلها و از چگونگی شغل و ... و کليه اطلاعاتيکه اوضاع و احوال ولايت و اهالي را نشان ميدهد.»
در ماده 56 تصريح شده است كه:
«حكام بايد مراقبت مخصوص نسبت به جنگلهاي دولتي داشته و آنها را حفظ نمايند و هر گاه بر خلاف قواعدي كه براي حفظ جنگلها ايجاد شده است اقدامي ملاحظه نمايند بايد بدون فوت وقت ممانعت نموده را به وزارت ماليه اطلاع دهند.»
در بند دهم ماده 221 قيد گرديده: « مساعدت با اداره اطفائيه و جلوگيري از حريق در بيابانها, جنگلها و غيره. »
در ماده 380 در باب كدخداها و امور راجعه به قراء تصريح شده كدخدا بايد در مورد اينكه مزارع را خراب ننمايند و جنگل را موافق قواعد موجود حفظ كنند و اقدامات لازمه بر ضد حريق را مستقلاً انجام دهند. ضمناً شرحي در مقدمه ماده 62 ذكر شد كه دال بر تشكيل اداره جنگلها مي باشد.
به طور كلي مي توان گفت كه تا سال 1297 دولت اساساً توجه خاصي به
جنگلها نداشت. طي سالهاي 1299-1288 تعدادي از بازرگانان و شركتها ي خارجي به شكل فزاينده اي شروع به بهره برداري از درختان شمشماد , گردو و بلوط جنگلهاي شمال نموده و مواد مستحصله را با پرداخت عوارض ناچيز به گمرك از كشور خارج ميكردند.
ملاحظه آمار گمركي ، دولت را به اهميت جنگلها و لزوم حراست از آن متوجه ساخت چون حدود اغلب جنگلهاي اربابي از جنگلهاي دولتي تا آن زمان به طور كلي مشخص نبود و اين عمل باعث ميشد كه صاحبان جنگلهاي خصوصي اكثراً بهره مالكانه دولتي را تملك كرده و از اين راه به در آمد دولت لطمه وارد می آورند. لذا مقـــارن سال 1297 شمسي وزارت فلاحت و فوايد عامه ماموري را كه اطلاعاتي در امر نقشه برداري و مساحي داشت به همراه دو نفر به شمال اعزام داشت تا حدود جنگلهاي دولتي را از جنگلهاي خصوصي معلوم نمايد. عمليات هيأت با وجود مشكلات فراوان مدتي ادامه داشت تا اين كه با قيام ميررزا كوچك خان مصادف گرديد، كه نا گزير شدند بدون اخذ نتيجه قطعي مراجعت نمايند.
قبل از سال 1297 ضمن يك تجديد سازمان ،اداره امور خالصجات از وزارت خالصجات و زراعت و فلاحت جدا و به وزارت ماليه (دارائي) ملحق گرديد. اين الحاق البته كليه امور حقوقي و مالي و دعاوي راجع به جنگلها و مراتع را شامل ميشد ، اما وزارت فوايد عامه و فلاحت و تجارت،امور جنگلها را از لحاظ فني در سازمان خود منظور نمود. بدين ترتيب وضعيت جنگلها و مراتع دولتي از سال 1297 شمسي در دو شاخه جداگانه جريان پيدا كرد.

شاخه اول، جنگلها و مراتع در حوزه خالصجات (وزارت دارائي) ،كه در اين شاخه هدف از اداره امور جنگلها و مراتع به عنوان خالصجات اقتصادي و مالي است. اين شاخه تا سال 1333 در وزارت دارائي وجود داشت و سپس خالصجات دولتي به وزارت كشاورزي منتقل شد. در قوانين و مقرراتي كه تا اين تاريخ در مورد فروش خالصجات وضع شده است جنگلها و مراتع هميشه از موضوع فروش و انتقال مستثني بودند.
شاخه دوم، سازمان اقتصادي و مديريت فني است. در سال 1296 به موجب تصويبنامه هيأت وزيران در تشكيلات وزارت فوايد عامه و تجارت و فلاحت شعبه جنگلها به شرح زير داير شد.

1- دايره وزارتي، وزير و معاون
2- اداره كابينه و پرسنل
3- اداره كل فلاحت ( شامل مديريت كل 1- شعبه فلاحت 2- شعبه تجارت 3- شعبه جنگلها)
4- اداره فوايد عامه،امور طرق و شوارع و فني

بدين ترتيب هسته هاي اوليه تشكيلات جنگل شكل گرفت و در سال 1299 وزارت فلاحت و فوايد عامه تشكيلات ابتدائي سازمان جنگلهاي شمال را تشكيل داد. وظيفه اين سازمان, نقشه برداري از جنگلها, تفكيك جنگلهاي خالصه از شخصي, تعيين جنگلهاي بكر و قابل استفاده از جنگلهاي مخروبه و بوته دار بوده است. براي انجام اين امر هيأتي بنام هيأت جنگل انتخاب گرديد.
اعضاء هيأت عبارت بودند از:
1- هانس شريكر (اطريش) رئيس هيأت
2- سركاوات معاون هيأت
3- سيد علي زاهدي مسحفظ جنگل
4- حسن علي گلشاهي مستحفظ جنگل

اعضاء هيأت جنگل در سال 1302 به مازندران رفتند و در شهر مشهد سر (بابلسر فعلي) مستقر شدند.

(شماي تشكيلات منابع طبيعي در سال 1299)

- در اسفند ماه 1302 تصويبنامه شماره 9155 ازتصويب هيأت وزيران گذشت كه بموجب آن نظامنامه جنگلبانهاي ايران تنظيم شد.
همزمان با استقرار هيأت جنگل در مازندران يك كارشناس آلماني به نام (فن هاگن) به عنوان متخصص جنگل براي مدت شش سال استخدام شد.
نخستين اقدام فن هاگن اين بود كه موافقت دولت را با تعيين رديف بودجه مخصوص جهت جنگلها جلب كند.
پس از اين اقدام عده اي بنام مستحفظ و قراول جنگل استخدام و با لباس متحدالشكل و علائم مخصوص ملبس و به شمال اعزام شدند. جنگلباني در سال 1303 داراي تشكيلاتي به شرح زير بود:
1- تشكيلات مركزي
مركب از يك كارشناس (فن دم هاگن), يك رئيس اداره, يك مترجم و يك كارمند
2- تشكيلات مازندران و گرگان
مركب از سه مستحفظ و يك قراول جنگل تحت رياست مرحوم شريكر كه مركز آن در بابلسر بوده است.
3- تشكيلات گيلان
مركب از سه مستحفظ و يك نفر قراول جنگل به رياست شخصي بنام سركارات كه مركز آن در رشت بوده است.

(شماي تشكيلات منابع طبيعي در سال 1303)

مستحفظين جنگل هر يك مسئول  حوزه اي معيين بودند كه حوزه استحفاظيه ناميده ميشد. اين مستحفظين بطور مرتب جنگلهاي حوزه استحفاظيه خود را بازديد ميكردند و ضمن تهيه نقشه جنگلهاي حوزه خود,مشاهدات خود را با نظام نقشه هاي تقريبي (كروكي) به روساي ناحيه تسليم مينمودند.
برا ي جنگلهاي جنوب و نظارت در نگهداري مقداري نهال چندل كه از زنگبار آورده شده بود يك نفر قراول به جنوب اعزام شد ولي بعلت تأخير در پرداخت توفيقي بدست نيامد.
** در 8 اسفند 1303 تصويبنامه اي از هيأت وزيران گذشت مشتمل بر هشت قسمت مبني بر اينكه:
اولا- كليه جنگلها متعلق به دولت است مگر اينكه تعلق آنها به مالكين خصوصي بموجب اسناد و مدارك معتبره ثابت شده باشد.
ثانيا- دولت اساسا براي حفظ جنگلها نظارت در تمام آنها را اعم از دولتي و اربابي داشته و اين نظارت فني كه مرتبط به حفظ و ازدياد جنگلها ميباشد بعهده وزارت فلاحت است.
ثالثا- اجاره دادن جنگلهاي دولتي و اجازه قطع اشجار صنعتي و غير صنعتي و استفاده از محصولات جنگلي جنگلهاي مزبور با رعايت نظارت فني وزارت فلاحت, با تصويب وزارت ماليه بوده و در هر موقع مطابق قانون محاسبات عمومي و مزايده صورت خواهد گرفت.
موارد 4 تا 8 تصويبنامه در ممنوعيت قطع اشجار جنگلهاي اربابي, بدون اجازه مخصوص و تشريفات صدور اجازه نامه قطع درخت و نيز صادرات چوب است. به موجب اين تصويبنامه متقاضيان اجازه قطع, تكاليفي را بايد به عهده مي گرفتند كه از آن جمله است:
« تقبل غرس پنج درخت تازه در عوض هر يك درخت قطع شده ، يا آن كه سرشاخه ها و مواد حاصله در ظرف مدت معين طوري تخليه و از جنگل خارج نمايند كه وسايل نمو جوانه ها و نهالها سهل شود ».
تصويبنامه مذكور يك تحول اساسي و نقطه عطف براي اداره صحيح جنگلها به شمار ميرفت ولي بعلت كاهش بودجه و كاهش تعداد مستحفظين نتيجه اي كه از آن مورد نظر بود عايد نشد.
تشكيلات ياد شده تا سال 1307 شمسي (تاريخ انتقضاي قرار داد هاگن) بعلت كمبود اعتبار گسترش نيافت.
پس از عزيمت فن هاگن به كشور خود در سال 1307 هانس شريكر رئيس جنگلباني شمال شد در اين زمان مركز كار شريكر از بابلسر به شيرگاه انتقال ياقت و ساختماني تحت نظارت وي در اين محل بنا شد كه بعدها مرکز جنگلداری سوادکوه گرديد. در اواخر سال 1309 لوئي نيكه ، مستشار فرانسوي جنگل كه در اداره كل فلاحت استخدام شده بود بازديدي از جنگلهاي شمال كشور نمود.

در اين زمان كلاسی از طرف شريكر در شيرگاه تشكيل شده بود كه 40 نفر از فارغ التحصيلان آن پس از شش ماه آموزش بعنوان پاسبان جنگلهاي گيلان و آستارا و مازندران با لباس متحدالشكل و تفنگ دولول شروع بكار نمودند.
در سال 1310 طبق پي
شنهاد كارشناس فرانسوي سازماني به شرح زير بوجود آمد:

1- اداره مركزي با يك نفر رئيس
2-اداره جنگلباني گيلان و آستارا با بيست نفر جنگلبان (مركز اين اداره در رشت بود)
3-اداره جنگلباني منطقه گرگان و مازندران با بيست نفر جنگلبان (مركز اين اداره در شيرگاه بود)

پس از اعزام پاسبانهاي جنگل دولت درصدد برآمد كه قطع درخت و بهره برداري از جنگلها را براي تهيه و تخته و الوار و غيره موكول به دريافت پروانه نمايد. پروانه از مركز صادر و رونوشتي از آن بمنطقه جنگلباني جهت نظارت در قطع ابلاغ ميشد.
منطقه جنگلباني نيز علاوه بر صدور دستور نظارت در قطع به مأمورين مربوط، جريان امر را به اطلاع دارائي محل بمنظور دريافت عوارض دولتي ميرساند. پس از صدور پروانه اگر جنگل دولتي بود، متقاضي ميبايست قبلاً با دارائي محل پيماني منعقد نموده و چوب را خريداري نمايد و بعداً تحت نظارت پاسبان جنگل مبادرت به قطع نمايد و در مورد جنگلهاي شخصي ميبايست موافقت مالك را جلب نمايد.
در اوايل سال 1311 به پيشنهاد لوئي نيكه (كارشناس فرانسوي) طرح زير به شماره 1293 مورخ 8/3/1311 از تصويب هيأت دولت گذشت و چندي بعد كارشناس مذكور به كشور خود بازگشت:
ا- اداره كل فلاحت مكلف است در جنگلهاي سواحل بحر خزر, مناطق جنگلهاي صنعتي و مناطق جنگلهاي غير صنعتي را، اعم از جنگلهاي دولتي يا شخصي، از هم تفكيك نموده و براي اطلاع عامه اعلام نمايند.
2- تبديل قطعات جنگلي به اراضي زراعتي ممنوع بوده و مرتكب تعقيب و مجازات خواهد شد.
3- در هيچ قطعه از جنگلهاي صنعتي اعم از شخصي يا دولتي در يك سال اجازه قطع بيش از يك چهلم جنگل داده نخواهد شد، ولي نظر به اينكه جنگلهاي فعلي داراي اشجار قابل قطع بيشتري ميباشد، معهذا با تشخيص اداره فلاحت و با اجازه مخصوص ميتوان بيش از صدي دوونيم قطع نمود.
4- اداره كل فلاحت مكلف است كه براي هر نوع درختي از اشجار صنعتي شرايطی را از حيث سن و قطر و ساير شرايط معين نمايد. فقط ميتوان اجازه قطع اينگونه اشجار را صادر نمود.
5- قطع كنندگان اشجار علاوه بر ساير شرايط مقرره مكلف خواهند بود كه در تحت مراقبت اداره كل فلاحت در عوض اشجار صنعتي قطع شده، اشجار صنعتي غرس نمايند و آنها را حفظ كنند.

6- قطع اشجارغسز صنعتي از مقررات فوق مستثني بوده و در حدود تعليمات اداره كل فلاحت هر كس در ملك خود در قطع آنها آزاد ميباشد. ولي براي آنكه سوء تفاهمي حاصل نشود اداره كل فلاحت اسامي اشجاري را كه جزء اشجار صنعتي محسوب ميشود براي اطلاع عامه در محل اعلام خواهد نمود.
7-ذغالسازي بدون كسب اجازه   قبلي اداره كل فلاحت و در خارج از مناطقي كه از طرف اداره مزبور معين ميشود اكيداً ممنوع بوده و متخلفين مورد تعقيب واقع خواهند شد. اجازه ذغالسازي در مناطق جنگلهاي صنعتي نبايد به هيچوجه داده شود چون اقدامات پاسبانان جنگلها، راجع به جلوگيري ازاحداث كوره باعث كمبود ذغال در تهران و ساير شهرستانها شده بود و از طرفي به در آمد مالكين جنگلهاي شخصي لطمه ميزد، از اين جهت تحريكات مالكين باعث ايجاد شكاياتي شد كه درنتيجه آن به دستور رضاشاه در سال 1313 سازمان جنگلباني منحل و اعتبار آن از بودجه كل كشور حذف گرديد و پاسبانان و مستحفظين جنگل اخراج شدند و وظيفه آنها در حوزه املاك اختصاصي به مامورين املاك مزبور محول گرديد و به استانداران و ادارت دارائي ابلاغ شد كه قطع درخت به كلي ممنوع است و منحصراً ذغال بايد از سر شاخه تهيه شود (دستوري كه از لحاظ فني بكلي غلط است) و اين دستور درحوزه گيلان شديدتر از ساير نقاط اجرا مي باشد (علتش اين بود كه همه مجبور شوند از جنگلهاي املاك اختصاصي چوب و ذغال تهيه كنند).
چون در اثر ممنوعيت قطع درخت ،جنگلنشينان و روستائيان حوزه گيلان از لحاظ تامين مصارف در مضيقه بوده و درصدد شكايات متواتر برآمدند، دولت ناگزير دستور قبلي را لغو و موافقت نمود، مردم مجاز باشند براي تامين حوائج خود با اجازه دارائي و نظارت مامورين آن از سرشاخه درختان جنگلي استفاده نمايند (دستور غلط فني جديد). لكن بايد تذكر داد چون عملا در مصارف روستائي استفاده از سرشاخه هاي كافي ميسر نبود، سوءاستفاده هاي زيادي بعمل ميامد و به نام سرشاخه درخت قطع مي شد.
تا سال 1320 در مازندران و گرگان اساسا سازماني براي نگهباني جنگلها و نظارت در بهره برداري از آنها مستقلاُ تشكيل نشد و امور مربوطه را مامورين املاك اختصاصي اداره مي كردند. لكن چون احاله وظايف مربوطه در گيلان به ادارات دارائي كه مامورين كافي نداشتند، مشكلاتي را بوجود آورده بود، لذا در سال 1314 موافقت شد كه اداره كشاورزي گيلان و آستارا از بودجه «دفع آفات نباتي» سازمان كوچكي براي استخدام مامور جهت نظارت در قطع اشجار ترتيب دهد و در اجرای اين تصميم 24 نفر بنام پاسبان جنگل استخدام شدند. در اين اوقات بعلت افزايش روزافزون مصرف چوب ساختماني در شهرها (بخصوص در تهران و آذربايجان) ،استفاده از چوبهائيكه از جنگلهاي اختصاصي گرگان و مازندران بدست مي آمد بعلت دوری راه و گرانی هزينه حمل و نقل همه جا مقرون به صرفه نبود لذا اقداماتی بعمل آمد و موافقت شد كه از درختان افتاده جنگلهاي گيلان و آستارا استفاده شود كه البته سوءاستفاده هايي نيز بنام اين درختان مي شد.

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:0  توسط نریمان شیوندی  | 

ارزش هاي اقتصادي جنگل

 

امروزه فوايد جنگل بدليل گستردگي دامنه آن بعنوان بستر حيات و زيربناي حيات انساني نام برده مي شود . داشتن نقش اساسي در امور تفريجي و تفرجگاهي و ايفاي نقش بعنوان پشتوانه اساسي و اصلي كشاورزي ، ايجاد درآمد براي دولت وملت و همچنين توليد محصول پر ارزشي به نام چوب كه زمينه اشتغال تعداد كثيري از افراد جامعه را فراهم ساخته و موجب رونق و شكوفايي اقتصادي كشورهايي مي شود كه از اين نعمت الهي برخوردارند و به نحوشايسته ومطلوبي هم از آن استفاده مي كنند. برخي از ويژگي هاي منحصر به فرد، و برتري هاي اين ماده پرارزش مورد بررسي اجمالي قرار مي گيرد تا شايد با شناخت بيشتري كه از آن صورت مي گيرد قدر جنگلهاي با ارزش كشورمان را كه توليد چوب تنها يكي از صدها فوايد آن را تشكيل مي دهد خوب دانسته و در راه حفظ ، حراست و توسعه آن مجدانه و صادقانه بكوشيم . در اين ميان هر چند شناخت اصولي جامعه مان از اين ماده پرارزش ، اندك است ولي در مقابل بسياري از محافل علمي و مجامع معتبر دانشگاهي جهان در راه آشنايي آحاد ملت با اثرات ارزنده اين ماده و نقش بنيادين آن در روند تداوم و تكامل زندگي انسانها گامهاي موثر و بلندي برداشته ونقش اساسي آن را به خوبي مبرهن و آشكار ساخته اند.
موزه آلتونا در هامبورگ آلمان و موزه علوم طبيعي لندن از جمله اين محافل و مراكز علمي به شمار مي آيند و توانسته اند با جمع آوري بسياري از وسايل و لوازم چوبي مورد استفاده بشر در طول تاريخ كه در عمده موارد در خور تحسين و اعجاب برانگيز است نقش حياتي چوب و وجود جنگل ها را در روند تكامل زندگي انسان هابه خوبي تبيين كنند. البته ناگفته پيداست مصرف چوب در انجام كارهاي بزرگ و با ارزش در كشور كه مهد دانش معماري جهان به حساب مي آيد نيز مسبوق به سابقه طولاني است زيرا از دوران گذشته هنر ساختمان سازي با آثار جاودانه اي همراه بود و از ديرباز اين سرزمين كانون اصلي استفاده بهينه و اصولي از چوب بوده است. بهترين شاهد اين مدعا وجود ساختمان هاي بزرگ تخت جمشيد ، چهل ستون ، عالي قاپو در اصفهان ، مسجد بايزيد بسطامي و صدها آثار معماري ديگري است كه هر يك در جاي خود از جمله مفاخر ارزنده ملي ما به حساب مي آيند.
اين در حالي است كه بر اثر حمله مهاجمان بيگانه بسياري از صنايع مستظرفه چوبي به همراه انبوهي ديگر از آثار كشورمان از بين رفته است. تخت جمشيد توسط اسكندر مقدوني به آتش كشيده شد و فقط خرابه هايي از آن باقي ماند و ديگر مهاجمان نيز به نوعي نسبت به نابودي اين صنايع اقدام كردند ولي با اين همه در اين بخش هنوز آثار هنري چوبي ارزنده و نفيسي وجود دارد كه عمده آنها را در ساختمان مساجد، مزارها ، اماكن مقدسه ( نظير در، منابر ، كنده كاري ها و شبكه بندي ها ) مي توان يافت كه تماماً با دست و ابزار دستي ساخته شده اند وتعدادي نيز جزء شاهكارهاي هنري چوبي در سطح جهان به شمار مي آيند.
در نظر آوريم اصولاً اين ماده گرانبها پيوسته به زيبايي ساختمانها و ويلاها جلوه اي خاص مي بخشد و اگر بهره برداري از منبع توليد آن ( يعني جنگل ) به طريق علمي و اصولي انجام پذيرد مي توان به طور مستمر آن را دراختيار مردم قرار داد.
ماده اي كه به راحتي قابل استحصال است و استحصال آن برخلاف بسياري از فراورده هاي طبيعي سوخت مستلزم صرف هزينه هاي هنگفت و استقرار سازمانهاي وسيع وگسترده نيست و به راحتي و آساني انجام مي پذيرد. نعمتي كه با اعمال روشهاي علمي مي توان در ميزان رويش آن قبل از مصرف در كيفيت آن هنگام مصرف دخالت كرد. فراورده هاي كه مواد استخراجي آن متعدد است و برخي از آنها نظير تائن ، رزين و مواد رنگي به سهم خود از اهميت اقتصادي در خور توجهي برخوردار است. از سوي ديگر فراواني اين مواد و مواد تخمير شونده آن نيز موجب گسترش صنايع تقطيري و تخميري زيادي شده است . ماده پرارزشي كه در مصارف عادي نسبت به عوامل شيميايي و فيزيكي و جو مقاوم است و مانند اكثريت فلزات بر اثر اكسيژن هوا اكسيد نمي شود و مثل بعضي از سنگها ومصالح ساختماني در مقابل گاز كربينك هوا تجزيه نمي شود ومانند بتن بر اثر يخبندان خرد و مانند پلاستيك به مرور پليمريزه و شكننده نمي شود و بر همين اساس در ساختمان اسكله بنادر و احداث ديگر اماكني كه با تغييرات شديد جوي مواجه هستند و يا محل هايي كه انواع گاز در آن پخش  مي شود، مي تواند به طور گسترده اي به كار برده شود.
اين ماده ميخ و پيچ را به خوبي در خود نگه مي دارد و امكان اتصال قطعات آن نيز به وسيله چسب به خوبي ميسر است .كار با انواع وسايل دستي و لوازم ماشيني با آن به سهولت انجام مي پذيرد و به دليل داشتن خاصيت عايق نسبي در مقابل حرارت در ، ايزولاسيون هاي حرارتي و ساخت دسته ي افزارها كاربرد گسترده دارد و به دليل داشتن ضريب هدايتي حرارتي بسيار زياد داغ نمي شود ضمن اين كه در دماي اندك نيز يخ نمي بندد و به خاطر همين خاصيت ، كبريت از چوب ساخته مي شود. از قابليت رنگ پذيري و پرداخت بسيار خوبي برخوردار است. ماده اي است الاستيك و مقاوم به ضربه كه مي تواند براحتي در برابر نيروهاي مقاوم مكانيكي انعطاف نشان دهد و در شرايط عادي با مواد شيميايي مانند اسيدها و قليايي هاي رقيق تركيب نمي شود . هنگام شكستن يكباره مقاومت خود را از دست نمي دهد بلكه الياف آن به تدريج با ايجاد صدا از هم جدا مي شوند ، اين خاصيت ، از دلايل استفاده از چوب در معادن و داربست ها است. در ضمن در بيشتر موارد فاقد بو و طعم خاص است و بو و طعم اشياي مجاور را تغيير نمي دهد . داراي حداقل انبساط وكمترين ميزان انقباض در مقابل تغييرات درجه حرارت و داراي ده ها امتياز و ويژگي هاي منحصر بفرد ديگر است .
چنين وضعيتي ايجاب مي كند آحاد ملت در سايه عزم و اراده ملي وهمراهي وهمكاري بي دريغ با مسئولين واحدهاي مربوط بعنوان متوليان امور منابع طبيعي كشور، موجبات حفظ ، حراست وتوسعه وگسترش بيش از پيش جنگلها را كه پيوسته اشتغال زايي هم وطنان و رونق اقتصادي كشور عزيزمان را به دنبال دارد فراهم سازند و سبب ساز خرمي و سرسبزي و آباداني خاك پاك ايران زمين باشند.

اي كه مي بيني جهان را برقرار                  شد جهان از سبزه زاران برقرار

+ نوشته شده در  ساعت 10:55  توسط نریمان شیوندی  | 

زندگى مردعاشق درغار

 


مرد غارنشين كه ۴۶ سال قبل به خاطر ناكامى در عشق، سر به جنگل گذاشته همچنان ادامه زندگى در غار تاريك را به حضور در خانه روستايى و ميان مردم ترجيح مى دهد. ۲۰ سال بيشتر نداشت. با اين حال هر روز در مسير رفت و آمد دختر مورد علاقه اش مى نشست تا لحظه اى او را ببيند.اگر يك روز او را نمى ديد تا فردا خوابش نمى برد. چند بار از او خواستگارى كرد اما هر بار خانواده �نگار� به او جواب رد دادند.
با اين حال �عزيز� با ديدن دختر جوان ضربان قلبش تندتر مى شد و پاهايش قدرت حركت نداشت. اما يك روز هر چه منتظر ماند از او خبرى نشد. همزمان با غروب خورشيد، غمزده و بى روحيه به خانه برگشت. صبح به محض طلوع آفتاب سريع خود را به نزديك خانه آنها رساند. ساعت ها گذشت اما باز هم از �نگار� خبرى نشد. دلشوره و اضطراب يك لحظه هم رهايش نمى كرد. تمام آبادى را به دنبالش گشت. اما هيچ كس جرأت بيان حقيقت به عزيز را نداشت. همه خود را از موضوع بى اطلاع نشان مى دادند.پسر جوان هر روز افسرده تر و گوشه گيرتر مى شد. يكى از دوستان �عزيز� كه طاقت ديدن غم و انتظار بيهوده او را نداشت سرانجام حقيقت را به او گفت: �عزيزجان، دختر مورد علاقه ات از اسب افتاد و مرد�! باور موضوع برايش امكان نداشت اما عصر چند روز بعد در پى اطمينان از مرگ دختر مورد علاقه اش ديوانه وار برآشفت و راهى جنگل شد.بلافاصله جست وجو ها براى يافتن جوان عاشق پيشه آغاز شد. اما هيچ ردى از او به دست نيامد. در پى ناپديد شدن جوان عاشق هر كس حرفى مى زد. يكى مى گفت عزيز به خاطر ناكامى در عشق خودكشى كرده. ديگرى مى گفت حيوانات وحشى او را دريده اند و... سال ها گذشت و كم كم ماجراى عاشق گمشده به فراموشى سپرده شد. اما چندى قبل و صبح يك روز بهارى كه اهالى روستاى �جيرده� فومن سرگرم كار روزانه بودند ناگهان مردى را ديدند كه با موهاى بلند، ظاهرى ژوليده و لباس هاى پاره وارد روستا شد. مرد غريبه با تعجب و حيرت به اهالى و خانه هاى روستا خيره مانده بود. كودكان با ديدن او از ترس به خانه ها دويده ويا كنار والدين شان پناه مى گرفتند. مرد غريبه شبيه مردهاى جنگلى كتاب هاى قصه و فيلم ها بود. او زير سايه درختى نشست و ناگهان مشغول شعر خواندن شد. يكى از اهالى برايش غذا برد اما او فقط مقدارى نان و ماست خورد. پس از خوردن غذا، بدون اين كه حرفى بزند دوباره راهى جنگل شد. از آن روز به بعد مرد جنگلى هر چند روز يك بار به روستا مى آمد و از اهالى نان و ماست مى گرفت. سرانجام او يك روز مهر سكوتش را شكست و سرگذشت تلخ زندگى اش را بازگو كرد. او عزيز بود. جوانى كه در ۲۰ سالگى به خاطر ناكامى در عشق، دل از خانه و خانواده كنده و راهى جنگل شده بود. عزيز هم اكنون ۶۶ پائيز از عمرش را پشت سر گذاشته و در غارى ميان جنگل هاى انبوه روستاى جيرده از توابع دهستان �آليان� فومن زندگى مى كند.يكى از دوستانش وقتى متوجه شد دوستش هنوز زنده است در ۲۰۰ مترى غار براى او كلبه اى چوبى ساخت. اما او علاقه اى به زندگى در روستا ندارد و همچنان اصرار دارد در غار كوچكش زندگى كند.عزيز علاقه زيادى به عكس گرفتن دارد اما نمى تواند چند دقيقه يك جا ثابت بايستد. روزها در جنگل و روستاهاى اطراف گشت مى زند اما با غروب آفتاب هر جا كه باشد به غار بازمى گردد.او مى گويد: �۴۶ سال است كه در غار زندگى مى كنم. ديگر به آنجا عادت كرده ام و دل كندن از غار تاريك برايم سخت است. تنهايى را دوست دارم و زندگى در ميان مردم آزارم مى دهد. در اين ۴۶ سال هرگز غذاى گرم نخورده ام. روزها را با خوردن آب و ميوه ها و گياهان جنگلى به شب مى رسانم.�اما يك روز هنگامى كه عزيز در حال عبور از كوچه اى در روستا بود با يك موتوسيكلت تصادف كرد. بنابراين اهالى او را به درمانگاه بردند. در آنجا مرد جنگلى مجبور شد پس از ۲۶ سال حمام كند. عزيز در مدت ۴۶ سال غارنشينى فقط يك بار به حمام رفته است. او چند روز قبل، پس از پنج سال سرانجام راضى شد موهايش را كوتاه كند. ظاهر ژوليده او و غده اى كه پشت گردنش قرار دارد، باعث ترس كودكان مى شد كه با اصرار اهالى سرانجام رضايت داد سرو وضعش را مرتب كند. �دوست نداشتم موهايم را كوتاه كنم اما اهالى روستا مجبورم كردند برخلاف خواسته ام عمل كنم.� عزيز كه در بين اهالى به �عزيز غارنشين� شهرت يافته حافظه خوبى هم دارد. تا كلاس چهارم دبستان درس خوانده و هنوز چند بيتى از شعرهاى كتاب هاى درسى سال هاى تحصيل مقطع ابتدايى آن موقع را حفظ است.عزيز همچنين يك بيت شعر درباره عشق خود سروده است كه هر وقت دلگير مى شود آن را زمزمه مى كند.او درباره سرگذشتش مى گويد: �تا ۲۰سالگى مثل بقيه اهالى در روستا زندگى مى كردم. اما مرگ ناگهانى دختر مورد علاقه ام زندگى ام را عوض كرد. به همين خاطر در سوگ يگانه نگارم آواره كوه و جنگل شدم.�اهالى روستا به زندگى با مرد غارنشين عادت كرده اند. او به كسى آسيب نمى رساند. تنها مشكل اهالى، نوع رفتار عزيز است. يكى از اهالى مى گويد: او همانند ۴۶ سال قبل رفتار مى كند و رفتارهايش انسان را به ياد انسان هاى عصر حجر مى اندازد. خورشيد كم كم خود را از سينه كش كوه پائين مى كشد. عزيز در سياهى جنگل ناپديد مى شود. او در غار سكويى درست كرده كه تختخوابش است. گفت وگوى خبرنگار اعزامى �ايران� با اهالى روستا و مرد غارنشين در شماره بعد چاپ خواهد شد

برگرفته از مجله الکترونیکی روزانه گروه مبین

+ نوشته شده در  ساعت 10:41  توسط نریمان شیوندی  | 

جنگل شناسی

 

  • ۲ مقدمه کلی
  • ۳ بوم شناسی
  • ۴ تخریب جنگل
  • ۵ نمونه‌ها

     

     تعاریف

    تعریف اول

    جنگل ناحیه‌ای که از درختهای انبوه پوشیده باشد را جنگل می‌نامند. در جنگل طبیعی معمولاً درختان کوچک و بزرگ وتنومند بطور نامنظم وهمچنین علفهای خودرو فراوانند.

     تعریف دوم

    جنگل مجموعه ای است از درختان، درختچه ها، پوشش گیاهی، جانوران و میکروارگانیسم ها (قارچها، باکتریها و ویروسها) که به همراه عوامل طبیعی غیر حیاتی مانند خاک، آب، دما، باد و ... محیط و رویشگاه (Habit) مشخص و معلومی را به وجود آورده اند.

     مقدمه کلی

    جنگلها در تمام نواحی زمین که قابلیت رشد درخت در آنها وجود دارد و از نظر ارتفاع در زیر خط درخت قرار دارند یافت می‌‌شوند، مگر اینکه بارش باران در آنجا کم بوده، یا تناوب آتش سوزیهای طبیعی زیاد باشد. جنگلها عمدتاً شامل تعداد زیادی از گونه‌های درختان با ارتفاع مختلف می‌‌باشند، و در کنار اینها درختچه‌ها و درختان جوان رشد می‌‌کنند، که سبب استفاده بهینه از نور آفتاب می‌شود. یک جنگل به شکل طبیعی اش، محل زندگی بسیاری از جانوران و گونه‌های گیاهی می‌‌باشد، و زیست توده آن در هر واحد سطح، در مقایسه با بیشتر زیست بومها زیادتر می‌‌باشد. از دیدگاه بوم‌شناختی، ممکن است یک جنگل از یک درختزار متمایز باشد. جنگل کم و بیش، سایبانی متراکم دارد، و شاخ و برگ درختان به هم می‌‌رسند یا این که در هم تنیده می‌‌شوند؛ یک درختزار عمدتاً سایبان بازی دارد، که مقداری نور خورشید از بین درختان نفوذ می‌‌کند.

    بیشتر از تمام مناطق دنیا جنگلهای برگ ریز معتدل بر اثر فعالیتهای انسان تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. در اکثر مناطق معتدل، نواحی وسیعی از جنگلها برای احداث راههای کشاورزی از بین رفته‌اند. این فرآیند چندین قرن پیش در اروپا آغاز شد و منجر به باقی ماندن تعداد کمی از جنگلهای خالی از سکنه شد. در شرق آمریکای شمالی، جنگل زدایی با ورود مهاجران اروپایی آغاز شد اما هنوزبه وسعت آنچه در اروپا رخ داده، نرسیده است.

    بوم شناسی

    عوامل زیستی و غیر زیستی رویشگاه‌های جنگلی با تاثیرات متقابلی که بر هم می گذراند، سبب برقراری و تداوم سیکل حیاتی در جنگل می شوند به عبارتی دیگر این تاثیرات دینامیک سبب ایجاد مراحل و فازهای تحولی در جنگل می شود. جوامع جنگلی گوناگون در نتیجه تاثیرات متقابل عوامل حیاتی و غیر حیاتی بر هم در طی دوران بسیار طولانی که به میلیونها سال قبل بر می گردد؛ توانسته‌اند بر مبنای ویژگیهای اکولوژیکی و نیازهای زیستی خود، مناطق مختلفی را تحت پوشش خود قرار دهند. به عبارتی دیگر هر گونه گیاهی شرایط اکولوژیکی خاصی را می تواند؛ تحمل کند و بر همین اساس در مناطق مختلف دنیا پوشش گیاهی متفاوتی را شاهد هستیم. به طوری که در عرض های جغرافیایی پایین جنگلهای تروپیکال (مناطق حاره ای) را شاهدیم و با افزایش عرض جغرافیایی به ترتیب گونه های مناطق مدیترانه‌ای، معتدله خزان کننده و در نهایت گونه های سوزنی برگ همیشه سبز (مناطق بوره آل) را می توانیم مشاهده کنیم. اما این وضعیت در برخی مناطق به دلیل تفاوتهایی که در شرایط اکولوژیکی به وجود می آید از جمله شرایط توپوگرافیک (پستی و بلندی)، ادافیک (خاک)، بیوتیک (زیستی)، کلیماتیک (آب و هوا)، ممکن است مغایر با اصول کلی عنوان شده در بالا باشد. به طور مثال در ارتفاعات مناطق تروپیکال (حاره ای) چه بسا گونه های مناطق معتدله و... را شاهد هستیم. اما آنچه را که باید به آن اشاره نمود این است که اجزا اصلی تشکیل دهنده رویشگاههای جنگلی نیز مانند تمام جوامع زیستی در طول حیات خود همواره متاثر از عوامل طبیعی و غیر طبیعی، تحولات گوناگونی را سپری می نمایند.

     تخریب جنگل

    در جنگلهای طبیعی شروع سیکل تمامی و تحملی در جنگل و به تبع آن روند توسعه و پایداری در اکوسیستم‌های جنگلی همراه با مرحله تحولی «تخریب» همراه است. بنابراین یک درخت جنگلی پس از رسیدن به سن دیر زیستی فیزیولوژیک، یعنی زمانی که اندامهای مختلف یک درخت جنگلی در نتیجه کهولت سن و پیری، دچار نارسایی شدند، در نتیجه اختلالاتی که در فعالیتهای بیولوژیکی گیاه حادث می شود، که نماد ظاهری آن خشک شدن شاخه ها و اندامهای قسمتهای هوایی درخت (تاج)، کوچک شدن سطح تاج پوشش درخت، پوسیده و توخالی شدن تنه در اثر حمله آفات و بیماریها خواهد بود. در چنین شرایطی با حدوث یک باد سنگین و با بارش سنگین نزولات جوی (بخصوص برف)، ایجاد زلزله، صاعقه، زمین لغزش و سایر عوامل تخریب طبیعی، درختان مزبور افتاده و در نتیجه حرفه هایی در تاج پوشش جنگل ایجاد می شود که در واقع روندهای تحولی در جنگلهای دست نخورده (جنگل بکر) از همین نقطه آغاز می شود. (دلفان اباذری ۱۳۸۱). این مرحله تحول می تواند به طور نسبی طولانی (در یک سیکل طبیعی) و یا کوتاه مدت (در نتیجه حدوث عوامل غیر مترقبه طبیعی) باشد (Emborg و همکاران ۲۰۰۰). به دنبال ایجاد حفره در توده های جنگلی و تابش نور بر عرصه رویشگاه با مساعد بودن شرایط رویشگاهی و وجود بذر مناسب (به لحاظ کمی و کیفی)، گروههای زادآوری به تدریج حفره های موجود را پوشش می دهند که این مرحله از تحول را تحت عنوان «مرحله تحولی تجدید حیات» نامیده می شود. گروههای زادآوری به مرور زمان و در نتیجه رقابت بین آنان بر میزان رشد قطری و ارتفاعی خود می افزاید و در این مرحله تعداد قابل توجهی از نهالها مغلوب واقع شده و به تدریج حذف می شوند. ولی پایه های موجود بر میزان رشد خود همچنان خواهند افزود، این مرحله را در اصطلاح«مرحله تحولی صعود و افزایش رشد» یا «مرحله تحولی تشکیل توده» نامیده می شود. توده های جوان تشکیل شده در حفره ها، در مراحل اولیه به صورت یک جنگل جوان نسبتاً همسال به نظر می رسند که در اصطلاح تحت عنوان «فاز جنگل جوان» نامیده می شوند. در این توده ها به تدریج برخی از پایه ها که از شرایط رویشگاهی مطلوب تری مانند نور، رطوبت، خاک، جهت و ... بهره مند هستند از نظر رشد قطری و ارتفاعی از سایر پایه ها پیشی گرفته و ضمن ایجاد تفاوت آشکوب، تفاوتهایی نیز از نظر قطر نمایان می سازند. در این مرحله جنگل دارای ساختار پلکانی خواهد بود و به عبارت دیگر درختان با قطر و ارتفاع متفاوتی در عرصه جنگل دیده می شوند که در اصطلاح این وضعیت را تحت عنوان «فاز تک گزیده» می توان نامگذاری نمود. با عبور از این مرحله و به تدریج درختان موجود در توده جنگلی به یک ساختار مشخصی می رسند که در آن درختان موجود دارای ارتفاع نسبی برابر (یک آشکوبه) و از نظر قطری نیز نزدیک به هم هستند. در این وضعیت جنگل به ظاهر به توده جنگلی همسال نزدیک است که از آن تحت عنوان «جنگل همسال دروغین» نیز اسم برده می شود، که این مرحله تحت عنوان «مرحله تحولی اپتیمال» نامگذاری می شود. تحولات در جنگل چنانچه تحت مداخلات شدید انسانی قرار نگیرد در جنگلهای طبیعی شمال ایران در یک سیکل طبیعی حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ سال به درازا می کشد (دلفان اباذری ۱۳۸۱ و Korpel 1995). اما در جنگلهایی که تحت مدیریت قرار می گیرند، دخالتهای علمی سبب آن می شود که طول هر یک از این مراحل تحولی را کوتاهتر نموده و در ضمن ارزش های تولیدی درختان جنگلی را نیز افزایش می دهند.

    نمونه‌ها

    جنگلهای بارانی کاج آمریکای شمالی

    در طول ساحل غربی آمریکای شمالی، آب و هوای مرطوب و معتدل، جنگلهای کاج بارانی را که از آلاسکا تا شمال کالیفرنیا امتداد یافته‌اند بوجود آورده است. این جنگل منحصر به فرد، مدتهای مدید در معرض تهدید بوده است زیرا می‌‌توان از درختانش برای سوخت و کاغذ سازی استفاده کرد. حدود ۹۰ درصد ازجنگلهای اولیه اکنون کاملاًَ از بین رفته‌اند. گرچه جنگلهایی که درختانشان قطع شده‌اند معمولاَ دوباره کاری می‌‌شوند، اما رستنی های جدید، حیات وحش کمتری را نسبت به جنگلهای اولیه در خود پناه می‌‌دهند.

     جنگلهای شمالی

    گر چه بعضی از نواحی جنگلهای شمالی برای سوخت و کاغذ سازی قطع شده‌اند این منطقه از بسیاری از تغییراتی که برای انواع دیگر جنگلها رخ داده گریخته است. حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش، اواخر دوران یخبندان که یخچالهای طبیعی، عقب نشینی کردند جنگلهای شمالی اندک اندک به سمت شمال پیش رفته‌اند. قسمت‌های عظیمی از این جنگلها بر روی خاک یخ زده که به جز در قسمت سطحی در طول تابستان، همیشه یخ زده هستند رشد می‌‌کنند.

     


  • + نوشته شده در  ساعت 10:40  توسط نریمان شیوندی  | 

    جنگلهای ایران

     

    تفاوت آب و هوا و اختلاف درجه گرما در نقاط مختلف کشور ، انتشار درختان جنگلی و تقسیمات جغرافیایی ویژه گیاهی را سبب شده است. در شمال ایران جنگلهای انبوه و مرطوب پایگاه ویژه خود را بوجود آورده‌اند. آب و هوای مناطق شمالی کشور تقریبا مشابه آب و هوای نواحی اطراف دریای مدیترانه می‌باشد. بخشهای شرقی و غربی کشور ، حوزه پخش جنگلهای خشک و تنک و سواحل جنوبی ایران که جزء نواحی گرمسیری و حاره محسوب می‌شود، دارای جنگلهای تنک از گونه درختان نواحی گرمسیری است و با جنگلهای سایر نقاط کشور کاملا متمایز می‌باشد.



    تصویر

    جنلگهای شمال

    از کوههای ارسباران و آستارا شروع شده و به جنگلهای خشک مشرق منتهی می‌شود. این جنگلها دامنه شمالی سلسله جبال البرز را می‌پوشانند. آستارا که مبدا جنگلهای مرز محسوب می‌شود. دارای آب و هوای خیلی مرطوب و معتدل می‌باشد. مقدار بارندگی در این منطقه در سال به یک متر بالغ می‌شود. آب و هوای نقاطی که دور از دریای شمال واقع هستند از قبیل کوهستانهای آذربایجان و نواحی شرقی گرگان دارای آب و هوای خشک‌تری است.

    پخش و انتشار درختان جنگلی نیز به علت اختلاف آب و هوای و اختلاف بارندگی سالیانه ، در نواحی مختلف متغیر می‌باشد. درختان جنگلی نیز در صورت تغییر ارتفاع نقاط تغییر می‌یابد. درختانی که در نقاط ساحلی آستارا و تالش وجود دارند در سواحل مازندران وسایر نقاط و کرانه‌های دریای شمال دیده نمی‌شوند. از درختان جنگلهای شمال می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
    • راش: این درخت بیشتر در نقاط کوهستانی دیده می‌شود و چوب آنها در مصارف صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    • سرخدار: بیشتر در ارتفاعات متوسط جنگلهای شمال دیده می‌شود. چوب سرخدار سخت و سنگین و دارای الیاف یکنواخت و رشد آن نامنظم است و نسبت به آفات گیاهی بادوام است.

    • بلند مازو: از سایر گونه ها فراوان‌تر است. چوب درختان جوان سخت‌تر از درختان مسن است.

    • کلهو (Diosperos): در کلیه جنگلهای مرطوب شمال وجود دارد.

    • آزاد: این درخت صنعتی در تمام جنگلهای شمال وجود دارد.

    • توسکا: در ایران دارای دو گونه ییلاقی و قشلاقی است. نوع ییلاقی این درخت در بیشترین نقاط جنگلهای شمال وجود دارد.

    • نمدار (زیرفون): پایگاه انتشار این درخت در جنگلهای شمال از آستارا تا مینودشت است.

    جنگلهای نواحی خشک و استپی

    ترکیب درختان نواحی خشک و استپی با ترکیب درختان نقاط مرطوب متفاوت است. بعضی از درختان در حد فاصل جنگل و استپ واقع شده‌اند و بعضی نیز تا مرز فوقانی و خاتمه جنگل بالا می‌روند.

    جنگلهای جنوب ایران و گرمسیری

    درختان جنگلی این نواحی اغلب با محیط سازش نموده و منظره خاصی را به خود گرفته‌اند. برخی از آنها مانند افوربیا فاقد برگ هستند و بعضی دارای برگهای گوشتی هستند. بعضی دیگر دارای ساختمان داخلی مشخص هستند مثلا برگ خرزهره دارای فرورفتگی‌های ویژه با کرکهای فراوان است که از تبخیر آب گیاه جلوگیری می‌کند.

    درختچه‌های کویر

    ساختمان درختچه‌های اطراف کویر نیز از لحاظ آب و هوا و جنس خاک با رستنی‌های سایر نقاط متفاوت و متمایز هستند مانند اسکنبیل که اغلب آنها یا فاقد برگ هستند و یا دارای برگهای گوشتی هستند.

    درختان جنگلی میوه

    فندق ، به ، کنار ، عناب ، انار ، سیب ، گلابی ، گوجه ، آلبالو ، انجیر ، انگور ، پسته ، بادام ، زرشک ، تمشک و ... از جمله این درختان هستند.



    تصویر

    جنگلهای پسته

    در میان درختان جنگلی میوه دار جنگلهای ایران ، جنگلهای پسته چه از لحاظ وسعت پایگاه و حوزه چخش و چه از لحاظ اقتصادی ، از اهمیت خاصی برخوردار هستند. در جنگلهای خراسان ، بلوچستان ، فارس ، لرستان و کرمان درختانی از خانواده پسته وجود دارند که به نام بنه یا پسته وحشی خوانده می‌شوند. جنگل پسته خواجه کلات یکی از خالص‌ترین و بزرگترین جنگلهای پسته طبیعی ایران است. این جنگل در خط مرزی ایران و شوروی سابق در شمال خراسان و غرب سرخس و جنوب دشت قره قوم قرار دارد.
    + نوشته شده در  ساعت 10:39  توسط نریمان شیوندی  | 

    تخریب جنگل و اثرات آن

     

    هر جنگلی برای خود یک جامعه زنده به حساب می‌آید و اگر این جامعه نباتی تنها از طریق عوامل طبیعی مورد تهدید قرار گیرد بنا به طبیعت و سرشت خویش ، قابلیت ترمیم خرابی و تجدید و احیای جامعه خود را دارد، مگر اینکه انسان ندانسته به کمک عوامل طبیعی تخریب بشتابد. در این صورت جامعه نباتی که محصول فعالیت طبیعی بوده و به یکباره و یا به تدریج از بین می‌رود و امیدی برای تجدید حیات آن در مدت محدود نخواهد بود. یکی از شناخته‌ترین عوامل طبیعی تخریب جنگلها ، باد می‌باشد.



    تصویر

    تاتیر عوامل طبیعی در نابودی جنگلها

    تاثیر باد

    بادی که می‌وزد مخرب نیست، ولی همین که سرعت باد از حد متعارف بگذرد، قدرت تخریب پیدا می‌کند. بادهای گرم و سوزان بخصوص در نواحی گرمسیری و حاره بسیار مضر می‌باشد و موجب تبخیر و تعریق زیاده از حد برگها و حتی خود درختان می‌شوند و گاهی ممکن است برگها را سوزانیده و درختان را بخشکاند. خسارت بادهای شدید به نسبت نیروی باد و طرز عمل آن و طبیعت نبات جنگلی متفاوت می‌باشد. بادهای تند سبب شکسته شدن و ریشه کن شدن و حرکت دادن ریشه‌های درختان می‌شوند.

    تخریب بادهای سخت و تند ، آسیب جدی به جنگلها و مزارع وارد می‌کند که انسان نابخردانه به یاری عوامل تخریب طبیعی برخیزد و چنین روش ناهنجار در راستای تاریخ بخصوص چند صد سال اخیر بویژه در دوران معاصر در پیرامون کویرهای ایران و استانهای خوزستان ، فارس ، کرمان ، یزد و ... صورت گرفته است. قطع درختچه‌های کویری برای تهیه سوخت و زغال در طی صدها سال موجب گسترش کویر و پیشروی آن به سوی شهرها شده و بسیاری از مزارع سرسبز خرم و روستاهای آباد که روزگاری تپش زندگی در فضای آنها موج میزد به کام کویر فرو رفته است.

    تاثیر گرمای شدید

     

     

    حرارت زیاد در سالهای خشک سالی ، عناصر نوزاد جنگلها را دستخوش آسیبهای جدی می‌کند. گاهی آنها را می‌سوزاند و از بین می‌برد و زادآوری آنها را مشکل می‌کند.

    تاثیر یخبندانها

     
    یخبندانهای زودرس پاییزه و همچنین یخبندانهای دیر رس بهاره به طرق گوناگون آسیبهای جدی به درختان جنگلی وارد می‌نماید.

    تاثیر خشکیها

     
    خشکی که در اثر عوامل جوی (نقصان بارندگی) پدید می‌آید، سبب می‌شود که حرارت شدید تابش آفتاب بر تبخیر رطوبت خاک بیفزاید و میزان ذخیره آن را در خاک تقلیل دهد. این خطر بیشتر در نواحی که بارندگی سالیانه آن کم است خودنمایی می‌کند.

    بارانهای شدید

    باران اگر به فواصل نامنظم و به صورت رگبار تند و شدید ببارد، سبب دریدگی برگها می‌شود، بخصوص اگر توام با وزش باد تند باشد، خطر تخریب بیشتر خواهد بود.

    سیلابها

     
    در صورتی که زمین جنگل در حالت طبیعی خود یعنی اسفنجی و متخلخل باشد، آبهای ناشی از بارندگی شدید به زمین فرو می‌روند و از جریان یافتن غیر عادی آن در سطح زمین که خود مقدمه پیدایی سیل است جلوگیری می‌کند. و اگر این حالت طبیعی زمین جنگل بر اثر انگیزه‌های غیر طبیعی بخصوص از طریق چرای دام از بین رفته باشد، آبها در سطح زمین راه افتاده و موجب سیل می‌شود و مهمترین خسارت سیل به جنگلها می‌رسد، بخصوص جنگلهایی که در قسمتهای زیرین دامنه کوهستانها واقع شده‌اند.



    تصویر

    عوامل انسانی تخریب جنگلها

     

    چرای دام

    زیانهای وارده به جنگلها از راه چرای دام سابقه طولانی دارد. از روزگاری که اقتصاد شبانی زیر بنای تکاملی جامعه را تشکیل می‌داد و اشتغال به امور دامداری و نگاهداری دام از معتبرترین و سودآورترین رشته‌های سرمایه گذاری عصر فئودالیسم شناخته می‌شد، زمینه‌های تخریب جنگلها از طریق چرای دام فراهم گردید و چراگاههای جنگلی ایران به عنوان غنی‌ترین منابع علوفه‌ای در دسترس دامها گذارده شد. زیانهای ناشی از چرای دام در جنگلها شامل موارد زیر است:
    • رفت و آمد مدام دام در جنگلها ، باعث فشردگی خاک و خرابی وضع فیزیکی خاک می‌شود. به این ترتیب آب باران به جای آنکه در خاک فرو رود در سطح زمین جریان پیدا می‌کند در چنین اراضی رویش دانه‌هایی که بر روی زمین ریخته شده دشوار و در بعضی حالات غیر ممکن می‌شود.

    • چرای دام باعث می‌شود که تبدیل مواد آلی زنده به لاش برگ صورت نگیرد و افراط در چرای دام ، پوشش گیاهی را از عرصه جنگل حذف می‌کند و خاک جنگل عریان و بدون محافظ می‌ماند و به تدریج دچار فرسایش می‌شود.

    • در دامنه‌های کوهستانها که خاک عملا در معرض ریزش قرار دارد، تردد دامها سبب تشدید ریزش خاک و قطعات سنگی می‌گردد و فشار وارده از تصادم این ریزشها به درختان موجب زخمی شدن پوست آنها می‌شود.

    • دامها با جویدن پوست و ساقه‌های درخت ، آنها را زخمی کرده و زمینه تسهیل نفوذ و رخنه آفات و بیماریهای گیاهی را تدارک می‌بینند.



    تصویر

    حریق

     

    آتش سوزی در جنگلها نیز از عوامل مخربی است که قدمتی برابر با زیست اجتماعی انسانها دارد. منتها از نظر میزان خساراتی که به بار می‌آورد در کشورها و مناطق مختلف و نوع جنگلهایی که آتش سوزی رخ می‌دهد متفاوت می‌باشد. حریق در جنگلهای سوزنی برگ به سبب سرعت و قابلیت اشتعال خسارتی را که به ارزش تجاری درختان وارد می‌آورد، به مراتب سنگین‌تر از درختان پهن برگ می‌باشد و جای خوشبختی است که بیشتر جنگلهای ایران از نوع پهن برگ می‌باشد. حریق در صورت وسعت و شدت و تکرار در یک جنگل سبب تغییر ارزش کیفی گونه‌ها می‌شود و به ظهور گونه‌های پست و نامرغوبی می‌انجامد که از نظر تجاری فاقد ارزش می‌باشند

    + نوشته شده در  ساعت 10:38  توسط نریمان شیوندی  | 

    جنگل

     

    جنگل ، هدیه خدایی و نخستین دوست بشر به شمار می‌رود. هیچیک از پدیده‌های طبیعت به اندازه جنگل در زندگی آدمیان نقش اساسی و سازنده ندارند. انسان آغازین تنها در پناه جنگل توانست به حیات و تولید نسل خود ادامه دهد، او نیازمندیهای روزانه خود را از جنگل بدست می‌آورد. بدین سان احترام به درختان و احساس دوستی نسبت به آنها پدیده‌ای است که منشا بسیار دیرین در پندار انسانها دارد و افسانه‌های کهن اقوام و ملل مختلف جهان ، سرشار از اساطیر گیاهی است.



    تصویر

    جنگل در سرزمین کهن ایران

    در ادبیات سرزمین ما ، سرو کاشمر شهرت بسیار دارد و مردم معتقد بودند که زرتشت پیامبر آن را با دست خود کاشته است. در بسیاری از متون کهن راجع به این سرو مطالب فراوان نگاشته شده، از جمله در تاریخ بیهقی و معجم‌البلدان از علاقه ایرانیان به سرو کهن کاشمر سخنان بسیاری به میان آمده است. ابوریحان بیرونی هر یک از برج های شمسی را منتسب به درختان معینی دانسته، مثل حمل (فروردین) ، هرکشتی که آب نیاید و آنکه تخم ندارد، ثور (اردیبهشت) ، درختان بلند و میوه‌های شیرین.

    جنگل چیست؟

    جنگل به مجموعه درختانی اطلاق می‌شود که قطعه‌ای از زمین را اشغال کرده باشد و دانشمندان علم جنگلبانی صفات و خصوصیات بارزی برای جنگل قائل هستند تا بتوان آنها را از سایر نباتات موجود و مورد استفاده بشر در روی زمین تمیز داد. سه بعد عمده صفات مشخصه جنگل عبارتند از:
    • زیست شناسی: از نظر زیست شناسی باید گفت که جنگل به مانند یک اجتماع نباتی است که در تحت عوامل محیط متعادل یا کم و پیش ثابتی قرار دارد.

    • اقتصادی: چوب که از محصولات اصلی جنگل است، وقتی درخت قطع شود، برخلاف املاک زراعی ، بهره و سرمایه یکدفعه بدست می‌آید. برای اینکه مقدار چوبی را که صد ساله در جنگل تولید می‌شود بتوان به حال ثابت نگهداشت، بی‌آنکه در آن کاهشی روی دهد، نظم اقتصادی باید به مرحله اجرا درآید و فقط در جنگلهایی که طبق اصول منظمی بهره برداری می‌شود، می‌توان از سرمایه ، بهره سالیانه بدست آورد.

    • قضایی: چون جنگل خود بخود تشکیل یافته و بدون دخالت بشر تولید مثل کرده و به زندگی خود ادامه می‌دهد، مالکیت خصوصی در آن مصداق پیدا نمی‌کند و جزء ثروت عمومی هر کشوری به شمار می‌رود.



    تصویر

    تلاش زاییده نیاز است.

    احتیاج عمده درخت به نور است و آب و خوراک ، شاخه‌های زیرین درخت که مانند شاخه‌های فوقانی آن در معرض تابش آفتاب نیستند، تلاش بیشتری کرده و از شاخه‌های بالاتر تجاوز می‌کنند و خود را به آفتاب می‌رسانند، به همین دلیل شاخه‌های پایین‌تر روشن‌تر بوده و تاج درختان شکل مخروطی یا کروی به خود می‌گیرند. حال دو عدد بذر درخت را در نظر بگیرید که مجاور هم در یک موقع به زمین افتاده و شروع به روئیدن کنند، اگر این دو بذر هر دو از یک درخت بوده و نیروی آنها یکسان باشد، روئیدن آنها بهم برخورد می‌کند و بر یکدیگر سایه می‌اندازد و ناچار هر یک خود را به سمتی که نور کافی دریافت کنند، متوجه می‌سازد.

    تاثیرات جنگل

    اثر جنگل در آب و هوا

    جنگل هوا را معتدل می‌کند، بر بارندگی می‌افزاید، از آسیب بادهای سخت می‌کاهد، هوای پیرامون خود را پاک و آن را برای تنفس مناسب می‌کند. جنگل از گرمای پیرامون خود می‌کاهد، زیرا اولا درخت برای تبخیر آب خود نیاز به حرارت دارد که آن را از هوای پیرامون خود می‌گیرد، دوم اینکه برگها و شاخه‌های درختان ، خاک جنگل را در برابر تابش مستقیم خورشید پناه می‌دهد و آن را سردتر نگه می‌دارد.

    اثر جنگل در بارندگی

    جنگل از گرمای هوای پیرامون خود می‌کاهد و چون هر چند هوا سردتر شود، کمتر می‌تواند بخار آب را در خود نگه دارد، بنابراین هوای پیرامون جنگل زودتر اشباع می‌شود. جنگل مانند کوهستان مانعی در مقابل ابرها بوجود می‌آورد و باعث افزایش بارندگی می‌شود، بدین ترتیب هرگاه جریان هوایی که در آن بخار آب موجود باشد، در نزدیکی سطح زمین با جنگلی مصادف شود، به ارتفاعات بالاتر صعود می‌کند و سپس بطور ناگهانی منبسط شده، سرد شده و در نتیجه اشباع می‌شود و می‌بارد.

    اثر جنگل در جلوگیری از زیان بادهای سخت

    بادهای سخت چون به جنگل برخورد می‌کند، ناتوان شده و از تندی و نیروی آنها کاسته می‌شود.



    تصویر

    اثر جنگل در حفظ خاکها

    جنگل به دلایل زیر از فرسایش خاک یعنی شسته شدن خاک بویژه در دامنه‌های تند جلوگیری می‌کند:
    • سرعت جریان آب در سطح خاک جنگل کمتر است.
    • چون مقدار آبی که در خاک جنگل نفوذ می‌کند بیشتر است، پس مقدار آبی که در سطح خاک جریان می‌یابد، کمتر است.
    • ریشه‌های درختان ، بوته‌ها و گیاهان کوچک بویژه ریشه‌های سطحی ، ذرات خاک را به یکدیگر پیوستگی داده و از لغزش آنها جلوگیری می‌کند.

    اثر جنگل از لحاظ زیبایی مناظر

    اثر جنگل از لحاظ زیبایی مناظر بر هیچکس پوشیده نیست. مقایسه کوهستانهای خرم شمال ایران با بیابانها و کوههای خشک جنوب البرز ارزش جنگل را آشکار می‌سازد.
    + نوشته شده در  ساعت 10:36  توسط نریمان شیوندی  | 

    گیاهشناسی

     
    ---- گل گندم ----

           گلهاي اين گياه داراي اثر مدر است و از آن در آب آوردن انساج
          مخصوصا در استسقا استفاده مي شود.

          گل گندم در سرماخوردگي جهت رفع سرفه و در بيماريهاي سينه به
          كار مي رود.

          دم كرده يا آب مقطر آن سابقا به صورت لوسيون در رفع التهابات
          كنار آزاد پلك ها و ورم ملتحمه و گل مژه به كار مي رفته است.

          براي تمام قسمتهاي گياه اثر تب بر و تصفيه كننده خون وضد
          رماتيسم ذكر گرديده است.

          از گل گندم جهت رفع بيماريهاي كبدي و زردي و بيماريهاي پوست
          استفاده مي شود.

          اگر مقدار 30 گرم گل گندم را در نيم ليتر آب به مدت ده دقيقه
          جوشانيده و آنرا صاف نموده و سپس يك پارچه در آن زده تا خيس
          گردد و چشمها را بسته و روي چشمها پنج يا ده دقيقه گذاشته شود
          سبب مي گردد كه سفيدي چشم ها سفيدتر و شفاف تر گردد انجام دادن
          اين كار شفافيت خاصي به سفيدي چشم مي دهد.

                       


    ---- دم اسب ----

            دم اسب اثر مدر و قوي و بند آورنده خون و ترميم كننده انساج و 
           تامين كننده عناصر معدني بدن را دارد.

         به طوريكه از اين نظر آن را مي توان در درمان بيماري سل از
         داروهاي موثر و مفيد به حساب آورد.

         در استعمال خارج اثر ضد عفوني كننده و التيام دهنده بر روي
         زخمها دارد.

         جوشانده دم اسب ترشحات ادرار را زياد مي كند.

         دم اسب داروئي موثر در رفع استسقا و آب آوردن انساج است.

         دم اسب با دارا بودن اثر مقوي مي تواند در يك رشته بيماريها ي
         كليوي نظير عدم دفع ادرار و ورم مثانه و سنگ كليه و احساس درد
         در مجاري ادرار و قولنجهاي كليوي مفيد واقع گردد.

         دم اسب در درمان آسم اثري قاطع دارد.
     
         بررسي هاي ديگر اين گياه را در رديف داروهاي تصفيه كننده خون
         جاي داده است.

         غرغره جوشانده دم اسب اثر قطعي در رفع گلو درد دارد.

         دم اسب خون دماغ را به سرعت پايين مي آورد.

         كمپرس دم اسب روي ضرب ديدگي يا زخم ها و در رفع بيماريهاي جلدي
         مانند سودا و خارش اثرات مفيد ظاهر مي كند.

                                

     


    دندان
                        ---- چگونه مي توان دندانهايي سفيد و دهاني خوشبو داشت؟ ----

          دندانهايي سفيد و سالم نشانه اي از طراوت جواني در چهره است.

         پوست ليموي ترش بدون آب را به دندانهاي خود بساليد تا دندانها را سفيد كند و ريشه آنها
         را محكم سازد.

         پوست ليمو را به دستها و صورت خود هم مي توانيد بماليد تا طراوت و درخشندگي خاصي به آن
         ببخشد.

         سيب درختي را با پوست دندان بزنيد و بجويد اين كار هم دندانها را سفيد مي سازد و هم لثه
         و ريشه هاي دندان را تقويت مي كند.

         اگر لثه هاي شما ورم كرده و تحريك شده است و براي چند روزي نمي توانيد دندانهاي خود را
         مسواك بزنيد و با خمير دندان بشوييد مي توانيد دهان خود را با جوشانده نعناع بشوييد.

         وقتي دهان شما دچار عارضه برفك شده و نمي توانيد غذا بخوريد بايد دهان خود را با جوشانده
         گل ختمي و پنيرك بشوييد.

         آويشن و مريم گلي و سرخ وليك از گياهاني هستند كه براي درمان برفك دهان مفيد هستند و شما
         مي توانيد روزي چند بار دهان خود را با جوشانده اين گياهان بشوييد.

         همچنين مي توانيد به زخمهاي برفك دهان آب ليمو و يا آب پياز بماليد و بعد خواهيد ديد كه
         خيلي زود برفك دهان بوسيله اين گياهان شفا بخش خوب مي شود.
                    

                                       


    ---- مورد ----

                  مورد اثر ضد عفوني كننده دارد و از آن در مصارف داخلي و استعمال خارج
                 مي توان استفاده كرد به علاوه مقوي معده و نيرو دهنده و قابض است. 

                 مورد در جهت رفع بيماريهاي دستگاه تنفسي و مجاري ادرار به كار مي رود.

                 مصرف مورد در موارد برونشيت و سرفه مفيد نمي باشد و مضر است.

                 در مصرف خارج از مورد در دفع بيماريهاي جلدي و مواقعي كه به علت بروز
                 دانه هاي جلدي كه پوسته هاي كوچك و سفيد رنگ در پوست ظاهر مي شود مي توان
                 استفاده كرد.

                 غرغره جوشانده مورد در ضد عفوني كردن و رفع تحريك مخاط دهان موثراست.

                              


    ---- نسترن ----

                 قسمت گوشت دار و كوزه اي شكل نسترن به علت دارا بودن تانن و ويتامين C و
               مواد مختلف ديگر اثر ضد اسكوربوت- قابض و مدر دارد.

               از نسترن در رفع حالت اسهالي- اخلاط خوني -انقباض غير ارادي ماهيچه هاي
               معده-بيماريهاي ناشي از التهاب و ورم كليه ها دردهايي كه به علت پيدايش
               سنگ كليه پديد مي آيد مي توان به كار برده شود.

               نسترن عمل تحريك كننده بر روي مجاري ادرار دارد.

               دم كرده هاي برگ و گل نسترن جهت شستشوي زخم ها و اولسرها و سوختگي ها و در
               درمان آنها به كار مي رود.

               جوشانده قسمت گوشت دار نسترن مشروط بر آنكه عمل جوشاندن بيش از ده دقيقه
               طول نكشد به علت دارا بودن مقدار كافي از ويتامين C در رفع عوارض ناشي
               از كمبود اين ويتامين در بدن اثر بسيار مفيدي دارد.

                


                                                         ---- گشنيز ----

                 گشنيز داراي اثر و خاصيت نيرو دهنده- هضم كننده غذا- بادشكن - مدر - ضد
                تشنج و ضد صرع است. گشنيز در رفع بلعيدن هوا مفيد است.

                گشنيز به عنوان مقوي معده و منظور معطر ساختن بعضي از غذاها استفاده مي شود

               مصرف آن در بيماريهاي عفوني مختلف مانند تب تيفوئيد و به طور كلي بيماريهاي
               مختلف كه منشاء باسيلها و تبهاي دانه اي است توصيه مي شود.

               گشنيز در مواردي كه مسموميت بر اثر پيدايش تخميرهاي عفوني در روده پديد
               مي آيد به علت خاصيت ضد باكتري كه دارد مفيد است.

               بايد توجه داشت كه مصرف زياده از حد گشنيز نوعي مستي توام با خستگي مفرط
               منجر به خواب عميق و حالاتي نظير گنگي و بيحسي پيش مي آورد كه ممكن است در
              خاتمه منجر به ورم و روده -پيدايش خون در ادرار گردد.

                                      

     
                                                              ---- پنيرك ----

               پنيرك اثر نرم كننده-آرام كننده-آرام بخش-مدر و رفع ناراحتي هاي سينه دارد

              پنيرك در غالب بيماريهايي كه منشاء التهاب و تورم اعضاي بدن دارد مي تواند
              مورد مصرف قرار گيرد.

              جوشانده و همچنين ضماد پنيرك به تناسب نوع بيماري در رفع تحريكات اعضاي
              مختلف بدن مانند تحريكات دستگاه گوارش-مجاري ادرار-مجاري تنفسي-نزله هاي
             ششي و برونش ها-رفع سرفه در برونشيت-التهاب مخاطهاي بدن-استفراغ و اخلاط
             خوني-ورم لوزتين-آنژين ها-بيماريهاي كليوي و مثانه-سرخك-مخملك-آبله و رفع  
             يبوست اطفال استفاده مي گردد.

             در استعمال خارجي ريشه و برگ له شده پنيرك جهت رفع التهابهاي سطحي بدن
             با قرار دادن به روي عضو و همچنين براي رفع جوش صورت و دانه هاي جلدي به
             كار مي رود. در ضمن درد و ناراحتي هاي محل جوش و دانه ها را تسكين مي دهد.

             جوشانده حاصله از برگ و گل پنيرك به صورت غرغره در رفع تحريكات مخاط دهان
             ورم لوزه ها-درد گلو-آنژين اثر مفيد دارد.

               

    + نوشته شده در  ساعت 10:34  توسط نریمان شیوندی  | 

    معرفی درختچه های مقدس

     

    نام فارسی: نی مقدس

    تیرۀ : زرشک      Berberidaceae

    نام علمی      Nandina  domestica  Tuunb

    ویژگی های گیاه شناختی :

    درختچه همیشه سبز ، تا ارتفاع 5/1  متر ، ایستاده ، به طور معمول فاقد شاخه و چند ساقه ای ، ساقه ها به طور معمول به ضخامت انگشت ، برگها تقریبا 2 تا 3  شانه ای ، با طول 30 تا 60 سانتی متر ، قاعده اغلب گرد و گنبدی . برگچه ها بیضوی تا نیزه ای ، با طول 3  تا 6  سانتی متر ، در هنگام رویش قرمز و قهوه ای ، بعد سبز خوش رنگ ، قسمت تحتانی روشن تر ، زبر چرمی ، صاف ، در هنگام ریزش به طور معمول ارغوانی گلها سفید کوچک ، اما به طول 30- 20  سانتی متر خوشه ها افراشته ، میوه ها قرمز روشن ، به طور تقریبی به اندازۀ نخود، دیر پای.

    پراکندگی جغرافیایی : چین مرکزی .

    زمان کامل شدن همۀ برگها : اواسط فروردین تا اوایل اردیبهشت

    زمان گلدهی : اواخر خرداد تا اواخر تیر .

    زمان میوه دهی : اوایل تیر تا اوایل مرداد.

    زمان رسیدن بذر : اواسط مرداد تا اواخر مهر

    البته باید خاطر نشان کرد که بعضی از خصوصیات ذکر شده بستگی به شرایط اقلیم منطقه ( ماکرو و میکروکلیما  ) دارد.

    کاربرد : درختچه همیشه سبز که رنگ برگها در پائیز و زمستان قرمز می شود و میوه های زیبای قرمز رنگ در طراحی فضای سبز و Rock garden مناسب است .

    نحوه تکثیر:   این درختچه زیبا به دو روش زیر تکثیر می یابد:

     1 - پاجوش : جدا کردن پا جوش از گیاه مادری در بهار و تابستان

    2 - قلمه زنی : گرفتن قلمه از شاخه ای جوان که رشد خود را تکمیل کرده اند. در تابستان قلمه ها را در شاسی سرد ریشه دار می کنند .

    نیازها:

    میزان نور: آفتابی

    نوع خاک : خاک زراعی باغ

    آبیاری : متوسط و منظم( 6  میلیمتر در روز)

    نکته : بذرها ، به علت جنین ناقص ، فاقد قوۀ نامیه می باشند و باید در دمای 4  درجۀ سانتیگراد قرار گیرند تا جنین رشد نماید .

    آدم باغبان بود و خداوند اورا آگاه ساخت که نیمی از کار خوب باغبانان بر روی زانو هایش انجام می گیرد . پس هنگامی کار تو به پایان می رسد،می توان دست هایت را بشویی و به ستایش بایستی ، به ستایش شکوه باغ ، به این امید  که از بین نرود و شکوه آن باغ هیچگاه از بین نخواهد رفت

    + نوشته شده در  ساعت 10:33  توسط نریمان شیوندی  | 

    درختان و درختچه های مناسب

     

    در محوطه سازی سبز و طراحی باغ و فضای سبز آنچه حرف اول را می زند آشنایی طراح با گیاهان متنوع و خصوصیات گیاهان مختلف برای منظورهای خاص می باشد . در اینجا به تعدادی از گیاهانی که برای طراحی مناسب می باشند اشاره شده است . اطلاعات بر اساس جزوات درسی و جزوات کنکور کارشناسی ارشد طراحی محیط  همچنین از جزوه های اموزشی سازمان پارکها و فضای سبز جمع اوری شده است.

         درختان سایه انداز و پوشاننده : عرعر- بیدمجنون- چنار-داغداغان-پائولونیا-شاه بلوط هندی-توت امریکایی- درخت لاله-ابریشم-افراسیاه-نارون 

         درختان سریع الرشد:سرو نقره ای-عرعر-دم موشی- زیتون تلخ-چنار-سدروس-افرا سیاه-اقاقیا-پائولونیا-توت امریکایی-لاله-ابریشم- 

         درختان مقاوم به گرد خاک: عرعر- زالزالک-ژنکیو-چنار-لیلکی امریکایی-ماگنولیا-بیدمجنون-اقاقیا-داغداغان 

        گیاهان میوه وحشی (زینتی ) برای پارکها: گلابی –آلو-آلوچه-سیب – پسته –مو-فندق-گوجه- زیتون –انجیر-گیلاس-انار-ازگیل-آلبالوتلخ-زالزالک-شیرخشت 

         گیاهان جاذب پرنده:یاس وحشی –زیتون-زغال اخته – امین الدوله- پیروکانتا- خاس-اسپیره –یاس خوشه ای – انگور زینتی 

         مناسب خاک اهکی:زیتون معمولی – زربین –سروخمره ای – چنار- زبان گنجشک 

       مناسب اب و هوای مدیترانه ای:زربین – زیتون معمولی- برگ بو- انجیر 

        دارای بافت خشن : عرعر-ماگنولیا-انجیر –خرمالو-نخل زینتی –شاه بلوط هندی 

        دارای بافت نرم: ابریشم – لیلکی- ابریشم مصری- بید

     درختان آشغال ریز:زیتون تلخ –زیتون معمولی – اقاقیا-توت امریکایی 

    1گیاهان معطر: سرو ناز-برگ بو –گل یخ –گل سنجد –یاس خوشه ای- اقاقیا-نمدار- پائولونیا-ماگنولیا 

     درختان ابدوست: چنار –توسکا-بیدمجنون- درخت لاله -

     درختان جنگلی :سرو نقره ای – افرای سیاه –زبان گنجشک –اقاقیا- توسکای قشلاقی- ارغوان – کاج سیلوستر- بلوط- گز- شاه بلوط – سدروس- عرعر 

    درختان بادشکن: توت امریکایی – سرو نقره ای – سرو خمره ای- اقاقیا – زالزالک- نمدار- سدروس - گردو 

     گیاهان دارای رشد کم: کریپتومریا-زیتون معمولی – ماگنولیا – برگ بو- انجیر – زالزالک- سوفورا 

     گیاهان دارای رشد متوسط: پر – ژنکیو- درخت چینی – توری- داغداغان 

     گیاهان مناسب خاک اسیدی: عرعر- لیلکی امریکایی – توسکا قشلاقی – اقاقیا

    گیاهان مقاوم به سرما:سرو نقره ای- کریپتومریا – چینی – به ژاپنی – ابریشم مصری- ماگنولیا 

     درختان دارای ریشه سطحی: ابریشم –  آیلان – سرو نقره ای 

     گیاهان مناسب کاشت در شیبها: ار غوان - سنجد 

     گیاهان مناسب جلوگیری از فرسایش خاک : توسکا قشلاقی- چنار- بید مجنون – اقاقیا – توت امریکایی – سرو نقره ای 

     گیاهان طویل عمر: زیتون معمولی- شاه بلوط هندی گل سفید- سرو ناز 

     گیاهان دارای عمر کوتاه: زیتون تلخ – اقاقیا – افرای سیاه 

    درختان بر گ قرمز: افرای چناری برگ قرمز- گوجه گل- فندق – زرشک – انجیلی در پاییز- توری در پاییز- افاری ژاپنی 

     گیاهانی که در زمستان جلوه دارند: بید مرجانی- بید فری- فندق- گیلاس- سوزنی برگان مانند سرو کوهی رونده – سرو سیمین – انواع کاجها و سروها – پهن برگان همیشه سبز ماند ماگنولیا تابستانه و آکاسیا- گل یخ – یاسمن زمستانی 

     گیاهان الوان که با گل و میوه و برگ تولید رنگهای متنوع میکنند : ارغوان – سیب گل – مموزا – طاووسی – توری- ماگنولیا زمستانه – ماهونیا – پیراکانتا - دوتسیا 

     گیاهان پوششی مناسب کاشت در زیر درختان: سالوی وحشی- قاصدک – شنگ ترشک شبدری- پوتنتیلا 

     در ختان مناسب بلوار ها و کوچه ها:  سرو خمره ای – ژنکیو- افرا – شاه بلوط هندی – توس – ارغوان – زبان گنجشک – درخت لاله  سیب – پاولینا – چنار- لرگ – گلابی - بلوط 

               

     درختان مقاوم به سایه:سرخدار- دوگلاس – سکویا – نوئل – ممرز- هدرا - راش 

     درختان مقاوم به بادهای دریایی و اب شور: کلیه کاجها – ایلان – گل ابریشم – زبان گنجشک –توت – صنوبر وسپیدار – اقاقیا – گز – سنجد. 

    + نوشته شده در  ساعت 10:32  توسط نریمان شیوندی  | 

    بافت آبکشی

     

     

    بافت فلوئم یا آبکشی شامل عناصر غربالی ، سلولهای همراه ، سلولهای پارانشیمی و در برخی موارد فیبر و اسکلروئید می‌باشد. آن بخش از فلوئم که هدایت شیره پرورده را بر عهده دارد، عنصر غربالی نامیده می‌شود. در گیاهان بازدانه عناصر غربالی به صورت واحدهای مستقلی در ساختمان بافت شرکت می‌کنند. ولی در نهاندانگان عناصر غربالی به صورتهای خاصی روی هم چیده می‌شوند و تغییراتی در ساختمان دیواره‌های انتهایی آنها بوجود می‌آید و بدین ترتیب تشکیل ساختمانهای خاصی به نام آوند آبکشی را می‌دهند. یک آوند آبکشی از تعداد زیادی سلول تشکیل یافته است.


    تصویر



    تغییراتی که در عناصر غربالی صورت می‌گیرد تا نهایتا به یک عنصر فعال در انتقال تبدیل شود بسیار چشمگیر است. این تغییرات در دیواره‌ها ، سیتوپلاسم و اندامکها می‌باشد. دیواره‌های جانبی سلولها زیاد تغییر نمی‌کنند و فقط کمی ضخیم می‌شوند. در زیر میکروسکوپ با یک منظره شفاف دیده می‌شوند که این حالت شفاف احتمالا به ترکیب دیواره سلولی در این عناصر بستگی دارد. مهمترین تغییرات در دیواره انتهایی آنها صورت می‌گیرد که به شکل سوراخهای متعدد در این دیواره‌ها منجر می‌شوند که در نهایت حالت غربال به خود می‌گیرد که آنها را به نام صفحه آبکش می‌گویند.

    انواع صفحه آبکش

    اگر صفحه آبکش سوراخهایش در همه قسمتها یکنواخت پخش شود صفحه آبکش ساده ولی اگر در قسمتهایی متراکم باشد، صفحه آبکش مرکب نامیده می‌شود. قطر منافذ می‌تواند از چند نانومتر تا چند میکرومتر تغییر کند. اکثرا حدود 1.18 میکرومتر است. ولی تغییرات آن را تا حدود 14 میکرومتر نیز گزارش کرده‌اند. مثلا در کدو 10 میکرومتر است.

    تغییرات درون سلولی عناصر آبکش

    از جمله تغییراتی که در سیتوپلاسم عناصر آبکشی اتفاق می افتد، مهمترین‌شان در هسته و واکوئل است. هسته در سلولهای آبکشی در جریان تمایزیابی به تدریج ناپدید می‌شود. این سلولها در ابتدای تمایز دارای واکوئلهای کوچکی هستند که به تدریج به یکدیگر ملحق شده و بزرگ می‌شوند و تشکیل یک واکوئل درشت مرکزی می‌دهند. در سلول آبکشی تشکیل واکوئل نشانه تکمیل تمایز نیست. بلکه در مرحله بعدی غشای واکوئل (تونوپلاست) از بین می‌رود و محتویات واکوئل در سیتوپلاسم آزاد می‌شود. میکروفلامنتها ، میکروتوبولها ، دستگاه گلژی و ریبوزومها در سلولهای آبکشی بالغ دیده نمی‌شوند. اندامکهایی نظیر میتوکندری ، پلاستیدها و شبکه یکنواخت آندوپلاسمی در سلولهای آبکشی دیده می‌شود.



    تصویر

    طول عمر سلول آبکشی

    دوره زندگی سلولهای آبکشی چند هفته تا چند ماه است. در بعضی از گونه‌ها سلولهای آبکشی در تمام یک دوره رشد و حتی در بعضی گیاهان مانند مو و زیرفون مدت دو سال زنده می‌مانند. در پایان زندگی سیتوپلاسم این سلولها ماده‌ای به نام کالوز ترشح می‌کنند و منافذ دیواره عرضی را مسدود می‌سازند. با بسته شدن آوندهای آبکش عمل آنها در هدایت شیره پرورده متوقف می‌شود. ولی ذخیره مواد در داخل آنها می‌تواند ادامه پیدا کند. در فصل بعد حتی در صورت حل شدن کالوز سلولهای آبکشی می‌میرند و از هوا پر می‌شوند. در این موقع نقش آنها در هدایت شیره پرورده ، بطور نهایی پایان می‌یابد.

    سلولهای همراه بافت فلوئم

    در نهاندانگان در کنار هر سلول آبکشی به تعداد 1یا 2 و گاهی 3 عدد دیده می‌شود. این سلولها در طول و یک طرف هر یک از سلولهای آبکشی دیده می‌شوند. این سلولها دارای منشا مشترکی با سلولهای آبکشی هستند. سلول مادر آبکش با یک تقسیم نامساوی ، دو سلول بوجود می‌آورد که سلول بزرگتر بتدریج تمایز پیدا کرده و به سلول آبکشی تبدیل می‌شود. سلول کوچکتر منشا تشکیل سلول همراه می‌گردد. سلول همراه در نهاندانگان توسط پلاسموسم‌های متعددی با سلولهای آبکش ارتباط برقرار می‌کند. برسی‌ها نشان داده وقتی سلول آبکش می‌میرد ، سلول ‌همراه نیز بطور همزمان می‌میرد.

    گاهی نیز مشاهده شده که با مردن سلول آبکش ، سلول همراه منشا تشکیل یک سلول آبکش دیگر می‌گردد. از نظر سیتولوژیکی سلولهای همراه دارای سیتوپلاسم متراکم و واکوئل‌های کوچک و فراوان و هسته بزگ مرکز‌ی‌اند و هرگز
    نشاسته در خود ذخیره نمی‌کنند. عقیده بر این است که سلولهای همراه انجام برخی از اعمال متابولیکی مانند ساخت پروتئین را که در جریان تمایز عناصر غربالی کاهش یافته یا حذف شده است بر عهده دارد. شاید میتوکندری‌های فراوان موجود در سلول همراه تامین ‌کننده انرژی عناصر غربالی (به صورت ATP) باشد.

    در برخی گونه‌ها
    مواد فتوسنتزی تولید شده در سلولهای مزوفیل از طریق سلولهای همراه به عناصر غربالی راه می‌یابد. در بازدانگان گاهی در کنار سلولهای آبکشی یک سلول کوچک دیده می‌شود که در قسمتی از سلول آبکشی قرار دارد نه در تمام طول آن. این سلول کوچک به خاطر مکان ، موقعیت و اختصاصات سیتولوژیکی کاملا قابل مقایسه با یک سلول همراه است و به نام سلول آلبومینی خوانده می‌شود. منشا سلول آلبومینی برخلاف سلول همراه یکی از سلولهای پارانشیمی بافت آبکشی است.

    سلولهای پارانشیمی بافت فلوئم

    این سلولها از نوع ذخیره‌ای هستند که می‌توانند ترکیباتی مانند نشاسته ، لیپیدها ، تانن‌ها یا نشاسته‌ها را در خود جمع کنند. سلولهای پارانشیمی در ساختمان فلوئم‌های اولیه در امتداد آوندهای آبکشی و به موازات آنها قرار گرفته‌اند و به نام پارانشیم عمودی (Vertical Phloem Parenchyma) نامیده می‌شود و یاخته‌های پارانشیمی دیگر که در جهت شعاعی کشیده شده‌اند، پارانشیم افقی یا شعاعی (Horizontal Phloem Parenchyma) نامیده می‌شوند. دیواره سلولی پارانشیم در فلوئم‌های اولیه سلولزی و در ثانویه می‌تواند چوبی باشد. یاخته‌های پارانشیمی بافت فلوئم در اندامهای هوایی گیاهان خصوصا در شرایطی که بافت مخاط پریدرم توسعه قابل توجهی در اندام نداشته باشد، می‌تواند حاوی کلروپلاست باشد.



    تصویر

    سلولهای فیبر بافت فلوئم

    سلولهای فیبر هم فلوئم اولیه و هم در فلوئم ثانویه دیده می‌شوند. این سلولها در ابتدای تشکیل خود دارای اندازه کوچکی هستند و به تدریج در جریان رشد اندام و تمایز بافت بر قطر و خصوصا طول آنها افزوده می‌شود. رشد آنها به گونه‌ای است که سلولهای کشیده با دو انتهای باریک حاصل می‌شود که منظره دوکی‌ شکل دارد. دیواره سلولهای فیبر از جنس لیگنین می‌باشد.

    البته باید توجه کرد که بعضی از فیبرهای فلوئمی دیواره‌هایشان برای همیشه سلولزی باقی می‌ماند که آنها را فیبر سلولزی می‌نامند.
    فیبر کتان از این نوع است. گاهی رسوب لیگنین در دیواره‌ها به قدری زیاد است که 90درصد حجم دیواره را اشغال می‌کند. در این موقع سلول می‌میرد. گاهی دیواره سلول فیبر دارای لیگنین کمتری هستند. اینها معمولا می‌توانند سیتوپلاسم خود را حفظ کنند و توسط پلاسمودسماتا با سلولهای مجاور ارتباط برقرار کنند. گاهی ممکن است سلول فیبر تقسیم شود و داخل سلول خانه خانه دیده شود . گاهی ممکن است دارای هسته‌های متعدد باشد می‌گیرد که به شکل سوراخهای متعدد در این دیواره‌ها منجر می‌شوند که در نهایت حالت غربال به خود می‌گیرد که آنها را به نام صفحه آبکش می‌گویند.

    انواع صفحه آبکش

    اگر صفحه آبکش سوراخهایش در همه قسمتها یکنواخت پخش شود صفحه آبکش ساده ولی اگر در قسمتهایی متراکم باشد، صفحه آبکش مرکب نامیده می‌شود. قطر منافذ می‌تواند از چند نانومتر تا چند میکرومتر تغییر کند. اکثرا حدود 1.18 میکرومتر است. ولی تغییرات آن را تا حدود 14 میکرومتر نیز گزارش کرده‌اند. مثلا در کدو 10 میکرومتر است.

    تغییرات درون سلولی عناصر آبکش

    از جمله تغییراتی که در سیتوپلاسم عناصر آبکشی اتفاق می افتد، مهمترین‌شان در هسته و واکوئل است. هسته در سلولهای آبکشی در جریان تمایزیابی به تدریج ناپدید می‌شود. این سلولها در ابتدای تمایز دارای واکوئلهای کوچکی هستند که به تدریج به یکدیگر ملحق شده و بزرگ می‌شوند و تشکیل یک واکوئل درشت مرکزی می‌دهند. در سلول آبکشی تشکیل واکوئل نشانه تکمیل تمایز نیست. بلکه در مرحله بعدی غشای واکوئل (تونوپلاست) از بین می‌رود و محتویات واکوئل در سیتوپلاسم آزاد می‌شود. میکروفلامنتها ، میکروتوبولها ، دستگاه گلژی و ریبوزومها در سلولهای آبکشی بالغ دیده نمی‌شوند. اندامکهایی نظیر میتوکندری ، پلاستیدها و شبکه یکنواخت آندوپلاسمی در سلولهای آبکشی دیده می‌شود.



    تصویر

    طول عمر سلول آبکشی

    دوره زندگی سلولهای آبکشی چند هفته تا چند ماه است. در بعضی از گونه‌ها سلولهای آبکشی در تمام یک دوره رشد و حتی در بعضی گیاهان مانند مو و زیرفون مدت دو سال زنده می‌مانند. در پایان زندگی سیتوپلاسم این سلولها ماده‌ای به نام کالوز ترشح می‌کنند و منافذ دیواره عرضی را مسدود می‌سازند. با بسته شدن آوندهای آبکش عمل آنها در هدایت شیره پرورده متوقف می‌شود. ولی ذخیره مواد در داخل آنها می‌تواند ادامه پیدا کند. در فصل بعد حتی در صورت حل شدن کالوز سلولهای آبکشی می‌میرند و از هوا پر می‌شوند. در این موقع نقش آنها در هدایت شیره پرورده ، بطور نهایی پایان می‌یابد.

    سلولهای همراه بافت فلوئم

    در نهاندانگان در کنار هر سلول آبکشی به تعداد 1یا 2 و گاهی 3 عدد دیده می‌شود. این سلولها در طول و یک طرف هر یک از سلولهای آبکشی دیده می‌شوند. این سلولها دارای منشا مشترکی با سلولهای آبکشی هستند. سلول مادر آبکش با یک تقسیم نامساوی ، دو سلول بوجود می‌آورد که سلول بزرگتر بتدریج تمایز پیدا کرده و به سلول آبکشی تبدیل می‌شود. سلول کوچکتر منشا تشکیل سلول همراه می‌گردد. سلول همراه در نهاندانگان توسط پلاسموسم‌های متعددی با سلولهای آبکش ارتباط برقرار می‌کند. برسی‌ها نشان داده وقتی سلول آبکش می‌میرد ، سلول ‌همراه نیز بطور همزمان می‌میرد.

    گاهی نیز مشاهده شده که با مردن سلول آبکش ، سلول همراه منشا تشکیل یک سلول آبکش دیگر می‌گردد. از نظر سیتولوژیکی سلولهای همراه دارای سیتوپلاسم متراکم و واکوئل‌های کوچک و فراوان و هسته بزگ مرکز‌ی‌اند و هرگز
    نشاسته در خود ذخیره نمی‌کنند. عقیده بر این است که سلولهای همراه انجام برخی از اعمال متابولیکی مانند ساخت پروتئین را که در جریان تمایز عناصر غربالی کاهش یافته یا حذف شده است بر عهده دارد. شاید میتوکندری‌های فراوان موجود در سلول همراه تامین ‌کننده انرژی عناصر غربالی (به صورت ATP) باشد.

    در برخی گونه‌ها
    مواد فتوسنتزی تولید شده در سلولهای مزوفیل از طریق سلولهای همراه به عناصر غربالی راه می‌یابد. در بازدانگان گاهی در کنار سلولهای آبکشی یک سلول کوچک دیده می‌شود که در قسمتی از سلول آبکشی قرار دارد نه در تمام طول آن. این سلول کوچک به خاطر مکان ، موقعیت و اختصاصات سیتولوژیکی کاملا قابل مقایسه با یک سلول همراه است و به نام سلول آلبومینی خوانده می‌شود. منشا سلول آلبومینی برخلاف سلول همراه یکی از سلولهای پارانشیمی بافت آبکشی است.

    سلولهای پارانشیمی بافت فلوئم

    این سلولها از نوع ذخیره‌ای هستند که می‌توانند ترکیباتی مانند نشاسته ، لیپیدها ، تانن‌ها یا نشاسته‌ها را در خود جمع کنند. سلولهای پارانشیمی در ساختمان فلوئم‌های اولیه در امتداد آوندهای آبکشی و به موازات آنها قرار گرفته‌اند و به نام پارانشیم عمودی (Vertical Phloem Parenchyma) نامیده می‌شود و یاخته‌های پارانشیمی دیگر که در جهت شعاعی کشیده شده‌اند، پارانشیم افقی یا شعاعی (Horizontal Phloem Parenchyma) نامیده می‌شوند. دیواره سلولی پارانشیم در فلوئم‌های اولیه سلولزی و در ثانویه می‌تواند چوبی باشد. یاخته‌های پارانشیمی بافت فلوئم در اندامهای هوایی گیاهان خصوصا در شرایطی که بافت مخاط پریدرم توسعه قابل توجهی در اندام نداشته باشد، می‌تواند حاوی کلروپلاست باشد.



    تصویر

    سلولهای فیبر بافت فلوئم

    سلولهای فیبر هم فلوئم اولیه و هم در فلوئم ثانویه دیده می‌شوند. این سلولها در ابتدای تشکیل خود دارای اندازه کوچکی هستند و به تدریج در جریان رشد اندام و تمایز بافت بر قطر و خصوصا طول آنها افزوده می‌شود. رشد آنها به گونه‌ای است که سلولهای کشیده با دو انتهای باریک حاصل می‌شود که منظره دوکی‌ شکل دارد. دیواره سلولهای فیبر از جنس لیگنین می‌باشد.

    البته باید توجه کرد که بعضی از فیبرهای فلوئمی دیواره‌هایشان برای همیشه سلولزی باقی می‌ماند که آنها را فیبر سلولزی می‌نامند.
    فیبر کتان از این نوع است. گاهی رسوب لیگنین در دیواره‌ها به قدری زیاد است که 90درصد حجم دیواره را اشغال می‌کند. در این موقع سلول می‌میرد. گاهی دیواره سلول فیبر دارای لیگنین کمتری هستند. اینها معمولا می‌توانند سیتوپلاسم خود را حفظ کنند و توسط پلاسمودسماتا با سلولهای مجاور ارتباط برقرار کنند. گاهی ممکن است سلول فیبر تقسیم شود و داخل سلول خانه خانه دیده شود . گاهی ممکن است دارای هسته‌های متعدد باشد



    + نوشته شده در  ساعت 10:31  توسط نریمان شیوندی  | 

    بازدانگان _ نهاندانگان

     

    بازدانگان (Gymnosperms) زیر شاخه‌ای از گیاهان گلدار هستند که قدیمی‌تر از نهاندانگان می‌باشند. این زیر شاخه خود به رده‌های متعددی تقسیم می‌شود.

    مقدمه
    گیاهان دانه‌دار که قبلا تحت نام پیدازادان یا
    گیاهان گلدار مورد مطالعه قرار می‌گرفتند وجود دانه یکی از صفات مشخص کننده آنهاست. با تشکیل دانه نسل تازه‌ای از گیاه به نام رویان در درون آن شروع به رشد می‌کند بنابراین در این گیاهان دانه عامل بقا و انتشار این گیاهان بشمار می‌رود. این شاخه تحت دو زیر شاخه بازدانگان (Gymnosperms) و نهاندانگان (Angiosperms) مورد مطالعه قرار می‌گیرند.
    تصویر



    در رده بندیهای قدیمی و کلاسیک بازدانگان را در سه رده پرفانروگامها که دارای آنتروزوئید تاژکدار و تخمک برهنه هستند ، بازدانگان واقعی یا مخروطداران یعنی گیاهانی که تخمک آنها برهنه ولی گامت نر آنها فاقد تاژک است و آنتروزوئید بوسیله لوله گرده هدایت می‌شود و رده کلامیدوسپرمها که آنتروزوئید آنها فاقد تاژک و دانه گرده واجد لوله گرده و تخمک در محفظه پیاله مانندی که بطور ناقص آن را می‌پوشاند قرار گرفته است تقسیم می‌کنند. کلامیدوسپرمها گیاهان حد واسط بازدانگان و نهاندانگان هستند.

    ساختمان بازدانگان

    بازدانگان گیاهان چوبی ، گلدار و دانه‌دار هستند و در مناطق معتدل ، سرد ، یا در کوهستانها می‌رویند. عده‌ای از آنها نیز در ارتفاعات زیاد یا در مناطق قطبی یافت می‌شوند. شاخه‌های این گیاهان معمولا از یک تنه اصلی منشعب می‌شوند. برگهایشان غالبا متناوب و به ندرت متقابل ، معمولا پایا و سوزنی شکل هستند. برخی از بازدانگان دارای برگهایی مرکب از پولکهای ضخیمند و به ندرت در بین آنها انواعی با پهنک مسطح و پهن (ژنکگو) دیده می‌شوند. در این گیاهان رگبرگها بدون انشعاب هستند.

    بازدانگان همچون
    نهاندانگان ساختار پسین دارند. آوندهای چوبی آنها از نوع آوندهای چوبی ناقص (تراکئید) هستند و بافت آبکشی آنها فاقد یاخته‌های همراه آوندهای آبکش است. ولی یاخته‌های آبکشی به دنبال هم قرار می‌گیرند و شیره پرورده را از خود عبور می‌دهند. مغز فقط در ساقه آنها وجود دارد ولی ریشه بدون مغز است این گیاهان یکپایه یا دو پایه‌اند. گلهای نر ماده فاقد گلپوش و دارای وضع مجتمع هستند بطوری که می‌توان مجموعه آنها را یک گل آذین بشمار آورد.
    تصویر



    مادگی فاقد کلاله و تخمدان است به عبارت دیگر مادگی به تخمکهای برهنه روی پولکهای حامل تخمک منحصر می‌شود. پولکها هیچ گاه محفظه مسدودی برای پوشاندن تخمکها تشکیل نمی‌دهند از اینرو این گیاهان را بازدانه نامیده‌اند. پولکهای حامل کیسه گرده با برچه‌های بازدانگان همیشه روی محور مشترکی قرار دارند مجموعه‌ای مخروطی بوجود می‌آورند. تعداد لپه‌های جنین بازدانگان معمولا بیش از دو است.

    رده بندی بازدانگان

    پرفانروگامها

    این گروه از گیاهان که از نقطه نظر سیستماتیکی گاه معادل یک شاخه به حساب می‌آیند در دو رده پتریدوسپرمها و کوردائیتها رده بندی می‌شوند. انواع زنده این گیاهان در دو راسته سیکادالها و ژنکوالها قرار می‌گیرند. این گیاهان حد واسط نهانزادان آوندی و بازدانگان هستند. وجود تخمک و عدم تشکیل دانه یکی از ویژگیهای مهم این گروه گیاهی است.

    تصویر

    مخروطداران

    گیاهانی هستند به صورت درخت یا درختچه که در بین آنها گیاهان بزرگی مانند درخت غول به ارتفاع 50 متر هم دیده می‌شود. این گیاهان به گروههای زیر رده بندی می‌شوند.
    • بازدانگان فسیل که دارای یک راسته به نام لابیال است.

    • راسته پینال که دارای یک تیره به نام کاج است که این کاج دارای جنسهای مختلفی است.

    • راسته کوپرسال که سرو از مهمترین گیاهان این راسته بشمار می‌رود.

    • راسته تاکسال که شامل تیره سرخدار است.

    • راسته آروکاریال که شامل تیره کاج مطبق است.

    کلامیدوسپرمها

    این گیاهان صفاتی از نهاندانگان و بازدانگان را تواما نشان می‌دهند. این صفات حد واسط در ساختمان ظاهری ، تشریحی و گل آنها مشاهده می‌شود. این گیاهان نیز دارای راسته‌هایی مانند افدرا هستند. این گیاهان از نقطه نظر فیلوژنی به سوی نهاندانگان تحول یافته‌اند.

    چرخه زندگی بازدانگان

    چرخه زندگی کاج به عنوان نمونه‌ای از بازدانگان شرح داده می‌شود همه مخروطیان دو نوع هاگ تولید می‌کنند: میکروسپورها و مگاسپورها. هاگها بر روی مخروطهای نر و ماده که شکل ظاهری متفاوت دارند پدید می‌آیند. کاج مانند بیشتر مخروطیان گیاهی یکپایه است و مخروطهای نر و ماده آن جدا از هم ، ولی روی یکی درخت قرار دارند.

    درخت کاج دارای دو نوع شاخه (کوتاه و بلند) و دو نوع برگ سوزنی ، و پولک مانند و دو نوع مخروط نر و ماده است. مخروطهای نر ،
    دانه‌های گرده را تولید می‌کنند. روی هر یک از پولکهای تشکیل دهنده مخروط ماده ، دو تخمک وجود دارد. در داخل تخمک ، گامتوفیت ماده و روی آن آرکگونها و در داخل آنها گامتهای ماده بوجود می‌آیند. پس از آمیزش گامتها ، تخم بر روی گامتوفیت ماده می‌روید و تخمک به دانه بالدار تبدیل می‌شود.

    مقایسه ویژگیهای نهاندانگان و بازدانگان

    نهاندانگان به صورت درخت ، درختچه و یا علفی ‌هستند. ولی بازدانگان فقط درخت و درختچه هستند. مغز در تک لپه‌ایها (به استثنای چند نمونه) در ریشه و ساقه ولی در دو لپه‌ایها فقط در ساقه وجود دارد. در حالی که در بازدانگان ساقه دارای مغز و ریشه فاقد آن است. در نهاندانگان لایه زاینده فقط در گیاهان چند ساله وجود دارد در حالی که در بازدانگان لایه زاینده در همه گونه‌ها وجود دارد.

    در نهاندانگان گل داری پرچم و مادگی ولی در بازدانگان مخروط نر و ماده معمولا پولکهای نر و ماده دارد. در نهاندانگان میکروسپور در
    کیسه بساک است ولی بازدانه میکروسپور در میکروسپورانژ است و در نهاندانگان مگاسپور درون بافت خورش است ولی مگاسپور در مگاسپورانژ است. در نهاندانه تخمک درون تخمدان بسته است ولی در بازدانه تخمک در سطح فلس است.در نهاندانگان لقاح مضاعف باعث تشکیل تخم و یاخته ضمیمه می‌شود ولی در بازدانگان لقاح مضاعف نبوده و یاخته ضمیمه وجود ندارد.

    تصویر



    در نهاندانگان کیسه جنینی (داخل تخمک) به عنوان گامتوفیت ماده است ولی در بازدانه گامتوفیت ماده درون تخمک است و در نهاندانه آنتریدی (اندام دارای اسپرم) وجود دارد ولی در بازدانه آنتریدی وجود ندارد. در نهاندانگان فقط در لوله گرده اسپرم غیر متحرک تشکیل می‌شود و یاخته‌های قرینه دارای آرکگون‌اند و جنین درون پوسته دانه قرار دارد. گامتوفیت ماده وجود ندارد ولی در بازدانه اسپرم متحرک فقط در چند گونه قدیمی تولید می‌شود بقیه انواع اسپرم غیر متحرک تولید و آرکگون کاملا تحلیل یافته و در گامتوفیت ماده فرو رفته و جنین درون گامتوفیت ماده است.

    مقایسه دانه ذرت (نهاندانه) با دانه کاج (بازدانه)

    در دانه ذرت پوسته دانه با دیواره تخمدان یکپارچه شده است و دانه یک لپه‌دار و غذا در بافت ذخیره‌ای آندوسپرم اندخته شده است ریشه‌چه بوسیله غلافی محافظت می‌شود و اولین جوانه بوسیله غلاف محافظ می‌شود ولی در ذرت تخمدان دیواره ندارد. دانه چند لپه دارد غذا در گامتوفیت ماده اندوخته شده است. ریشه‌چه فاقد غلاف است و اولین جوانه بوسیله لپه‌ها محافظت می‌شود.


    + نوشته شده در  ساعت 10:30  توسط نریمان شیوندی  | 

    نهاندانگان

     

    نهاندانگان بزرگترین گروه گیاهان را تشکیل می‌دهند که همانطور که از اسمشان مشخص است تخمک آنها در درون تخمدان بسته نهان می‌باشد. گیاهان این رده در همه نوع اقلیم یافت می‌شوند و بسیاری از آنها مصارف صنعتی ، غذایی و زیستی دارند.

    مقدمه

    ویژگی بارز آنتوفیتها در این است که تخمکهای آنها درون تخمدان بسته نهفته‌اند. این گیاهان اغلب در خشکی می‌رویند. بعضی از نهاندانگان با اینکه فتوسنتز می‌کنند، ولی فاقد ریشه‌اند و آب و مواد کانی لازم را از میزبان خود تامین می‌کنند. برخی نیز فاقد کلروفیل می‌باشند و زندگی انگلی دارند. معدودی مانند عدسک آبی ، کوچک و ظریف و بدون ساقه در سطح آب شناورند. عده‌ای علفی یا به صورت درختچه یا درخت‌اند. ساختار ساقه آنها بر حسب محیط زیست متفاوت است. مثلا کاکتوس ، ساقه‌ای گوشتی و برگهایی خارمانند دارد و با این ویژگیها می‌تواند در شرایط نامناسب خشک و گرم بیابان زندگی کند.

    نهاندانگان در حدود 130 تا 140 میلیون سال پیش ظاهر شده‌اند. این گیاهان اندازه‌های متفاوت دارند. کوچکترین آنها ولفیای بی ریشه آبزی است که اندازه آن 1 میلیمتر است و بزرگترین آنها
    اوکالیپتوس استرالیایی است که به بلندی 9 متر می‌رسد. رافلزیا که انگل ساقه و ریشه گیاهان دیگر است، بزرگترین گل را (به قطر 90 سانتیمتر و وزن 7.5 کیلوگرم) دارد.

    موز دارای بزرگترین برگ (3 تا 3.5 متر طول و 90 سانتیمتر عرض) است و کاکتوسها کوچکترین برگ (13 میلیمتر) را دارند.

    رده بندی نهاندانگان

    قرائن و مدارک موجود نشان می‌دهد که گیاهان نهاندانه امروزی به احتمال قوی از تحول تدریجی و تکامل گیاهان پست‌تر بوجود آمده‌اند و این تکامل همچنان ادامه دارد. بنابراین انواع نهاندانگان کنونی دارای اجداد مشترک بوده و در نتیجه با هم خویشاوندند. برای رده بندی گیاهان روش سبی را که بیشتر نظر گیاه شناسان را جلب می‌کند، مورد توجه قرار می‌دهند. در روش سبی ، رده رانال نخستین گروه گیاه نهاندانه است. دو تیره اولیه آن ، تیره‌های ماگنولیا و آلاله است.

    تیره ماگنولیا ابتدایی‌تر و تیره آلاله تکامل یافته‌تر است. اگر چه هر دو رده تیره گل دارند و صفات مشترک بسیار دارند، ولی گیاهان تیره ماگنولیا بیشتر به صورت درخت و درختچه و گیاهان تیره آلاله بیشتر علفی‌اند. دیرین گیاه شناسی معلوم داشته است که درخت زودتر از علف بوجود آمده است. بنابراین گیاهان تیره ماگنولیا می‌بایست زودتر از گیاهان تیره آلاله بوجود آمده باشند. طبق نظریه سبی گلهای ابتدایی نوع رانال که نمونه آن ماگنولیا و آلاله است، دست کم در سه مسیر تکامل یافته‌اند. این مسیرها به پیدایش گیاهان تیره‌های
    نعناع ، مینا ، ثعلب انجامیده‌اند.

    مقایسه اندامهای تولید مثلی گیاهان گلدار و بی گل

    گل ، اندام تولید مثلی گیاهان نهاندانه است. از آنجا که گل نهاندانگان به احتمال زیاد از تکامل دستگاه تولید مثلی گیاهان پست‌تر بوجود آمده است، قاعدتا باید اجزا گل با دستگاه تولید مثلی آنها قابل مقایسه باشد. در دستگاه تولید مثلی گیاهان بی گل چیزی مشابه کاسبرگ یا گلبرگ وجود ندارد، چون میوز درون بساک انجام می‌گیرد و میکروسپور در کیسه گرده تولید می‌شود، پرچم را می‌توان به عنوان میکروسپوروفیل و کیسه گرده را به منزله میکروسپورانژ دانست.

    دانه گرده
    گامتوفیت نر جوان و لوله گرده گامتوفیت نر بالغ است. در داخل تخمک نیز میوز انجام می‌گیرد. بافتی که پیرامون مگاسپور قرار دارد (بافت خورش) درون تخمک تولید می‌شود. تخمک اغلب به لبه برچه متصل است و مگاسپورها روی برچه قرار دارند. پس برچه را می‌توان به منزله مگاسپوروفیل و بافت خورش را به منزله مگاسپورانژ دانست. معمولا یکی از مگاسپورها گامتوفیت ماده را تولید می‌کند. دوره گامتوفیت بازدانگان و نهاندانگان کوتاهتر شده و به دوره اسپوروفیت قبلی متکی است.

    چرخه زندگی نهاندانگان

    چرخه زندگی نهاندانگان را می‌توان به دو مرحله هاگ‌زا (اسپوروفیت) و گامت‌زا (گامتوفیت) تقسیم کرد. در مرحله اسپوروفیت ریشه ، ساقه و برگ تولید می‌شود و از این رو آن را مرحله رویشی می‌نامند. در مرحله گامتوفیت یاخته‌های نر و ماده تولید می‌شود و به همین مناسبت آن را مرحله زایشی می‌نامند. مرحله اسپوروفیت طولانی‌تر از مرحله گامتوفیت است

    گامتوفیت نر

    سباک محل تولید میکروسپور (هاپلوئید) است. هسته هر میکروسپور به دو هسته زاینده و روینده تقسیم می‌شود. همزمان با این تقسیم در اطراف میکروسپور دیواره ضخیمی بوجود می‌آید و به تشکیل دانه گرده می‌انجامد. دانه گرده از طریق گرده افشانی روی کلاله قرار می‌گیرد و در آنجا رشد می‌کند و لوله گرده را می‌سازد. لوله گرده از راه کلاله و خامه به درون تخمدان نفوذ می‌کند و به تخمک می‌رسد. هسته زاینده معمولا در لوله گرده تقسیم می‌شود و دو آنتروزوئید تولید می‌کند. آنتروزوئید و سیتوپلاسم اطراف آن یاخته نر را بوجود می‌آورد. لوله گرده که حاوی یاخته‌های نر و هسته روینده است، گامتوفیت نر را تشکیل می‌دهد.

    گامتوفیت ماده

    در میان بافت خورش تخمک جوان یاخته درشتی است که بر اثر دو تقسیم متوالی میوزی 4 مگاسپور در یک ردیف تولید می‌کند. همزمان با این تقسیم در اطراف بافت خورش پوششهایی بوجود می‌آیند و تخمک تشکیل می‌شود. سه مگاسپوری که به سفت نزدیکترند، از بین می‌روند و چهارمی طی سه تقسیم متوالی میتوزی هشت هسته کیسه جنینی یا گامتوفیت ماده را بوجود می‌آورد.

    مراحل چرخه گامتوفیت ماده

    لوله گرده شامل هسته روینده و 2 یاخته نر است. گامتوفیت ماده از هفت یاخته تشکیل شده است که یکی از آنها تخم‌زا و دیگری یاخته ثانویه است. پنج یاخته دیگر روینده‌اند. یاخته نر و تخم‌زا n کروزموزمی است و از ترکیب آنها یاخته تخم 2n کروموزومی بوجود می‌آید.

    لقاح و تولید دانه

    ترکیب همزمان دو یاخته نر یکی با تخم‌زا و دیگری یا یاخته مادر آندوسپرم را لقاح مضاعف می‌گیوند. تخم پس از تقسیمات متوالی جنین کوچکی را تشکیل می‌دهد که در یک سوی آن گیاهک دانه بوجود می‌آید. در هر دانه شامل گیاهک و مقداری غذای اندوخته جهت تامین رشد آن است.

    مباحث مرتبط با عن
    نهاندانگان بزرگترین گروه گیاهان را تشکیل می‌دهند که همانطور که از اسمشان مشخص است تخمک آنها در درون تخمدان بسته نهان می‌باشد. گیاهان این رده در همه نوع اقلیم یافت می‌شوند و بسیاری از آنها مصارف صنعتی ، غذایی و زیستی دارند.

    مقدمه

    ویژگی بارز آنتوفیتها در این است که تخمکهای آنها درون تخمدان بسته نهفته‌اند. این گیاهان اغلب در خشکی می‌رویند. بعضی از نهاندانگان با اینکه فتوسنتز می‌کنند، ولی فاقد ریشه‌اند و آب و مواد کانی لازم را از میزبان خود تامین می‌کنند. برخی نیز فاقد کلروفیل می‌باشند و زندگی انگلی دارند. معدودی مانند عدسک آبی ، کوچک و ظریف و بدون ساقه در سطح آب شناورند. عده‌ای علفی یا به صورت درختچه یا درخت‌اند. ساختار ساقه آنها بر حسب محیط زیست متفاوت است. مثلا کاکتوس ، ساقه‌ای گوشتی و برگهایی خارمانند دارد و با این ویژگیها می‌تواند در شرایط نامناسب خشک و گرم بیابان زندگی کند.

    نهاندانگان در حدود 130 تا 140 میلیون سال پیش ظاهر شده‌اند. این گیاهان اندازه‌های متفاوت دارند. کوچکترین آنها ولفیای بی ریشه آبزی است که اندازه آن 1 میلیمتر است و بزرگترین آنها
    اوکالیپتوس استرالیایی است که به بلندی 9 متر می‌رسد. رافلزیا که انگل ساقه و ریشه گیاهان دیگر است، بزرگترین گل را (به قطر 90 سانتیمتر و وزن 7.5 کیلوگرم) دارد.

    موز دارای بزرگترین برگ (3 تا 3.5 متر طول و 90 سانتیمتر عرض) است و کاکتوسها کوچکترین برگ (13 میلیمتر) را دارند.

    رده بندی نهاندانگان

    قرائن و مدارک موجود نشان می‌دهد که گیاهان نهاندانه امروزی به احتمال قوی از تحول تدریجی و تکامل گیاهان پست‌تر بوجود آمده‌اند و این تکامل همچنان ادامه دارد. بنابراین انواع نهاندانگان کنونی دارای اجداد مشترک بوده و در نتیجه با هم خویشاوندند. برای رده بندی گیاهان روش سبی را که بیشتر نظر گیاه شناسان را جلب می‌کند، مورد توجه قرار می‌دهند. در روش سبی ، رده رانال نخستین گروه گیاه نهاندانه است. دو تیره اولیه آن ، تیره‌های ماگنولیا و آلاله است.

    تیره ماگنولیا ابتدایی‌تر و تیره آلاله تکامل یافته‌تر است. اگر چه هر دو رده تیره گل دارند و صفات مشترک بسیار دارند، ولی گیاهان تیره ماگنولیا بیشتر به صورت درخت و درختچه و گیاهان تیره آلاله بیشتر علفی‌اند. دیرین گیاه شناسی معلوم داشته است که درخت زودتر از علف بوجود آمده است. بنابراین گیاهان تیره ماگنولیا می‌بایست زودتر از گیاهان تیره آلاله بوجود آمده باشند. طبق نظریه سبی گلهای ابتدایی نوع رانال که نمونه آن ماگنولیا و آلاله است، دست کم در سه مسیر تکامل یافته‌اند. این مسیرها به پیدایش گیاهان تیره‌های
    نعناع ، مینا ، ثعلب انجامیده‌اند.

    مقایسه اندامهای تولید مثلی گیاهان گلدار و بی گل

    گل ، اندام تولید مثلی گیاهان نهاندانه است. از آنجا که گل نهاندانگان به احتمال زیاد از تکامل دستگاه تولید مثلی گیاهان پست‌تر بوجود آمده است، قاعدتا باید اجزا گل با دستگاه تولید مثلی آنها قابل مقایسه باشد. در دستگاه تولید مثلی گیاهان بی گل چیزی مشابه کاسبرگ یا گلبرگ وجود ندارد، چون میوز درون بساک انجام می‌گیرد و میکروسپور در کیسه گرده تولید می‌شود، پرچم را می‌توان به عنوان میکروسپوروفیل و کیسه گرده را به منزله میکروسپورانژ دانست.

    دانه گرده
    گامتوفیت نر جوان و لوله گرده گامتوفیت نر بالغ است. در داخل تخمک نیز میوز انجام می‌گیرد. بافتی که پیرامون مگاسپور قرار دارد (بافت خورش) درون تخمک تولید می‌شود. تخمک اغلب به لبه برچه متصل است و مگاسپورها روی برچه قرار دارند. پس برچه را می‌توان به منزله مگاسپوروفیل و بافت خورش را به منزله مگاسپورانژ دانست. معمولا یکی از مگاسپورها گامتوفیت ماده را تولید می‌کند. دوره گامتوفیت بازدانگان و نهاندانگان کوتاهتر شده و به دوره اسپوروفیت قبلی متکی است.

    چرخه زندگی نهاندانگان

    چرخه زندگی نهاندانگان را می‌توان به دو مرحله هاگ‌زا (اسپوروفیت) و گامت‌زا (گامتوفیت) تقسیم کرد. در مرحله اسپوروفیت ریشه ، ساقه و برگ تولید می‌شود و از این رو آن را مرحله رویشی می‌نامند. در مرحله گامتوفیت یاخته‌های نر و ماده تولید می‌شود و به همین مناسبت آن را مرحله زایشی می‌نامند. مرحله اسپوروفیت طولانی‌تر از مرحله گامتوفیت است

    گامتوفیت نر

    سباک محل تولید میکروسپور (هاپلوئید) است. هسته هر میکروسپور به دو هسته زاینده و روینده تقسیم می‌شود. همزمان با این تقسیم در اطراف میکروسپور دیواره ضخیمی بوجود می‌آید و به تشکیل دانه گرده می‌انجامد. دانه گرده از طریق گرده افشانی روی کلاله قرار می‌گیرد و در آنجا رشد می‌کند و لوله گرده را می‌سازد. لوله گرده از راه کلاله و خامه به درون تخمدان نفوذ می‌کند و به تخمک می‌رسد. هسته زاینده معمولا در لوله گرده تقسیم می‌شود و دو آنتروزوئید تولید می‌کند. آنتروزوئید و سیتوپلاسم اطراف آن یاخته نر را بوجود می‌آورد. لوله گرده که حاوی یاخته‌های نر و هسته روینده است، گامتوفیت نر را تشکیل می‌دهد.

    گامتوفیت ماده

    در میان بافت خورش تخمک جوان یاخته درشتی است که بر اثر دو تقسیم متوالی میوزی 4 مگاسپور در یک ردیف تولید می‌کند. همزمان با این تقسیم در اطراف بافت خورش پوششهایی بوجود می‌آیند و تخمک تشکیل می‌شود. سه مگاسپوری که به سفت نزدیکترند، از بین می‌روند و چهارمی طی سه تقسیم متوالی میتوزی هشت هسته کیسه جنینی یا گامتوفیت ماده را بوجود می‌آورد.

    مراحل چرخه گامتوفیت ماده

    لوله گرده شامل هسته روینده و 2 یاخته نر است. گامتوفیت ماده از هفت یاخته تشکیل شده است که یکی از آنها تخم‌زا و دیگری یاخته ثانویه است. پنج یاخته دیگر روینده‌اند. یاخته نر و تخم‌زا n کروزموزمی است و از ترکیب آنها یاخته تخم 2n کروموزومی بوجود می‌آید.

    لقاح و تولید دانه

    ترکیب همزمان دو یاخته نر یکی با تخم‌زا و دیگری یا یاخته مادر آندوسپرم را لقاح مضاعف می‌گیوند. تخم پس از تقسیمات متوالی جنین کوچکی را تشکیل می‌دهد که در یک سوی آن گیاهک دانه بوجود می‌آید. در هر دانه شامل گیاهک و مقداری غذای اندوخته جهت تامین رشد آن است.


    + نوشته شده در  ساعت 10:27  توسط نریمان شیوندی  | 

    بازدانگان

     

    بازدانگان (Gymnosperms) زیر شاخه‌ای از گیاهان گلدار هستند که قدیمی‌تر از نهاندانگان می‌باشند. این زیر شاخه خود به رده‌های متعددی تقسیم می‌شود.

    مقدمه
    گیاهان دانه‌دار که قبلا تحت نام پیدازادان یا
    گیاهان گلدار مورد مطالعه قرار می‌گرفتند وجود دانه یکی از صفات مشخص کننده آنهاست. با تشکیل دانه نسل تازه‌ای از گیاه به نام رویان در درون آن شروع به رشد می‌کند بنابراین در این گیاهان دانه عامل بقا و انتشار این گیاهان بشمار می‌رود. این شاخه تحت دو زیر شاخه بازدانگان (Gymnosperms) و نهاندانگان (Angiosperms) مورد مطالعه قرار می‌گیرند.
    تصویر



    در رده بندیهای قدیمی و کلاسیک بازدانگان را در سه رده پرفانروگامها که دارای آنتروزوئید تاژکدار و تخمک برهنه هستند ، بازدانگان واقعی یا مخروطداران یعنی گیاهانی که تخمک آنها برهنه ولی گامت نر آنها فاقد تاژک است و آنتروزوئید بوسیله لوله گرده هدایت می‌شود و رده کلامیدوسپرمها که آنتروزوئید آنها فاقد تاژک و دانه گرده واجد لوله گرده و تخمک در محفظه پیاله مانندی که بطور ناقص آن را می‌پوشاند قرار گرفته است تقسیم می‌کنند. کلامیدوسپرمها گیاهان حد واسط بازدانگان و نهاندانگان هستند.

    ساختمان بازدانگان

    بازدانگان گیاهان چوبی ، گلدار و دانه‌دار هستند و در مناطق معتدل ، سرد ، یا در کوهستانها می‌رویند. عده‌ای از آنها نیز در ارتفاعات زیاد یا در مناطق قطبی یافت می‌شوند. شاخه‌های این گیاهان معمولا از یک تنه اصلی منشعب می‌شوند. برگهایشان غالبا متناوب و به ندرت متقابل ، معمولا پایا و سوزنی شکل هستند. برخی از بازدانگان دارای برگهایی مرکب از پولکهای ضخیمند و به ندرت در بین آنها انواعی با پهنک مسطح و پهن (ژنکگو) دیده می‌شوند. در این گیاهان رگبرگها بدون انشعاب هستند.

    بازدانگان همچون
    نهاندانگان ساختار پسین دارند. آوندهای چوبی آنها از نوع آوندهای چوبی ناقص (تراکئید) هستند و بافت آبکشی آنها فاقد یاخته‌های همراه آوندهای آبکش است. ولی یاخته‌های آبکشی به دنبال هم قرار می‌گیرند و شیره پرورده را از خود عبور می‌دهند. مغز فقط در ساقه آنها وجود دارد ولی ریشه بدون مغز است این گیاهان یکپایه یا دو پایه‌اند. گلهای نر ماده فاقد گلپوش و دارای وضع مجتمع هستند بطوری که می‌توان مجموعه آنها را یک گل آذین بشمار آورد.
    تصویر



    مادگی فاقد کلاله و تخمدان است به عبارت دیگر مادگی به تخمکهای برهنه روی پولکهای حامل تخمک منحصر می‌شود. پولکها هیچ گاه محفظه مسدودی برای پوشاندن تخمکها تشکیل نمی‌دهند از اینرو این گیاهان را بازدانه نامیده‌اند. پولکهای حامل کیسه گرده با برچه‌های بازدانگان همیشه روی محور مشترکی قرار دارند مجموعه‌ای مخروطی بوجود می‌آورند. تعداد لپه‌های جنین بازدانگان معمولا بیش از دو است.

    رده بندی بازدانگان

    پرفانروگامها

    این گروه از گیاهان که از نقطه نظر سیستماتیکی گاه معادل یک شاخه به حساب می‌آیند در دو رده پتریدوسپرمها و کوردائیتها رده بندی می‌شوند. انواع زنده این گیاهان در دو راسته سیکادالها و ژنکوالها قرار می‌گیرند. این گیاهان حد واسط نهانزادان آوندی و بازدانگان هستند. وجود تخمک و عدم تشکیل دانه یکی از ویژگیهای مهم این گروه گیاهی است.

    تصویر

    مخروطداران

    گیاهانی هستند به صورت درخت یا درختچه که در بین آنها گیاهان بزرگی مانند درخت غول به ارتفاع 50 متر هم دیده می‌شود. این گیاهان به گروههای زیر رده بندی می‌شوند.
    • بازدانگان فسیل که دارای یک راسته به نام لابیال است.

    • راسته پینال که دارای یک تیره به نام کاج است که این کاج دارای جنسهای مختلفی است.

    • راسته کوپرسال که سرو از مهمترین گیاهان این راسته بشمار می‌رود.

    • راسته تاکسال که شامل تیره سرخدار است.

    • راسته آروکاریال که شامل تیره کاج مطبق است.

    کلامیدوسپرمها

    این گیاهان صفاتی از نهاندانگان و بازدانگان را تواما نشان می‌دهند. این صفات حد واسط در ساختمان ظاهری ، تشریحی و گل آنها مشاهده می‌شود. این گیاهان نیز دارای راسته‌هایی مانند افدرا هستند. این گیاهان از نقطه نظر فیلوژنی به سوی نهاندانگان تحول یافته‌اند.

    چرخه زندگی بازدانگان

    چرخه زندگی کاج به عنوان نمونه‌ای از بازدانگان شرح داده می‌شود همه مخروطیان دو نوع هاگ تولید می‌کنند: میکروسپورها و مگاسپورها. هاگها بر روی مخروطهای نر و ماده که شکل ظاهری متفاوت دارند پدید می‌آیند. کاج مانند بیشتر مخروطیان گیاهی یکپایه است و مخروطهای نر و ماده آن جدا از هم ، ولی روی یکی درخت قرار دارند.

    درخت کاج دارای دو نوع شاخه (کوتاه و بلند) و دو نوع برگ سوزنی ، و پولک مانند و دو نوع مخروط نر و ماده است. مخروطهای نر ،
    دانه‌های گرده را تولید می‌کنند. روی هر یک از پولکهای تشکیل دهنده مخروط ماده ، دو تخمک وجود دارد. در داخل تخمک ، گامتوفیت ماده و روی آن آرکگونها و در داخل آنها گامتهای ماده بوجود می‌آیند. پس از آمیزش گامتها ، تخم بر روی گامتوفیت ماده می‌روید و تخمک به دانه بالدار تبدیل می‌شود.

    مقایسه ویژگیهای نهاندانگان و بازدانگان

    نهاندانگان به صورت درخت ، درختچه و یا علفی ‌هستند. ولی بازدانگان فقط درخت و درختچه هستند. مغز در تک لپه‌ایها (به استثنای چند نمونه) در ریشه و ساقه ولی در دو لپه‌ایها فقط در ساقه وجود دارد. در حالی که در بازدانگان ساقه دارای مغز و ریشه فاقد آن است. در نهاندانگان لایه زاینده فقط در گیاهان چند ساله وجود دارد در حالی که در بازدانگان لایه زاینده در همه گونه‌ها وجود دارد.

    در نهاندانگان گل داری پرچم و مادگی ولی در بازدانگان مخروط نر و ماده معمولا پولکهای نر و ماده دارد. در نهاندانگان میکروسپور در
    کیسه بساک است ولی بازدانه میکروسپور در میکروسپورانژ است و در نهاندانگان مگاسپور درون بافت خورش است ولی مگاسپور در مگاسپورانژ است. در نهاندانه تخمک درون تخمدان بسته است ولی در بازدانه تخمک در سطح فلس است.در نهاندانگان لقاح مضاعف باعث تشکیل تخم و یاخته ضمیمه می‌شود ولی در بازدانگان لقاح مضاعف نبوده و یاخته ضمیمه وجود ندارد.

    تصویر



    در نهاندانگان کیسه جنینی (داخل تخمک) به عنوان گامتوفیت ماده است ولی در بازدانه گامتوفیت ماده درون تخمک است و در نهاندانه آنتریدی (اندام دارای اسپرم) وجود دارد ولی در بازدانه آنتریدی وجود ندارد. در نهاندانگان فقط در لوله گرده اسپرم غیر متحرک تشکیل می‌شود و یاخته‌های قرینه دارای آرکگون‌اند و جنین درون پوسته دانه قرار دارد. گامتوفیت ماده وجود ندارد ولی در بازدانه اسپرم متحرک فقط در چند گونه قدیمی تولید می‌شود بقیه انواع اسپرم غیر متحرک تولید و آرکگون کاملا تحلیل یافته و در گامتوفیت ماده فرو رفته و جنین درون گامتوفیت ماده است.

    مقایسه دانه ذرت (نهاندانه) با دانه کاج (بازدانه)

    در دانه ذرت پوسته دانه با دیواره تخمدان یکپارچه شده است و دانه یک لپه‌دار و غذا در بافت ذخیره‌ای آندوسپرم اندخته شده است ریشه‌چه بوسیله غلافی محافظت می‌شود و اولین جوانه بوسیله غلاف محافظ می‌شود ولی در ذرت تخمدان دیواره ندارد. دانه چند لپه دارد غذا در گامتوفیت ماده اندوخته شده است. ریشه‌چه فاقد غلاف است و اولین جوانه بوسیله لپه‌ها محافظت می‌شود.


    + نوشته شده در  ساعت 10:26  توسط نریمان شیوندی  | 

    بازدانگان

     

    بازدانگان (Gymnosperms) زیر شاخه‌ای از گیاهان گلدار هستند که قدیمی‌تر از نهاندانگان می‌باشند. این زیر شاخه خود به رده‌های متعددی تقسیم می‌شود.

    مقدمه
    گیاهان دانه‌دار که قبلا تحت نام پیدازادان یا
    گیاهان گلدار مورد مطالعه قرار می‌گرفتند وجود دانه یکی از صفات مشخص کننده آنهاست. با تشکیل دانه نسل تازه‌ای از گیاه به نام رویان در درون آن شروع به رشد می‌کند بنابراین در این گیاهان دانه عامل بقا و انتشار این گیاهان بشمار می‌رود. این شاخه تحت دو زیر شاخه بازدانگان (Gymnosperms) و نهاندانگان (Angiosperms) مورد مطالعه قرار می‌گیرند.
    تصویر



    در رده بندیهای قدیمی و کلاسیک بازدانگان را در سه رده پرفانروگامها که دارای آنتروزوئید تاژکدار و تخمک برهنه هستند ، بازدانگان واقعی یا مخروطداران یعنی گیاهانی که تخمک آنها برهنه ولی گامت نر آنها فاقد تاژک است و آنتروزوئید بوسیله لوله گرده هدایت می‌شود و رده کلامیدوسپرمها که آنتروزوئید آنها فاقد تاژک و دانه گرده واجد لوله گرده و تخمک در محفظه پیاله مانندی که بطور ناقص آن را می‌پوشاند قرار گرفته است تقسیم می‌کنند. کلامیدوسپرمها گیاهان حد واسط بازدانگان و نهاندانگان هستند.

    ساختمان بازدانگان

    بازدانگان گیاهان چوبی ، گلدار و دانه‌دار هستند و در مناطق معتدل ، سرد ، یا در کوهستانها می‌رویند. عده‌ای از آنها نیز در ارتفاعات زیاد یا در مناطق قطبی یافت می‌شوند. شاخه‌های این گیاهان معمولا از یک تنه اصلی منشعب می‌شوند. برگهایشان غالبا متناوب و به ندرت متقابل ، معمولا پایا و سوزنی شکل هستند. برخی از بازدانگان دارای برگهایی مرکب از پولکهای ضخیمند و به ندرت در بین آنها انواعی با پهنک مسطح و پهن (ژنکگو) دیده می‌شوند. در این گیاهان رگبرگها بدون انشعاب هستند.

    بازدانگان همچون
    نهاندانگان ساختار پسین دارند. آوندهای چوبی آنها از نوع آوندهای چوبی ناقص (تراکئید) هستند و بافت آبکشی آنها فاقد یاخته‌های همراه آوندهای آبکش است. ولی یاخته‌های آبکشی به دنبال هم قرار می‌گیرند و شیره پرورده را از خود عبور می‌دهند. مغز فقط در ساقه آنها وجود دارد ولی ریشه بدون مغز است این گیاهان یکپایه یا دو پایه‌اند. گلهای نر ماده فاقد گلپوش و دارای وضع مجتمع هستند بطوری که می‌توان مجموعه آنها را یک گل آذین بشمار آورد.
    تصویر



    مادگی فاقد کلاله و تخمدان است به عبارت دیگر مادگی به تخمکهای برهنه روی پولکهای حامل تخمک منحصر می‌شود. پولکها هیچ گاه محفظه مسدودی برای پوشاندن تخمکها تشکیل نمی‌دهند از اینرو این گیاهان را بازدانه نامیده‌اند. پولکهای حامل کیسه گرده با برچه‌های بازدانگان همیشه روی محور مشترکی قرار دارند مجموعه‌ای مخروطی بوجود می‌آورند. تعداد لپه‌های جنین بازدانگان معمولا بیش از دو است.

    رده بندی بازدانگان

    پرفانروگامها

    این گروه از گیاهان که از نقطه نظر سیستماتیکی گاه معادل یک شاخه به حساب می‌آیند در دو رده پتریدوسپرمها و کوردائیتها رده بندی می‌شوند. انواع زنده این گیاهان در دو راسته سیکادالها و ژنکوالها قرار می‌گیرند. این گیاهان حد واسط نهانزادان آوندی و بازدانگان هستند. وجود تخمک و عدم تشکیل دانه یکی از ویژگیهای مهم این گروه گیاهی است.

    تصویر

    مخروطداران

    گیاهانی هستند به صورت درخت یا درختچه که در بین آنها گیاهان بزرگی مانند درخت غول به ارتفاع 50 متر هم دیده می‌شود. این گیاهان به گروههای زیر رده بندی می‌شوند.
    • بازدانگان فسیل که دارای یک راسته به نام لابیال است.

    • راسته پینال که دارای یک تیره به نام کاج است که این کاج دارای جنسهای مختلفی است.

    • راسته کوپرسال که سرو از مهمترین گیاهان این راسته بشمار می‌رود.

    • راسته تاکسال که شامل تیره سرخدار است.

    • راسته آروکاریال که شامل تیره کاج مطبق است.

    کلامیدوسپرمها

    این گیاهان صفاتی از نهاندانگان و بازدانگان را تواما نشان می‌دهند. این صفات حد واسط در ساختمان ظاهری ، تشریحی و گل آنها مشاهده می‌شود. این گیاهان نیز دارای راسته‌هایی مانند افدرا هستند. این گیاهان از نقطه نظر فیلوژنی به سوی نهاندانگان تحول یافته‌اند.

    چرخه زندگی بازدانگان

    چرخه زندگی کاج به عنوان نمونه‌ای از بازدانگان شرح داده می‌شود همه مخروطیان دو نوع هاگ تولید می‌کنند: میکروسپورها و مگاسپورها. هاگها بر روی مخروطهای نر و ماده که شکل ظاهری متفاوت دارند پدید می‌آیند. کاج مانند بیشتر مخروطیان گیاهی یکپایه است و مخروطهای نر و ماده آن جدا از هم ، ولی روی یکی درخت قرار دارند.

    درخت کاج دارای دو نوع شاخه (کوتاه و بلند) و دو نوع برگ سوزنی ، و پولک مانند و دو نوع مخروط نر و ماده است. مخروطهای نر ،
    دانه‌های گرده را تولید می‌کنند. روی هر یک از پولکهای تشکیل دهنده مخروط ماده ، دو تخمک وجود دارد. در داخل تخمک ، گامتوفیت ماده و روی آن آرکگونها و در داخل آنها گامتهای ماده بوجود می‌آیند. پس از آمیزش گامتها ، تخم بر روی گامتوفیت ماده می‌روید و تخمک به دانه بالدار تبدیل می‌شود.

    مقایسه ویژگیهای نهاندانگان و بازدانگان

    نهاندانگان به صورت درخت ، درختچه و یا علفی ‌هستند. ولی بازدانگان فقط درخت و درختچه هستند. مغز در تک لپه‌ایها (به استثنای چند نمونه) در ریشه و ساقه ولی در دو لپه‌ایها فقط در ساقه وجود دارد. در حالی که در بازدانگان ساقه دارای مغز و ریشه فاقد آن است. در نهاندانگان لایه زاینده فقط در گیاهان چند ساله وجود دارد در حالی که در بازدانگان لایه زاینده در همه گونه‌ها وجود دارد.

    در نهاندانگان گل داری پرچم و مادگی ولی در بازدانگان مخروط نر و ماده معمولا پولکهای نر و ماده دارد. در نهاندانگان میکروسپور در
    کیسه بساک است ولی بازدانه میکروسپور در میکروسپورانژ است و در نهاندانگان مگاسپور درون بافت خورش است ولی مگاسپور در مگاسپورانژ است. در نهاندانه تخمک درون تخمدان بسته است ولی در بازدانه تخمک در سطح فلس است.در نهاندانگان لقاح مضاعف باعث تشکیل تخم و یاخته ضمیمه می‌شود ولی در بازدانگان لقاح مضاعف نبوده و یاخته ضمیمه وجود ندارد.

    تصویر



    در نهاندانگان کیسه جنینی (داخل تخمک) به عنوان گامتوفیت ماده است ولی در بازدانه گامتوفیت ماده درون تخمک است و در نهاندانه آنتریدی (اندام دارای اسپرم) وجود دارد ولی در بازدانه آنتریدی وجود ندارد. در نهاندانگان فقط در لوله گرده اسپرم غیر متحرک تشکیل می‌شود و یاخته‌های قرینه دارای آرکگون‌اند و جنین درون پوسته دانه قرار دارد. گامتوفیت ماده وجود ندارد ولی در بازدانه اسپرم متحرک فقط در چند گونه قدیمی تولید می‌شود بقیه انواع اسپرم غیر متحرک تولید و آرکگون کاملا تحلیل یافته و در گامتوفیت ماده فرو رفته و جنین درون گامتوفیت ماده است.

    مقایسه دانه ذرت (نهاندانه) با دانه کاج (بازدانه)

    در دانه ذرت پوسته دانه با دیواره تخمدان یکپارچه شده است و دانه یک لپه‌دار و غذا در بافت ذخیره‌ای آندوسپرم اندخته شده است ریشه‌چه بوسیله غلافی محافظت می‌شود و اولین جوانه بوسیله غلاف محافظ می‌شود ولی در ذرت تخمدان دیواره ندارد. دانه چند لپه دارد غذا در گامتوفیت ماده اندوخته شده است. ریشه‌چه فاقد غلاف است و اولین جوانه بوسیله لپه‌ها محافظت می‌شود.


    + نوشته شده در  ساعت 10:26  توسط نریمان شیوندی  | 

    خزه ها

     

    خزه‌ها گیاهانی هستند که در مکانهای مرطوب و مردابی می‌رویند و نمونه‌هایی از آنها که در آبهای شور زندگی می‌کنند دیده شده است. تخته سنگها و تنه درختان در نواحی مرطوب و جنگلها پوشیده از یک قشر خزه است. گروهی ابتدایی از گیاهان را تشکیل می‌دهند که آثار سنگواره‌ای آنها در دوره دونین و کربونیفر مشاهده شده است. فاقد گل هستند که دستگاه رویشی آنها از ساقه و برگ تشکیل شده است.

    دستگاه آوندی مشخصی در آنها دیده نمی‌شود و بجای
    ریشه کرکهای یک یا چند یاخته‌ای به نام ریزوئید عمل جذب مواد را برای آنها انجام می‌دهند.خزه‌ها چرخه زندگی مخصوص به خود را دارند که با چرخه زندگی گیاهان متعلق به شاخه‌های دیگر متفاوت است. در این گیاهان وجود گامتوفیت طولانی و بسر بردن اسپروفیت روی گامتوفیت یکی از ویژگیهای چرخه زندگی است.



    تصویر

    ساختمان دستگاه رویشی

    یک خزه به ظاهر دارای دستگاه رویشی مشابه گیاهان گلدار می‌باشد. یعنی دارای ساقه راست با تقارن محوری و ندرتا صفحه‌ای و پوشیده از برگهای مرتب است. ولی باید دانست که این تشابه ظاهری است و تنه خزه هرگز دارای ریشه واقعی نیست. بلکه کرکهای یک یا چند یاخته‌ای ریزوئید نامیده می‌شود و از لایه خارجی ساقه منشا می‌گیرند کار ریشه را انجام می‌دهند. بافت آوندی حقیقی وجود ندارد و دارای روزنه نیست و از طرفی تمام سلولها هاپلوئید هستند. در گروهی از خزه‌ها به نام هپاتیکها ساقه برگدار گیاه به شکل صفحات پهن با تقارن صفحه‌ای دیده می‌شود که قابل مقایسه با ریسه‌های جلبکها می‌باشد.

    ساختمان دستگاه زایشی

    خزه‌ها گیاهانی هستند که اندامهای جنسی مولد گامت آنها به دو شکل دیده می‌شود. آنتریدی که در آنها آنتروزوئیدها یا گامتهای نر بوجود می‌آیند و آرکگون که در آنها گامت ماده یا اووسفر تولید می‌شود.

    آنتریدی

    آنتریدی به شکل کیسه‌ای است با جدار نازک که از یک ردیف سلول ساخته شده است. در داخل آنتریدی یاخته‌هایی قرار گرفته‌اند که مستقیما به یاخته‌های مادر آنتروزوئید تبدیل می‌شوند. هسته این یاخته دوکی شکل است و دیواره یاخته از بین می‌رود و در انتهای آن دو تاژک بوجود می‌آید و یک آنتروزوئید یا گامت نر شکل می‌گیرد. آنتریدی غالبا از راس خود پاره می‌شود و آنتروزوئیدها را به خارج پراکنده می‌کند و گامتهای نر که قدرت تحرک دارند با شنا کردن در آب اطراف گیاه خود را به آرکگون می‌رسانند.

    آرکگون

    اندام زایشی ماده یا آرکگون به شکل یک بطری دیده می‌شود که دیواره آن از یک ردیف یاخته ساخته شده است. آرکگون شامل بخش گردن و بطن است. در داخل بطن یاخته مادر گامت ماده وجود دارد. که این یاخته بوسیله تقسیم به دو یاخته نامساوی تقسیم می‌شود. یاخته بزرگتر گامت ماده را می‌سازد. آنتروزوئید پس از ورود به بطن آرکگون با یاخته اووسفر ترکیب شده و سلول تخم را بوجود می‌آورد که بلافاصله در اطراف آن دیواره سلولزی تشکیل می‌شود. با تشکیل تخم مرحله گامتوفیتی گیاه پایان می‌یابد و مرحله اسپروفیتی آغاز می‌شود.



    تصویر

    تبدیل تخم به گیاه کامل

    تخم بلافاصله بعد از تشکیل در داخل آرکگون تقسیمات مکرر خود را آغاز می‌کند و جنین را بوجود می‌آورد. در این مرحله جنین کاملا بوسیله آرکگون پوشیده شده است. ادامه رشد جنین و تشکیل اسپروگون باعث می‌شود تا آرکگون پاره شود. قسمت بالای آرکگون همراه با رشد جنین به بالا کشیده می‌شود و در راس کپسول یعنی قسمت اصلی اسپروگون قرار می‌گیرد. همه این موارد در روی گیاه که همان گامتوفیت است صورت می‌گیرد و از مواد غذایی گامتوفیت استفاده می‌کند.

    ساختمان اسپروگون

    اسپروگون یا بخش اصلی اسپروفیت گیاه شامل 3 قسمت است. پایه که در لابه لای بافتهای گیاه قراردارد و مواد غذایی برای اسپروگون را تهیه می‌کند ، تار که وسیله ارتباط کپسول و پایه است و کپسول که دارای ساختمان پیچیده‌ای است و در داخل آن اسپورها یا هاگ در نتیجه تقسیم میوز یاخته‌های مادر اسپور بوجود می‌آیند. با تشکیل اسپور مرحله اسپروفیتی گیاه خاتمه می‌یابد و مرحله گامتوفیتی آن آغاز می‌شود. هر گاه اسپور در محیط مناسب قرار بگیرد رویش کرده و رشته سبز رنگ و منشعبی به نام پروتونما بوجود می‌آید. در نقاط مختلف پروتونما جوانه‌های سبز رنگی دیده می‌شود که نهایتا هر کدام از آنها به یک گیاه خزه تبدیل می‌شوند.



    تصویر

    رده بندی خزه‌ها

    این شاخه از گیاهان در سه رده مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

    رده خزه‌های اصلی

    خزه‌های اصلی (Bryosida) دارای تقارن محوری هستند و مشخصاتی که در مورد خزه‌ها ذکر شد بیشتر متعلق به این گروه است. مهمترین راسته‌های این رده عبارتند از: راسته خزه‌های اصلی (Bryales) و راسته خزه‌های توربی یا باتلاقی (Sphagnales).

    رده هپاتیکها

    هپاتیکها خزه‌هایی هستند که دستگاه رویشی آنها به شکل نوارهای پهن و با ساقه برگی شکل با تقارن صفحه‌ای می‌باشند. این گیاهان از نقطه نظر ظاهری ساختمان متفاوتی را باهم نشان می‌دهند و در بین آنها انواعی به صورت هپاتیکهای برگدار که نشان دهنده شباهت آنها با خزه‌های اصلی است. گروهی دیگر به صورت خزه‌های دارای تال دیده می‌شوند که شباهت آنها بیشتر با جلبکهای سبز است. هپاتیکها دارای پروتونمای کوچک یا فاقد آن هستند. مهمترین راسته این رده راسته Marchantiales می‌باشد.

    رده شاخ واشها

    گروه کوچکی از گیاهان را تشکیل می‌دهند که سابقا در گروه هپاتیکها رده بندی می‌شدند ولی امروزه مستقل هستند. گامتوفیت آنها به صورت تال کوچکی به ابعاد 15 - 5 میلیمتر است که در هر دو سطح آن روزنه دیده می‌شود و در کلیه بافتهای آن کلروپلاست دیده می‌شود. از این گیاهان می‌توان به آنتوسروز و نوتوتیلا اشاره کرد.



    + نوشته شده در  ساعت 10:25  توسط نریمان شیوندی  | 

    سرخس ها

     

    سرخسها گروهی از گیاهان نهانزاد آوندی هستند. سرخسهای کنونی گروهی تکامل یافته‌ترین گیاهان از این گروه هستند. رشد برگ در سرخسها نسبتا کامل و مدوام و ریزوم آنها پایا است. در سرخسها مثل سایر نهانزادان آوندی تولید گیاه برگدار با تشکیل تخم آغاز می‌شود و بنابراین با اسپوروفیت مطابقت دارد.
    تصویر

    ریشه سرخسها

    ریشه سرخسها همیشه نابجا و نازک بوده، قطر آن از 2 تا 3 میلیمتر تجاوز نمی‌کند. ریشه‌های نابجا علاوه بر سطح ریزوم روی دمبرگ سرخسها نیز می‌روید. در برش عرضی استوانه آوندی ریشه در سرخسها ، دو دسته |آوند آبکشی متناوب با دو دسته آوند چوبی به شکل مثلث که در پایه به یکدیگر متصل هستند و در بین آن دو فضایی برای پارانشیم مغزی وجود ندارد دیده می‌شود. بعد از آوندها لایه دایره محیطیه که سلولهای آن متناوب با سلولهای آندودرمی هستند و سپس پارانشیم پوستی ریشه قرار دارد. پارانشیم پوستی را از خارج لایه کرک زا در نقاط مختلف آن کرکهای عریض و طویل کشنده (به جای اپیدرم) دیده می‌شود محصور می‌سازد.

    ساقه سرخسها

    سرخسها ریزوم دارند و ریزوم در سال یک ساقه هوایی تولید می‌کند که حامل برگهای بزرگی است. ساقه سرخسها ، به استثنای بعضی گونه‌های نادر مناطق حاره ، همیشه زیرزمینی و به صورت ریزوم است. ریزوم سرخس تریکومانس آلاتوم که سرخسی کوچک است، دارای ساقه نازک با ساختاری ساده و یک استوانه مرکزی است. در برش عرضی ریزوم این سرخس بخشهای زیر دیده می‌شود. طبقه اپیدرم ، منطقه فیبر پوستی ، پارانشیم پوستی ، لایه آندودرم ، دایره محیطیه ، آوندهای غربالی ، وجود یک ردیف سلول پارانشیمی در زیر حلقه بافت آبکش ، دسته‌های چوبی مرکب از تراکئیدهای دارای تزئینات مارپیچی نردبانی که کم و بیش همراه با عناصر پارانشیم چوبی‌اند.

    برگ سرخسها

    برگ سرخس فروند نامیده می‌شود. برگها نسبت به ساقه بزرگند و اثر برگی آنها که اهمیت زیاد دارد، در محل تشکیل در استوانه مرکزی ساقه یا حتی در قطعات آن چاله‌ای ایجاد می‌کند. برگ سرخسها دارای 2 ویژگی هستند. حالت پیچیده برگ قبل از باز شدن. برگ جوان به صورت دسته عصا پیچیده است و رشد نامحدود آن.

    برگها در سرخسها مستقیما از ریزوم جدا شده و رشد و توسعه آنها معمولا چندین سال طول می‌کشد. رشد برگ بوسیله مریستمی که در نوک و راس آن قرار دارد صورت گرفته و دمبرگ یا پایه آن نیز تقریبا همان ساختار تشریحی ریزوم را با اختلاف عدم قرینه محوری و داشتن قرنیه طرفی دارد. در ساختار کلی برگ ، پارانشیم نرده‌ای همراه با پارانشیم حفره‌ای تشکیل مزوفیل وجود دارد. سلولهای اپیدرمی و سلولهای روزنه‌ای کلروفیل دارند.

    تصویر

    چرخه زندگی و تولید مثل در سرخسها

    در گیاهان آوندی تناوب نسلها به صورت گامتوفیت و اسپوروفیت دیده می‌شود. گیاهی که معمولا سرخس نامیده می‌شود در واقع اسپوروفیت است که بزرگ برگدار و سبز است و امکان دارد که در تمام سال باقی بماند. در فصلهای معینی از سال سلولهای سطح زیرین برگ سرخس هاگدانهای عدسی شکل پایه‌داری تولید می‌کنند. معمولا در یک نقطه برگ چند هاگدان باهم پدید می‌آیند. این دسته هاگدانها سور نامیده می‌شود. در بسیاری از موارد سورها دو ردیف منظم در دو ردیف رگبرگ اصلی برگ تشکیل می‌دهند.

    در هاگدان محتوی سلولهای مادر هاگ است که پس از تقسیم میوز هاگهای هاپلوئید دارای پوشش محافظ تولید می‌کنند.سرانجام هاگدانها خشک شده و شکفته می‌شوند و هاگها بیرون می‌ریزند. بعدا این هاگها می‌رویند و گامتوفیتهای هاپلوئید را بوجود می‌آورند. اندامهای جنسی
    آنتریدی و آرکگون در سطح زیرین گامتوفیت ایجاد می‌شوند. آنتریدی تولید گامت نر و آرکگون تولید گامت ماده را می‌کند که از لقاح آنها تخم ایجاد شده و از رشد تخم گیاه اسپوروفیت حاصل می‌شود. و به این ترتیب این چرخه ادامه می‌یابد.

    چند گونه از سرخسهای ایران

    پرسیاوشان معمولی

    این سرخس در نقاط مرطوب ، در کنار جویبارها و در حلقه چاههای آب شمال ایران می‌روید. برگ دارای دمبرگ دراز بی‌کرک و براق با پهنکی از تقسیمات کوچک است.

    پرسیاوشان پا سیاه

    قسمت انتهایی برگ این سرخس تقسیمات باریک و فراوان داشته و دمبرگ آن براق سیاه است.

    تصویر
    زنگی دارو

    سرخس مار زبان

    دارای دو نوع برگ عقیم و بارور است. برگ عقیم فاقد هاگدان ، بیضی شکل دارای کناره‌های کامل و برگ باور ، بسیار باریک ، لوله‌ای شکل و حامل دو ردیف اسپورانژ است.

    سرخس بسپایک

    حلقه مکانیکی اسپورانز در این سرخس ناقص بوده، رگبرگهای فرعی برگها که مرکز به لبه یا کناره آن نمی‌رسند. این گیاه در تمام سال سبز و دارای برگهای پایا یا چند ساله است.

    زنگی دارو

    ساقه زیرزمینی این سرخس پوشیده از بقایای پوسیده برگهای قبلی است. حلقه مکانیکی اسپورانژ در این سرخس ناقص است.

    سرخس بلوطی

    این گیاه بدون گل جذاب دارای ساقه‌ای خزنده است که درست در زیر سطح زمین به صورت افقی رشد می‌کند از این ساقه برگ ساقه‌های سبز رنگی به صورت عمودی رشد می‌کنند که به آهستگی برافراشته می‌شوند. سرخس بلوطی توسط بوجود آوردن هاگهای ریز در زیر برگ ساقه‌هایش تولید مثل می‌کند. هاگها در دسته‌هایی تولید می‌شوند که برای دیدن به اندازه کافی بزرگ هستند.


    + نوشته شده در  ساعت 10:25  توسط نریمان شیوندی  | 

    قارچها

     

    قارچها موجوداتی هتروتروف بوده، فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند و در یکی از پنج سلسله موجودات زنده قرار داده شده‌اند. این موجودات به علت فقدان کلروفیل (سبزینه) قادر به سنتز مواد آلی نیستند و در نتیجه ناگزیرند به صورت ساپروفیت بر روی مواد آلی مرده گیاهی و جانوری و یا به صورت انگل بر روی یاخته‌های زنده و یا داخل آنها زیست کنند. نوع دیگر زندگی همزیستی قارچها با دیگر موجودات است که در میکوریزا و گلسنگها دیده می‌شود.

    تصویر

    ساختار قارچ

    ساختار اغلب قارچها از رشته‌ها و یا ریسه‌های نخی شکل به نام هیف تشکیل شده است. در قارچهای پست ، ریسه‌ها یا هیفها فاقد دیواره عرضی هستند. انشعابات هیفها یا ریسه‌ها شبکه‌ای به نام میسیلیوم را بوجود می‌آورند. شبکه میسیلیوم را می‌توان به صورت کپک بر روی مواد آلی مختلف مشاهده کرد. آنزیمهایی که توسط قارچهای مختلف بوجود می‌آیند می‌توانند انواع مواد آلی را تجزیه کرده و به مواد ساده‌تری مبدل کنند. قارچها از لحاظ ساختار یاخته‌ای جزء یوکاریوتها هستند در اطراف هسته و دیگر اجزای یاخته‌ غشای دو لایه وجود دارد. در اطراف یاخته ، دیواره یاخته‌ای حاوی کیتین قرار می‌گیرند.

    تولید مثل در قارچها

    اکثر قارچها به دو طریق جنسی و غیر جنسی تکثیر می‌یابند. در قارچهای تک یاخته‌ای ، تولید مثل غیر جنسی به روش تقسیم دوتایی و جوانه زدن انجام می‌گیرد و قارچهای پر یاخته‌ای غیر از قطعه قطعه شدن ریسه یا هیف ، انواع هاگهایی از قبیل اسپورانژیوسپور (زئوسپور و آپلانسپور) گویند یا ، جنسی حاصل می‌شود. این نوع تولید مثل در قارچها به پنج روش صورت می‌گیرد.

    روش ترکیب گامتهای متحرک ویژه قارچهای پست است. قارچهای پست ، یا خود تک یاخته‌ای و متحرک‌اند و یا یاخته‌های متحرک تولید می‌کنند. تماس گامتانژیایی ، آمیزش گامتانژیایی ، اسپرم‌زایی و تولید مثل جنسی توسط یاخته‌های رویشی از انواع دیگر روشهای تولید مثل جنسی در قارچها بشمار می‌روند.
    تصویر

    تقسیم بندی قارچها

    سلسله قارچها را به دو شاخه ، قارچهای حقیقی و قارچهای کاذب ، تقسیم کرده‌اند قارچهای حقیقی خود به پنج زیر شاخه تقسیم می‌شوند که عبارتند از:

    زیر شاخه ماستیگو مایکوتینا

    یا قارچهای زئوسپوری که ممکن است ساختار آنها و یا هاگهایی که تولید می‌کنند متحرک و دارای تاژک باشند. نوع تاژک ومحل قرار گرفتن آن در این قارچها از نظر رده بندی مهم است قارچهای این زیر شاخه از نظر نوع ساختار و تولید مثل جزء پست‌ترین قارچها بشمار می‌آیند. اشکال ابتدایی این قارچها فاقد ریسه یا هیف بوده و ساختار تک یاخته‌ای دارند که در واقع بخشی رویشی و نیز زایشی قارچ بشمار می‌آید. سپس ساختار آنها اندکی پیشرفته‌تر شده، بخش رویشی و زایشی از یکدیگر مجزا می‌شوند.

    در قارچهای تکامل یافته‌تر این گروه ، ساختار ریسه یا هیف بوجود می‌آید. ریسه یا هیف آنها فاقد دیواره عرضی است. تولید مثل جنسی در این گروه نیز روند تکاملی را طی می‌کند و از ایزوگامی به آنیزوگامی و سپس ائوگامی می‌رسد. تعدادی نیز گامتهای غیر متحرک دارند و به روش تماس گامتانژیایی تولید مثل جنسی انجام می‌دهند که این قارچها تکامل یافته‌تر از دیگر قارچهای این گروه هستند. این گروه از قارچها به صورت ساپروفیت بر روی بقایای مواد آلی یا به صورت انگل داخلی و خارجی بر روی یاخته میزبان زیست می‌کنند.

    زیر شاخه زیگومایکوتینا

    قارچهای این گروه نیز جزء قارچهای پست بشمار می‌آیند و ریسه یا هیف آنها فاقد دیواره‌های عرضی (سپتا) است. تولید مثل غیر جنسی توسط هاگهای غیر متحرکی انجام می‌شود که معمولا در کیسه‌ای به نام اسپورانژیوم بوجود می‌آیند. تولید مثل جنسی توسط آمیزش دو گامتانژ صورت می‌گیرد. کیسه‌ای به نام اسپورانژیوم بوجود می‌آیند. در این حالت اندامهای جنسی دیده نمی‌شوند. هیف یا ریسه‌های رویشی ، گامتانژ را بوجود می‌آورند. این قارچها اغلب خاکزی هستند و غیر از خاک بر روی مواد قندی مانند نان و مربا و غیره زیست می‌کنند.

     

    تصویر

    زیر شاخه آسکومایکوتینا

    این گروه به علت داشتن ریسه یا هیف دیواره‌های عرضی (سپتا) هستند این قارچها جزء قارچهای عالی بشمار می‌آیند. در نتیجه تولید مثل جنسی ، هاگهایی به نام آسکوسپور در درون کیسه‌هایی به نام آسک تولید می‌کنند. کیسه‌های آسک حاوی آسکوسپورها ، اغلب توسط پوششی به نام آسکوکارپ احاطه می‌شوند. آسکوکارپها به شکلهای مختلف بسته ، نیمه باز و باز وجود دارند.

    رده بندی این گروه بر اساس نوع آسکوکارپ صورت می‌گیرد.
    مخمرها یا بوزکها فاقد آسکوکارپند. در این قارچها تولید مثل غیر جنسی اغلب توسط هاگهایی به نام کونیدیا انجام می‌شود که بر روی هیفی موسوم به کونیدیوفور قرار می‌گیرند ولی مخمرها یا بوزکها که ساختار تک یاخته‌ای دارند به روش تقسیم دوتایی و یا جوانه زدن تولید مثل غیر جنسی انجام می‌دهند.

    زیر شاخه با زیدیومایکوتینا

    تکامل یافته‌ترین قارچها در این شاخه قرار می‌گیرند. هیفها یا ریسه‌ها دارای دیواره‌های عرضی هستند. در یاخته‌های هیف یک یا دو هسته وجود دارد. تولید مثل جنسی به صورت رویشی انجام می‌گیرد در نتیجه آن هاگهایی به نام بازیدیوسپور تولید می‌شوند که بر روی بازیدیوم قرار می‌گیرند. هنگام رویش بازیدوسپور ، ریسه یا هیف تک هسته‌ای حاصل می‌شود و از ترکیب دو ریسه یا هیف تک هسته‌ای مخالف ، ریسه یا هیفی دو هسته‌ای بوجود می‌آید.

    هنگام تولید مثل جنسی ، دو هسته مخالف با یکدیگر ترکیب شده، هسته دیپلوئیدی را تشکیل می‌دهند که با
    تقسیم میوز چهار هسته هاپلویید و در نتیجه چهار بازیدسپور را بوجود می‌آورد. در قارچهای چتری ، بازیدیوسپورها بر روی تیغه‌های شعاعی به نام گیل قرار دارند. در قارچهای منفذدار یا سوراخدار ، بازیدیوسپورها در اطراف منافذ یا سوراخها قرار می‌گیرند ولی در قارچهای توپ پفکی ، بازیدیوسپورها در داخل بازیدیوکارپ بسته قرار دارند.

    تصویر

    زیر شاخه دوترومایکوتینا

    این گروه به قارچهای ناقص نیز معروفند زیرا در چرخه آنها تولید مثل جنسی دیده نمی‌شود و تنها روش تکثیر آنها تولید مثل غیر جنسی است. این قارچها اکثرا بر حسب اندازه ، شکل رنگ و ویژگیهای موجود در کونید یا حاصل از تولید مثل غیر جنسی آنها شناسایی و طبقه بندی می‌شوند. در طبیعت این قارچها پراکندگی فراوان دارند و باعث ایجاد بیماری در گیاهان ایجاد می‌شوند.

    میکوریزا

    ساختاری که در نتیجه برقراری ارتباط بین قارچها و ریشه گیاهان ایجاد می‌شود میکوریزا می‌گویند. در این ساختار به علت وجود آنزیمهایی در ریسه یا هیف این قارچها قابلیت حلالیت و جذب مواد به مراتب بیش از ریشه گیاهان است. دو نوع میکروریزا وجود دارد.

    میکرریزا خارجی

    میکوریزای خارجی که ویژه درختان است یا هیف قارچهای ماکروسکوپی از قبیل قارچهای چتری ، توپ پفکی ، در اطراف ریشه آنها غلاف ضخیمی ایجاد می‌کنند.

    میکوریزای داخلی

    در اغلب گیاهان دیده می‌شود در این نوع میکوریزا هیفها یا ریسه‌های قارچهای میکروسکوپی موجود در خاک به درون یاخته‌های ریشه گیاهان وارد می‌شوند.


    + نوشته شده در  ساعت 10:24  توسط نریمان شیوندی  | 

    تبرتان را کی تیز کردید؟

     

     روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا" توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا" بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد. رئیس پرسید: آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟" هیزم شکن گفت: تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!

    شما چطور؟ آخرین باری که تبرتان را تیز کرده اید کی بود؟تبرتان را کی تیز کردید؟

     روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا" توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا" بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد. رئیس پرسید: آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟" هیزم شکن گفت: تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!

    شما چطور؟ آخرین باری که تبرتان را تیز کرده اید کی بود؟

    + نوشته شده در  ساعت 10:23  توسط نریمان شیوندی  | 

    محیط زیست را پاک نگه داریم!!!!!!!

     



    + نوشته شده در  ساعت 10:22  توسط نریمان شیوندی  |